سی ویژگی یک استاد دانشگاه
1. حداقل 80 درصد وقت کاری او، صرف تدریس، تحقیق، مراکز تحقیقاتی و کنفرانسهای علمی شود؛
2. خود را در معرض دیدگاههای گوناگون قرار دهد؛
3. تفاوت میان توجیه کردن و استدلال کردن را بداند؛
4. تفاوت میان تبلیغ کردن و استدلال کردن را بداند؛
5. در جریان مباحث و گفتمانهای رشتۀ خود در سطح بینالمللی قرار داشته باشد؛
6. حداقل روزی چهار ساعت مطالعه کند؛
7. از مرید پروری، پرهیز کند؛
8. برای تبلیغ شخص خود، برنامه ریزی نکند؛
9. مبلّغ افراد نباشد؛ بلکه بسط دهندۀ منطق و استدلال باشد؛
10. دانشجو و مخاطب از نقد افکار او، احساس امنیت کامل کند؛
11. روش تدریس او باعث فکر کردن بیشتر توسط دانشجویان و مخاطبان گردد؛
12. اگر از متون او، نقد عالمانهای شد، تشکر کرده و پاسخ دهد؛
13. اگر به نظریهای متفاوتی رسید بگوید قبلاً اشتباه کردم و خود را اصلاح کند؛
14. نظریه پرداز صرف نباشد؛ برای بهبود وضع جامعه راه حل ارائه دهد؛
15. آنقدر بیخوابی و زحمت بکشد تا نسبت به نظریه پردازی خود، اطمینان پیدا کند؛
16. ضمن کار علمی، با منِ انضمامی خود مبارزه کند؛
17. متانت گفتاری و رفتاری را در هر شرایطی حفظ کند؛
18. در بحث و مناظره، عصبانی نشود، بی احترامی نکند، صدای خود را بالا نبرد و از القاب استفاده نکند؛
19. استقلال فکری خود را در شرایط متفاوت اجتماعی و سیاسی حفظ کند؛
20. دانشجوی قوی را تقدیر و دانشجوی ضعیف را تشویق کند؛
21. با همقطاران خود در سطح بینالمللی در ارتباط باشد؛
22. حداقل به یک زبان خارجی مسلط باشد؛
23. 90 درصد کار علمی و تحقیقاتی او به صورت نوشتن و متن باشد؛
24. از همکاران خود بدگویی نکند؛
25. یک کتاب تأثیرگذار و ماندنی در رشتۀ خود، تولید کند؛
26. بنیانهای فلسفی متون و افکار او با نهایت دقت پرورانده شده باشند؛
27. برای روشنگری، بعضاً با رسانهها مصاحبه کند؛
28. از مراکز قدرت فاصله بگیرد تا بتواند بدون ملاحظه، نتایج فکر و تحقیقات خود را به جامعه علمی و شهروندان عرضه کند؛
29. سراغ صاحبان منصب نرود؛ اگر برای جامعه و بسط علم مفید بود، دعوت بعضی از آنها را بپذیرد؛
30. کسی که بعضاً به دانشگاه سر میزند، به معنای دقیق علمی کلمه نمیتواند استاد دانشگاه باشد.
پایان نامه به زبان انگلیسی -کانادا
52 ایده ماکیاولی برای حفظ قدرت: زیاد خوب نباشید+ به مردم دروغ بگویید!
به گزارش خبرآنلاین، کتاب «در باب شهریار» نوشته تیم فیلیپس با ترجمه مریم تقدیسی تلاشی است برای ارائه تفسیرهایی از جملات طلایی ماکیاولی. کتاب «شهریار» بر اساس درک عمیق ماکیاولی از طبیعت وجودی انسان نوشته شده و نویسنده این کتاب میکوشد جملات این فیلسوف سیاسی، شاعر، نمایشنامهنویس و آهنگساز ایتالیایی را با توجه به شرایط جهان کسب و کار امروز تفسیر کند تا مخاطب عصر حاضر بتواند درک بهتری از نظریات ماکیاولی داشته باشد.
در معرفی کتاب «در باب شهریار» آمده است: «نیکولو ماکیاولی کتاب شهریار را در سال 1513 میلادی نوشت. او این کتاب را هنگامی نوشت که از کار اخراج و به مزرعه خانوادگی در خارج از فلورانس تبعید شده بود؛ و همین کتاب بود که لقب «پدر سیاست مدرن» را برایش به ارمغان آورد. ولی از مردی که معتقد بود هر کاری را باید به دلیل موجهی انجام داد، عجیب بود که نتوانست به دنبال نوشتن این کتاب کار دلخواهش را در زمینه سیاست فلورانس برای خود دست و پا کند. این کتاب، که تلفیق دقیقی از سوابق شخصی و راهنماییهای مختلف است، شبیه کتابهای امروزیِ خودیاری به نظر میرسد. مشکل اینجاست که بازار کتابهای خودیاری برای شهریاران، از رونق چندانی برخوردار نیست. همانگونه که آشکار است ماهیت غرب مدرن با ماکیاولی و اثر مشهورش شهریار آغاز و بر پایه و اساسی که وی میگذارد بنا میشود؛ پایه و اساسی که به طور خلاصه با شعار «هدف وسیله را توجیه میکند» شناخته شده است.»
در یادداشت ابتدایی که به اصل این کتاب افزوده شده است، میخوانیم: «همانگونه که آشکار است ماهیت غرب مدرن با ماکیاولی و اثر مشهورش شهریار آغاز و بر پایه و اساسی که وی میگذارد بنا میشود؛ پایه و اساسی که به طور خلاصه با شعار «هدف وسیله را توجیه میکند» شناخته شده است. این کتاب نیز از آنجا که به تفسیر ایدههای مندرج در «شهریار» میپردازد، لاجرم برخی دیدگاههای ماکیاولیستی را که با اندیشههای دینی و اسلامی در تعارضند در بر میگیرد... بدیهی است که این شیوهها و روشهای غیراخلاقی با آموزههای دینی و اسلامی هیچ سنخیتی ندارند و در دیدگاه اسلام هیچگاه وسیله هدف را توجیه نمیکند.»
ایدههای ماکیاولی در کتاب «در باب شهریار»، که اغلب از دو سطر هم تجاوز نمیکنند، با توضیحات و تفسیرهای نویسنده کتاب همراه شده است. فیلیپس با نگاهی به اثر مطرح ماکیاولی، فصلهای مختلف این اثر را تورق کرده و برخی ایدههای اصلی وی را برای تفسیر برگزیده است. وی با توجه به جملاتی که ماکیاولی در باب سیاست و حکومت بیان کرده، به سراغ زندگی شهرنشینی امروز رفته و فعالیت شرکتها و سازمانها را بررسی میکند و در پایان هر فصل هم توصیهای برای خواننده کتاب دارد.
در بخش 33 کتاب با عنوان «عزیزم به من دروغ بگو!» می خوانیم:
«فریب دادن مردم معمولا از آنچه فکر می کنید ساده تر است، البته به شرطی که آنها هم دلشان بخواهد که فریب بخورند.» ماکیاولی می گوید: انسان ها آنقدر ساده لوح اند و آنقدر تحت تاثیر نیازهای اولیه شان قرار دارند که اگر فریبکار ماهری باشید، فریب دادن برایتان عملا چندان سخت نخواهد بود. هروقت لازم است دروغ بگویید و هر وقت لازم است مکار باشید. ترکیب این دو همان چیزی است که ماکیاولی دروغ مکارانه می نامد. منظور ماکیاولی این است که عنصر ضروری در تعریف کردن داستان های موثر، مرتبط ساختن آن با منافع بیان نشده و شخصی طرف مقابل است. اگر از این توانایی برخوردارید که آنچه را افراد واقعا دلشان می خواهد بشنوند برایشان تعریف کنید احتمال آنکه حرف تان را باور کنند بیشتر است.»
در بخش 28 کتاب تحت عنوان «زیاد خوب نباشید» نیز می خوانیم:
«درستکار بودن را خوب می دانند اما اگر هدف اصلی شما کسب و حفظ قدرت است، این ریزه کاری ها را رها کنید.»
3هزار سال است که کتاب هایی که درباره قدرت و قدرتمندان نوشته شده اند در یک مورد اساسی و حیاتی واقع بینانه عمل نکرده اند: حاکمی که می خواهد قدرت داشته باشد باید همیشه خوب هم باشد. این نکته با تصور ما از شایسته سالاری همخوانی دارد. برای اینکه کسی به صدر امور برسد باید خوب تر از سایرین باشد فارغ از اینکه این خوبی با چه معیاری سنجیده شود. گاهی محال است هروز بتوانیم مطابق آرمان های مذهبی و اخلاقی زندگی کنیم. وقتی رهبری هستید که باید تصمیمات خشن و بی رحمانه ای بگیرید و اغلب هم جایگزین خوبی برای این تصمیمات ندارید، اصول اخلاقی دست و پاگیرتان می شود. ماکیاولی در شهریار گفته است که «وسواس به خرج داد برای حفظ اصول اخلاقی آن هم به هر قیمتی غیر واقع بینانه و احمقانه است.»
کتاب «در باب شهریار؛ تفسیر 52 ایده طلایی از نیکولو ماکیاولی» با قیمت چهار هزار و 500 تومان از سوی انتشارات ققنوس روانه کتابفروشیها شده است.
اصول ماکیاولی
نیکولا ماکیاولی در شهر فلورانس ایتالیا در سوم مه 1469 به دنیا آمد و در سال 1527 درگذشت. در 25 سالگی وارد شغلهای دولتی گردیدو در جنگ های داخلی به عنوان زندانی سیاسی محبوس شد و به علت شرکت در توطئه کودتا شکنجه بسیار دید.پس از آزادی سیاست را کنار گذاشت و به کشاورزی و نویسندگی پرداخت. از او دو کتاب گفتارهای سیاسی و اجتماعی و حکومت شهریاران که مهمترین کتابهاست به جا مانده. به علت اغتشاشات اجتماعی در دوران وی، دروغ و نیرنگ فراوان بود این عوامل باعث ایجاد عقاید نه گانه وی گردید.
عقاید نه گانه ماکیاولی به علت اغتشاشات حاکم در آن زمان شامل:
1 - همیشه در پی سود خویش باش
2 - جز خویشتن بر هیچکس اهمیت نده
3 - بدی کن اما چنان کن که انگار نیکی می کنی
4 - حریص باش و هر چه را می خواهی تصاحب کن
5 - خشن و درنده خوی باش
6 - به قول و وعده های خود عمل نکن
7 - چون فرصت بدست آوردی مردمان را بفریب
8 - در رفتار با مردم به حیله و زور متوسل شو
9 - همه ی سعی خود را بر جنگ مستمر ساز
عقاید دیگر ماکیاولی
1 - ماکیاولی مذهب را رد نمی کند اما اداره جامعه را مخصوص دولت و سیاست می داند
2 - مذهب در درون دولت است نه قوی تر از آن و دولت هایی که مذهب قوی ندارند فساد می آورند.
3 - ماکیاولی هم چنین جکومت های جمهوری را بهتر از سلطنتی می داند.
4 - معتقد است که در جامعه ای که انسان ها تهی از فضیلت هستند بایستی حکومت های دیکتاتور حکومت کنند تا تسلط بر مردم بی فضلیت داشته باشند.
4 - چون جمعیتی که به حال خود رها شوند ایجاد فساد خواهند کرد.
5 - و این دولت است که مانند پزشکی بایستی دائما مراقب حال ملت خود باشد.
6 - وی دولت و ملت را به پیکری تشبیه می کند که اجزای این پیکر را قوانین و مقررات تشکیل می دهند.
7 - از نظر ماکیاولی جنگ لازم و ضروری است. چون افلاطون جنگ ها را ناشی از خوی درندگی انسان ها می داند.
8 - اما وی معتقد است که جنگ برای توسعهء قدرت و بدست آوردن امکانات و منابع طبیعی و ثروت مورد نیاز جامعه از ضروریات است.
منابع:
- http://matin121.persianblog.ir
سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند
و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...
کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...
زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و
چون همیشه امیدوار وسال نومبارک...
تحقیق چیست؟
تحقيق، از ريشة « حق » است. حق يعني آنچه كه درست و استوار و ثابت باشد. ريشة اصلي واژة حق، در تمام اشتقاقهايش مفهوم ثابت و مطابقت با واقع و استحكام را دارد.
احقاق و تحقيق يك امر، يعني چيزي را ثابت و استوار ساختن، درستي چيزي را به اثبات رساندن، «حق» بودن مطلبي را آشكار ساختن و به عبارتي: شناخت « هست » ها. تحقيق، يك تلاش فكري و علمي براي « يافتن » مطلب درست و حق، و « ارائه» و « اثبات » آن است.
انواع تحقيق
-------------------------
تحقيق را به صورت هاى مختلفى تقسيم كرده و انواع گوناگونى را براى آن در نظر گرفته اند. مهم ترين تقسيم بندى تحقيق , تقسيم آن به دو نوع بنيادى و كاربـردى است . تحقيق بنيادى به منظور ارائه نظريه هاى جديد علمى و گسترش عـلوم در زمينه هاى مختلف صورت مى پذيرد. اين نوع تحقيق با هدف پروراندن نـظـريـه هـاى عـلمى از طريق كشف اصول يا قواعد كلى صورت مى گيرد و به كـاربـرد ايـن يـافـتـه ها در صحنه عمل و واقعيت كمتر توجه مى شود. اين نوع تـحـقـيقات معمولا در موقعيت هاى آزمايشگاهى و اغلب بر روى حيوانات انجام مـى شـود. روان شـنـاسـان از جـمـلـه دانشمندانى هستند كه به انجام اين نوع تحقيقات بيشتر علاقمند هستند.
تـحـقيقات كاربردى به منظور حل سريع مسائل و مشكلات و اتخاذ تدابير لازم انـجام مى شود. اين نوع تحقيق با استفاده ازيافته هاى تحقيقات بنيادى در صدد حل مشكلات گوناگون بر مى آيد. به عبارت ديگر, در تحقيق كاربردى , محقق يافته هاى تحقيق بنيادى را در صحنه عمل مى آزمايد, بنابراين , تحقيق كاربردى بر خلاف تحقيق بنيادى كه جنبه نظرى دارد, بيشتر به سمت پديده هاى واقعى و مـسـايـل عـملى معطوف است و در شرايط غير آزمايشگاهى و در رويارويى با واقعيات سياسى آاجتماعى و... انجام مى شود.
بـرخـى ديگر از صاحب نظران , در يك تقسيم بندى كلى , تحقيق را به دوگونه تـحـقـيق تكوينى و تحقيق توسعه اى (تكاملى) تقسيم كرده اند. از اين ديدگاه , تحقيق تكوينى به تحقيقى اطلاق مى شود كه در صدد يافتن علت تكوين و ايجاد يك پديده يا موضوع تحقيق است , ولى تحقيق توسعه اى يا تكاملى , تحقيقى است كه به دنبال فهم فرآيند و مسيرى است كه يك موضوع يا پديده ازآغاز تولد خود تا كنون طى كرده است . اين نوع تحقيق بر آن است تا معلوم كند كه , پديده مورد نـظـر چـه مـسـيـرى را پـشـت سرگذاشته و چرا چنين مسيرى را طى كرده است.
بـرخـى ديـگر عقيده دارند كه همه مطالعات تحقيقى به صورت يكى از اشكال سه گانه تحقيق تاريخى , تحقيقتوصيفى و تحقيق تجربى يا مجموعه اى از آن ها خـواهـد بـود. از ايـن ديـدگـاه , تحقيق تاريخى , آنچه را كه وجود داشته است تـوصـيـف مـى كند, به عبارت ديگر اين نوع تحقيق شامل بررسى , ثبت , تجزيه و تـحـليل و تفسير رويدادهاى گذشته است تا به كمك آن , محقق ضمن شناخت گذشته , به شناخت وضع موجود و تا حدودى نيز به پيش بينى وضع آينده نايل شود.
تـحـقيق توصيفى نيز از اين ديدگاه آنچه را كه هست توصيف مى كند. اين نوع تحقيق نيز شامل توصيف , ثبت و تجزيه و تحليل شرايط موجود است . در اين نوع تحقيق سعى مى شود تا روابط ميان عوامل (متغيرهاى) دست كارى نشده كشف شـود. درتـحـقيق تجربى نيز محقق در صدد مشخص كردن روابط موجود بين عوامل و متغيرهاى مختلف است , با اين تفاوت كه درتحقيق تجربى امكان دست كـارى و كنترل عوامل و متغيرهاى دخيل در موضوع تحقيق يا پديده مورد نظر وجود دارد.
دانـشـمـندان و صاحب نظران درس روش تحقيق , انواع زيادى از تحقيق را نام بـرده انـد كـه بررسى همه آن ها ممكن نيست , دريك جمع بندى مى توان به سه نـوع اصلى تحقيق اشاره كرد. به عبارت ديگر, تحقيق در علوم اجتماعى به طور عام و علوم سياسى به طور خاص به يكى از اشكال زير مى تواند وجود داشته باشد.
1) تحقيق اكتشافى
2) تحقيق توصيفى
3) تحقيق تبيينى
تحقيق اكتشافى: هـدف اصـلـى در تـحـقـيـق اكـتـشافى , شناخت وضعيتى است كه درباره آن آگـاهـى هـاى لازم وجـود ندارد, به عبارت ديگر, در اين نوع تحقيق , محقق به دنبال دستيابى به اطلاعاتى است كه با كمك آن ها مى تواند موضوع تحقيق را به خـوبـى بـشـنـاسـد. بنابر اين , بااين تعريف هر تحقيقى نيازمند انجام يك سرى مـطـالـعـات اكـتـشـافـى اسـت يـعـنـى تحقيق اكتشافى زمينه اى است براى انجام تحقيقات مهم تر و گسترده تر.
بـرخـى از صاحب نظران , تحقيق اكتشافى را تحقيق برآوردى نيز ناميده اند, به نـظـر آن هـا در اين نوع تحقيق , هيچ فرضيه اى پيشنهاد نمى شود و مورد آزمون قـرار نمى گيرد بلكه هدف آن تنها به دست دادن برآوردى از يك مساءله خاص است . تحقيق اكتشافى را نمى توان تحقيق به معناى حقيقى آن دانست , بلكه در عـوض نوعى مطالعه است كه باعث وسعت بخشيدن به ديدگاه ها و انديشه هاى محقق مى شود. بـنـا بـراين , وظيفه تحقيق اكتشافى نه رسيدگى كردن به فرضيه هاى تحقيق است و نه جمع آورى اطلاعات در مورد مساءله تحقيق , بلكه ايجاد زمينه مناسب بـراى درك بـهـتـر پـديـده هاى مختلف يا مساءله خاصى است كه محقق , فاقد اطـلاعـات كـافى درآن مورد است . تحقيق اكتشافى ممكن است به صورت هاى مـختلفى انجام شود مانند: خواندن متون و نوشته هاى مختلف ,مصاحبه با افراد, مشورت با اساتيد و صاحب نظران و...
تحقيق توصيفى: تحقيق توصيفى شامل مجموعه روش هايى است كه هدف از آن ها توصيف كردن پـديـده يـا پـديـده هاى مورد بررسى است . دراين نوع تحقيق , توصيف و معرفى پـديده مورد نظر از طريق بر شمردن ويژگى ها, ابعاد و حدود آن پديده صورت مـى پـذيرد. دراين نوع از تحقيق , محقق ممكن است در صدد شناسايى عوامل و مـتغيرهاى دخيل در يك پديده يا موضوع خاص برآيد ولى به بررسى روابط بين ايـن عـوامـل و تشخيص نوع آن ها نمى پردازد. به عبارت ديگر, هدف در تحقيق تـوصيفى , شناسايى وضع موجود است , نه قضاوت درباره آن يا بررسى نوع رواب ط موجود بين عوامل و متغيرهاى مختلف .
بـنـابـراين , در يك تحقيق توصيفى , محقق الزاما در پى كشف و توضيح روابط, همبستگى ها و نيز آزمودن فرضيه ها و پيش بينى حوادث و رويدادها نيست , بلكه توجه او بيشتر در جهت توصيف و گزارش نويسى از موقعيت ها و وقايع بر اساس اطـلاعاتى است كه بيشتر جنبه وصفى دارد, البته بايد دانست كه صاحب نظران در مـورد مفهوم دقيق تحقيق توصيفى اتفاق نظر ندارند وگاهى به تعريف اين نـوع از تـحـقـيـق تـا آن اندازه وسعت مى دهند كه شامل همه انواع تحقيق جز تحقيقات تاريخى و تجربى ,مى شود. در اينجا منظور از تحقيق توصيفى عـبـارت اسـت از: تـوصـيـف عـيـنـى , واقـعى و منظم خصوصيات يك پديده , يك موقعيت و يا يك موضوع .
تحقيق تبيينى: ايـن نوع تحقيق كه به آن تحقيق علمى نيز گفته مى شود, در صدد پيدا كردن روابـط عـلـت و معلولى بين متغيرهاى مختلف است .البته ناگفته نماند كه در عـلوم سياسى يا به طور كلى در علوم اجتماعى , بررسى روابط على به گونه اى قـطعى مطرح نيست ـ يعنى در علوم اجتماعى به طور مسامحه از روابط علت و مـعـلـولـى سـخـن بـه مـيـان مـى آيـد ـ زيـرا در مورد پديده هاى اجتماعى و سـيـاسـى نـمـى تـوان بـه رابطه على دست يافت بلكه اين نوع روابط همواره با درصـدى از احـتـمـال بيان مى شود. اين امر از آنجا ناشى مى شودكه پديده هاى سـياسى و اجتماعى معمولا تحت تاءثير عوامل و متغيرهاى زيادى قرار دارند كه شـنـاسـايـى همه آن ها از عهده يك محقق علوم اجتماعى خارج است ,به عبارت ديـگـر, گـفته مى شود كه (اصل چند متغيرى) بر پديده هاى اجتماعى حاكم اسـت. تـعـريفى كه از تحقيق ارائه شد در واقع تنها برازنده تحقيق تبيينى است , زيرا تنها دراين نوع از تحقيق است كه مراحل كلى سه گانه سؤال , فرضيه و آزمون وجود دارد. بنابراين , هدف اصلى يك پژوهشگر علوم سياسى بايد كسب توانايى براى انجام يك تحقيق از نوع تبيينى آن باشد .
منبع: درآمدی بر روش تحقیق در علوم سیاسی، نوشته اسماعیل جهانبین
تفاوت میان تحقیق و تألیف
-----------------------------------------------
تأليف از ريشة « الفت » و به معناي پيوندزدن، به هم آميختن، گردآوري مطالب متناسب با هم در يك مجموعه است و معمولاً نياز به تتّبع و كاوش و دقت و حوصله دارد. گرچه در عرف رايج، معمولاً تأليف و تحقيق را و مؤلف و محقق را به جاي هم به كار ميبرند، ولي ميان محقق و مؤلف تفاوت بسيار است.
مؤلف، صرف گردآورندة مطالبي از جاهاي مختلف و تنظيم كنندة مطالبي است كه با تتبع و پژوهش به دست آورده است، اما محقق، از انديشهاي نقّاد و ديدگاهي عميق برخوردار است و « صاحب نظر » است و كارش تنها جمع آوري مطالب از منابع مختلف نيست بلكه انديشمندي است كه نظريهاي را با برهان و دليل، اثبات يا رد ميكند، يا مطلبي جديد كشف مينمايد، يا مطلب كشف شدهاي را تكميل ميكند، يا چيزي را كه به صورت نظريه بوده است به اثبات ميرساند.
«نظريه پردازي» و اثبات آن نيز ذهني قوي و شيوهاي محققانه ميطلبد. البته تتبع و كاوش، مقدمة تحقيق ميتواند قرار بگيرد و محقق، بر مبناي « يافتهها » ميتواند نظر بدهد.
تحقیق
تحقیق چیست؟
تحقيق، از ريشة « حق » است. حق يعني آنچه كه درست و استوار و ثابت باشد. ريشة اصلي واژة حق، در تمام اشتقاقهايش مفهوم ثابت و مطابقت با واقع و استحكام را دارد.
احقاق و تحقيق يك امر، يعني چيزي را ثابت و استوار ساختن، درستي چيزي را به اثبات رساندن، «حق» بودن مطلبي را آشكار ساختن و به عبارتي: شناخت « هست » ها. تحقيق، يك تلاش فكري و علمي براي « يافتن » مطلب درست و حق، و « ارائه» و « اثبات » آن است.
تحلیل استنادی (Citation analysis) چیست؟
منبع : همشهری آنلاین
عباس حُرّی:
تحلیل استنادی یا مطالعه استنادی یکی از متداولترین فنون کتابسنجی است که در آن قواعد حاکم بر رابطه میان مدرک استناد دهنده (متن) و مدرک مورد استناد (سند)، جستوجو و مطالعه میشود.
در هر اثر مکتوبی ممکن است بهعلل گوناگون به تجربهای، قولی، یا مکتوبی اشاره شود، که به این امر استناد میگویند. ممکن است چگونگی استناد در انواع نوشتهها متفاوت باشد، ولی عمل استناد شناخته شده است و همعمر کتابت و تألیف است. البته رسم ارائه فهرست مآخذ، بهعنوان بخشی جدا و مستقل از متن، رسمی متأخر است.
تاریخچه. پیشینه استناد یا اِسناد را باید در قرون اولیه قمری و در علمالحدیث جستوجو کرد. در حدیث، اِسناد به زنجیره ناقلان (سلسله سند) عنصر اساسی تشخیص صحّت و اعتبار هر حدیث بوده است. دو اصطلاح "سند" و "متن" در علمالحدیث کاملا شناخته شده است. سند را آنچه مورد اسناد قرار گرفته (یا زنجیره ناقلان) و متن را بیان آخرین راوی تعریف کردهاند؛ تعریفی که امروزه نیز در نمایه استناد (Citation index) بهکار میرود. ظاهرآ در نسخههای خطی دینی و حقوقی عبری در قرن 12 میلادی بهکار میرفته است.
استفاده از تحلیل استنادی، در غرب، نخست در حوزه علم حقوق در سال 1743 برای مدوّن کردن مرافعات حقوقی مورد استفاده قرار گرفت که نسخه مدوّنی از آن متعلق به 1821 در دست است. سپس در سال 1873 برای کشف چگونگی تصمیمگیری درباره مرافعات خاص حقوقی با استفاده از زنجیره استناد به موارد مشابه پیشین نیز از آن استفاده شد. با ظهور نمایه استنادی علوم (Science Citation Index)، که مؤسسه اطلاعات علمی (Institute for Scientific Information (ISI در سال 1963 منتشر ساخت، استفاده از این منبع بهعنوان ابزاری برای مطالعات و تحلیلهای گوناگون رونق یافت و امروزه از جمله فنون شناختهشده برای مطالعات کتابسنجی است.
انواع تحلیل استنادی. از بدو پیدایش روش تحلیل استنادی، تحقیقات فراوانی در این زمینه صورت گرفته است. در این تحقیقات فقط به رابطه میان سند و متن توجه نشده بلکه بر مبنای این رابطه، و با توجه به فرض اینگونه تحلیلها، روابط میان خود "متن"ها و یا خود "سند"ها نیز موضوع تحقیقات بسیاری بوده و اساس راهحلهایی برای عمل گزینش متون بنیانی و کشف معتبر از نامعتبر قرار گرفته است. به همین سبب و برای سهولت بررسی اینگونه پژوهشها، شاید بتوان آنها را از لحاظ شیوه عمل به دو گروه عمده تقسیم کرد: الف) تحلیل استنادی عمودی؛ و ب) تحلیل استنادی افقی.
الف. تحلیل استنادی عمودی. غرض از تحلیل عمودی، کشف قواعد حاکم بر رابطه متن و زنجیره اسناد آن است. یعنی هر مقاله علمی بهعنوان حلقهای از یک زنجیره در قیاس با مقالات قبل و بعد از خود سنجیده میشود. البته برخلاف علمالحدیث، اینگونه تحلیل بر آن نیست که سخنی یا بیانی را در زنجیره ناقلان دنبال کند تا به معصوم برسد، بلکه یکی از فعالیتهایی که در آن حوزه و با استفاده از این نوع تحلیل صورت میگیرد، تعقیب یک اندیشه از طریق ردگیری استنادها (Citation tracing) جهت رسیدن به نخستین طراح یک فکر، یا بداعت در یک حوزه علمی، و به قولی، بهمنظور استفاده در تدوین تاریخ علوم است.
در این روش، فرض بر آن است که عمل استناد خود سبب میشود که، خواسته یا ناخواسته، شبکهای میان اسلاف (اسناد) و اخلافِ (متون) یک زمینه پدید آید. هربار که نویسندهای به مقالات پیشین استناد میکند نه تنها بر حجم انتشارات آن زمینه میافزاید، بلکه در بافت شبکه ارتباطی آن زمینه نیز اثر میگذارد. اثرگذاری در اینجا بهمعنای حضور یک مدرک در سیاهه مآخذ آثاری است که بعدآ در آن زمینه منتشر شده است. بدین ترتیب، ارزش یک مقاله علمی بر مبنای تأثیر در مقالات و نوشتههای بعدی (حضور در مجموعه مآخذ آنها) تعیین میشود. معتبرترین تحقیق در این زمینه کار درک دوسولا پرایس است که در سال 1965 بر مبنای نمایه استنادی علوم درباب انتشارات سال 1961 صورت گرفت.
وی در این مقاله اشاره میکند که مقالات مختلف با بسامدهای متفاوتی در نوشتههای بعدی ظاهر میشوند. طبق فرض چنین تحقیقی، مقالاتی در حوزه خود مؤثرتر بودهاند که دفعات بیشتری مورد استناد قرار گرفته باشند. از سوی دیگر، عمر و دوام مقالات از لحاظ حضور در سیاهه مقالات بعدی نیز طبق این تحقیقات تابع قواعد معیّنی است. به عبارت دیگر، عمر انتشارات را میتوان به سه دوره عمده تقسیم کرد: تولد، باروری (زایندگی)، و مرگ (نازایی).
دوره تولد، دورهای است که زمینهای نو پدید میآید، ولی آثار پژوهشی آن بهسبب نو و ناشناخته بودن، هنوز در سیاهه مآخذ مقالات بعدی ظاهر نمیشود. دوره باروری، دورهای است که یک مقاله یا مجموعهای از مقالات، بالاترین بسامد را از لحاظ حضور در سیاهه مدارک گوناگون بعدی دارا میشود، و سپس این زایندگی رو به افول میگذارد تا آنجا که تقریبآ از لحاظ استناد، مرده بهشمار میرود. البته درجه باروری مقالات متفاوت است؛ از این طریق میتوان مقالات بارور را پیشبینی کرد، زمان وقوع نازایی مقالات را حدس زد، و جز آن.
تأثیر "اسلاف" بر "اخلاف" محدود به رابطه مستقیم و بلافصل سند و متن نیست. ممکن است این تأثیر از طریق نسلهای واسط صورت گیرد و پیوسته در نسلهای بعدی ادامه یابد؛ بهطوری که پس از گذشت چند نسل انتشاراتی، بتوان از طریق زنجیره استنادها به جمع کوچکی رسید که پیوسته در کارهای بعدی بهطور متصل (بیواسطه) یا منفصل (باواسطه) مؤثر بودهاند. این جمع کوچک یا چهرههای برجسته یک قلمرو را پرایس "خط مقدم جبهه تحقیق" یا "پیشگامان تحقیق" آن حوزه میخواند. در همین باب، گارفیل و مارگلین و محققان دیگری نیز برآنند که از طریق ردگیری استنادها به گروهی خواهیم رسید که پیوسته مورد استناد قرار گرفتهاند و در واقع بیشترین استنادها به آنان صورت گرفته است که از این جمع به کلن تعبیر کردهاند. چنین جمعی در میان محققان حدیث نیز مطرح بوده است. یعنی به جماعتی از مشایخ حدیث که احادیث پیوسته توسط آنان یا از طریق آنان نقل میشده "عدّه" میگفتهاند.
پرایس در مقاله معتبر خود "شبکه مقالات علمی" به این نکته اشاره میکند که مقالات ارزنده از میان خیل مقالات نشریات مختلف آنقدر اندک است که میتوان نشریهای تحت عنوان "نشریه مقالات واقعآ مهم" منتشر ساخت و اینگونه مقالات را در آن گردآورد. این امر در سالهای بعد توسط محققان دیگر نیز مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. نظیر چنین منبعی که پرایس پیشنهاد کرده، در علمالحدیث وجود داشته و به آن "مشیخه" میگفتهاند که عبارت بوده است از کتابی که نام شیوخ یک فرقه یا حوزه و سلسله اسناد حدیث در آن میآمده است.
در سنّت کتابنامهنگاری اسلامی نیز مشیخهنویسی معمول بوده و در آن مؤلفات اسلامی همراه با سند کتابها و اجازه مؤلفان سیاهه میشده است. البته از تحلیل استنادی عمودی استفادههای دیگری نیز تا به امروز بهعمل آمده که گزینش نشریات معتبر و پراستفاده حوزههای مختلف علمی و تخصصی از آن جمله است. در این روش، مبنا همان فرض نخستین است که متناسب با هدف گزینش، اندکی تغییر یافته است. یعنی هرچه نشریهای بیشتر مورد استناد قرار گیرد اهمیت نسبیاش در آن حوزه بیشتر است. این طرح توسط افراد متعدد و با استفاده از روشهای مختلف آماری دنبال شد. البته گروهی نیز از تحلیل استنادی نه بهعنوان تنها روش کافی، بلکه بهعنوان یکی از ابزارهای مفید همراه با سایر روشهای سنتی سود جستهاند.
نوع دیگری از تحلیل عمودی بهمنظور کشف و تعیین موضوع مقالات "متن" از طریق بررسی "سند"های آن است. اگر این فرض را بپذیریم که مآخذ یک متن مرتبط با موضوع و محتوای آن متن است، پس میتوان این مآخذ را بیانکننده محتوای آن متن دانست. از سال 1963 تحقیقاتی در این زمینه صورت گرفت. سالتون در دو مقاله در سالهای 1963 و 1971 کوشید نشان دهد که میتوان از مآخذ یک مقاله برای تعیین موضوع آن و حتی تعیین دقیق کلمات کلیدی برای توصیف آن نیز سود جست. در تحقیق سال 1971 از موضوعهای کلیدی که به مآخذ مقالات داده شده بود برای تعیین موضوع اصل مقاله استفاده شد و این شیوه را تدبیری برای کمک به فهرستنویسان و نمایهسازان در تعیین موضوع مدارک و پیشگیری از ناهمدستی در تعیین موضوعها دانست. در سال 1974، تحقیق دیگری، حتی آن را مناسبتر از کلمات کلیدی خود متن برای توصیف آن دانست.
در سال 1978 هِنری اسمال از این هم فراتر رفت و قائل به نوعی رابطه مفهومی میان سند و متن گردید. وی در مقاله خود مدعی شد که مآخذ یک مقاله نمادهایی هستند که به مفاهیم آن مقاله اشاره دارند، و میتوان رابطه مفهومی مقالات و حرکت مفاهیم را در درون یک حوزه، یا میان حوزههای مختلف علمی از طریق ردگیری این مآخذ دنبال کرد.
ب. تحلیل استنادی افقی. منظور از تحلیل افقی کشف رابطه احتمالی میان خود مآخذ (سندها) و یا خود مقالات (متنها) است. هرگاه بپذیریم که میان یک مقاله و مآخذش رابطهای هست، پس اگر دو مقاله در مآخذ خود مشترک باشند، یا دو مأخذ در مقالاتی پیوسته در کنار یکدیگر مورد استفاده قرار گیرند، باید میان آن دو مقاله با یکدیگر و این دو مأخذ با یکدیگر از لحاظ موضوعی شباهتی موجود باشد. نوع اول را "اشتراک در مأخذ" (Bibliographic coupling) و نوع دوم را "اشتراک در متن"(Co-citation) مینامند (معادلهای فارسی بر مبنای تعبیر مفهومی این دو اصطلاح آمده نه بر اساس معنای لغوی آنها). چون این دو تحلیل، در روش خود با یکدیگر متفاوتند و در واقع در دو جهت مخالف حرکت میکنند، بهتر است هریک به تفکیک بررسی شود:
1. اشتراک در مأخذ. در این روش تحلیل، که نخست در سال 1963 توسط کسلر پیشنهاد شد، مآخذ مشترک، در مقالات، مورد بررسی قرار میگیرد. یعنی وجود یک مأخذ در دو مقاله، واحد اندازهگیری حدّ اشتراک آن دو مقاله محسوب میشود. بنابراین، دو مقاله هرچه در تعداد بیشتری از مآخذ خود مشترک باشند از لحاظ محتوایی به یکدیگر نزدیکترند. این تعبیر کم و بیش شبیه و شاید متأثر از فهرستنویسی و تعیین موضوع مدارک است که دو مدرک هرچه در تعداد اصطلاحات و کلمات کلیدی اشتراک بیشتری داشته باشند، احتمال همموضوع بودنشان بیشتر است. کسلر در سال 1965 میان مقالاتی که بر مبنای اشتراک مأخذ با یکدیگر شباهت دارند و آنها که بر اساس عناوین موضوعی مشابهاند، مقایسهای بهعمل آورد. از آن سال به بعد، این روش مستقلا یا همراه با سایر روشها توسط پژوهشگران متعددی آزموده شد و در تعیین مدارک همموضوع مورد استفاده قرار گرفت.
2. اشتراک در متن. برخلاف اشتراک در مأخذ که از طریق آن، "متن"ها با یکدیگر پیوند مییابند، در این روش، مآخذ با یکدیگر ربط پیدا میکنند. این نوع تحلیل نخستین بار در سال 1973 توسط هِنری اسمال طی مقالهای پیشنهاد شد. در این روش، واحد اندازهگیری حدّ اشتراک، مقاله جدیدی است که دو مقاله پیشین را در مآخذ خود بهکار گرفته باشد. تعداد مقالات جدیدی که این دو مأخذ را مورد استناد قرار داده باشند معیار نزدیکی آن دو تلقی میشود. بنابراین، اشتراک در متن، بسامد تعداد دفعاتی است که دو مدرک همراه یکدیگر در مدارک بعدی مورد استناد قرار گیرند. این روش شبیه یا شاید متأثر از همایندی واژهها و اصطلاحات در یک متن، بهعنوان ابزار اندازهگیری میزان نزدیکی معنایی این دو است که در نمایهسازی همایند(Associative) بهکار میرود.
برای آنکه حدّ اشتراک دو مدرک بالا باشد، باید تعداد زیادی مقاله جدید، هر دو را مورد استناد قرار داده باشند. بنابراین، اشتراک در متن پیوندی است که توسط نویسندگان جدید میان مقالات پیشین برقرار میشود. این روش مورد استفاده فراوان محققان قرار گرفت و آن را ابزاری مفید برای تشخیص چارچوب حوزهای علمی، یا تعیین حدود و ثغور تخصصهای مختلف، از طریق ربط میان شبکه استنادها دانستند. گروهی نیز جمع این دو روش، یعنی "اشتراک در متن" و "اشتراک در مأخذ"، را برای بازیابی مدارک توصیه کردند و آن را برای این منظور مناسبتر تشخیص دادند.
کاربردها. از سال 1963 از تحلیل استنادی استفادههای گوناگون شده است که موارد عمده آنها عبارتند از: بهبود بخشیدن به کنترل کتابشناختی متون رشتههای مختلف، تعیین منابع هسته، گروهبندی منابع، ردگیری گسترش اندیشهها و رشد متون علمی، پیشبینی روند انتشارات، تبیین الگوی استفاده از مواد منابع، و سیاستگذاری برای مجموعهسازی کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی. لنکستر موارد دیگری را نیز به آن میافزاید که چگونگی استناد در میان نویسندگان رشتههای مختلف؛ شناسایی نویسندگانی که بیشتر از دیگران مورد استناد قرار میگیرند، و به همین ترتیب مجلات، کشورها، یا سازمانهایی که بیش از سایر موارد مشابه مورد استناد قرار میگیرند؛ کشف روابط بین رشتهای و درونرشتهای؛ و میزان روزآمد بودن نوشتههای علمی با توجه به تاریخ مآخذ مورد استفاده در آثار از آن جملهاند.
برخی محققان درباره استفاده از تحلیل استنادی در ارزیابی فعالیتهای علمی افراد اظهار نگرانی کردهاند و برآنند که ممکن است تفاسیر نادرستی در پی داشته باشد، زیرا کمیت و کیفیت لزومآ دارای همبستگی نیستند.
روش تحلیل محتوا (Content analysis) چیست؟
همشهری آنلاین - معصومه کیهانی:
تحلیل محتوا یکی از روشهای مهم پژوهش است که در سالهای اخیر بیشتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
فرد،ان کرلینجر (Fred N. Kerlinger) تعریف جامعی از این روش ارائه میدهد: "تحلیل محتوا روش مطالعه و تجزیه و تحلیل ارتباطها به شیوه نظام دار، عینی و کمی برای اندازهگیری متغیرهاست."
وی در بیان ویژگیهای تحلیل محتوا میافزاید: "در گذشته برای اندازهگیری متغیرها، از این روش کمتر استفاده شده است. اما کاربرد جدید و فزاینده آن در پژوهش رفتاری به اندازه گیری متغیرهایی معطوف بوده است که بدون این روش، اندازه گیری آنها امکان پذیر نبوده است... در این روش به جای مشاهده مستقیم رفتار افراد یا درخواست از آنان برای پاسخ دادن به مقیاسها یا مصاحبه با آنان، پژوهشگر ارتباطهایی را که افراد ایجاد کردهاند؛ انتخاب و سئوالهایش را در آنها جستجو میکند."
تعریف "برنارد برلسون" (Bernard Berelson) نیز از تحلیل محتوا، تعریف جامعی است زیرا هنوز با گذشت بیش از چهل سال، پژوهشگران از آن استفاده میکنند. برلسون مینویسد : تجزیه و تحلیل محتوا، یک شیوه تحقیقی است که برای تشریح عینی، منظم و کمی محتوای آشکار پیامهای ارتباطی بکار میرود.
در تعریف فوق، مفاهیم "کمی و کیفی" ، "عینی و ذهنی" و "آشکار و نهان" جای بحث بسیار دارد. گرچه تحلیل محتوا اصولا بر مبنای دادههای کمی است، ولی میتوان متغیرهای کیفی را به متغیرهای کمی تبدیل کرد.
در تحلیل محتوا، پژوهشگر پیامهای تولید شده را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد و به دنبال یافتن پاسخی برای پرسشهای تحقیق خود است. روش تحلیل محتوا برای دانشمندان علوم اجتماعی و انسانی فرصتهای گوناگونی را جهت استفاده منظم از فرا گیرترین شکل مدارک مربوط به امور انسانی- یعنی محتوای ارتباطات- فراهم میآورد. دامنه وسیع این فرصتها هنگامی که تنوع مواردی را که روش تحلیل محتوا در آن مفید واقع شده است مرور میکنیم؛ آشکارتر خواهد شد.
- مراحل تحلیل محتوا
مراحل روش تحلیل محتوا به این ترتیب است:
1- مشخص کردن هدف: هدف یک پژوهش علمی دستیابی به پاسخ چند سئوال فرضیه است.
2- طرح سئوالات و فرضیهها
3- انتخاب واحد تحقیق: در واقع این سئوالها و فرضیههای تحقیق است که نوع متغیر و واحد تحقیق را مشخص میکند.
4- ساختن زیرمقولهها: در این مرحله پژوهشگر با توجه به فرضیهها ، سئوالها و صورت مسئله تحقیق، متغیرهایی را میسازد که با مبنا قرار گرفتن برای کد گذاری مطالب مورد نظر، محقق را در جهت پاسخگویی به سئوالها و فرضیهها کمک کند. این کار در واقع همان تهیه دستورالعمل کد گذاری به شمار میرود.
5- ارائه تعاریف نظری- علمی: در این مرحله باید محقق بتواند تعریف نظری جامع و مانعی برای متغیرها ارائه دهد که درعمل امکان کد گذاری مطالب به راحتی امکان پذیر باشد.
6- مشخص کردن جامعه آماری: این کار برمبنای سئوالها و فرضیههای تحقیق مشخص میشوند.
7- نمونه گیری: نمونه گیری در تحلیل محتوا با نمونه گیری در روش پیمایشی تفاوت چندانی ندارد و درواقع دغدغه اصلی پژوهشگر این است که نمونهها به طریقی انتخاب شوند که بتوانند آن کل مورد نظر را نمایندگی کنند.برای نمونه گیری با توجه به فرضیهها و سئوالهای تحقیق و در دسترس بودن نمونهها میتوان یک هفته یا یک ماه و یا یک سال آماری ساخت.
8- کد گذاری و جمعآوری دادهها: در این مرحله، محقق با توجه به واحد تحقیق،نمونههای انتخاب شده را براساس دستورالعمل تهیه شده، تحلیل و کد گذاری کرده و سپس کدهای مربوطه را در برگه مخصوص کد گذاری ثبت میکند.
9- روایی و پایایی: در مرحله بعد از کد گذاری، برای آنکه اصل عینیت روش تحلیل بکار گرفته محک زده شود، ضریب قابلیت اعتماد (پایایی) محاسبه میشود. (با استفاده از فرمول اسکات و کد گذاری مجدد حداقل 10 درصد پیامها)
10- آزمونهای آماری: در این مرحله پژوهشگر، دادههای بدست آمده موجود در برگه کد گذاری را وارد کامپیوتری با نرمافزار spss میکند تا از طریق آزمونهای آماری- که بیشتر آزمون کای اسکوئر مورد نظر است- به جدول های توزیع فراوانی دست یافته و بعد به مرحله آخر یعنی تجزیه و تحلیل دادهها برسد. در این مرحله است که پژوهشگر برای سئوالها و فرضیههای تحقیق پاسخ مناسب دریافت میکند. و برهمین مبنا نیز تحقیق میتواند پیشنهادهایی برای انجام پژوهشهای جدید ارائه دهد.
چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟3
چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟
قسمت آخر
طريقه نگارش چكيده مقاله براي ارائه در نشريات بين المللي
چكيده مقاله: Abstract
در مجلات علمي، چكيده مقاله هم معني خلاصه است. اما در لغت نامه اين دو معنا تعريفيمتفاوت دارند. بعضا در متون علمي هر دو به يك معني بكار مي روند. بطوريكه بعضي مجلات از يك لغت براي هر دو مفهوم استفاده مينمايند، البته اين روش فراگير نيست و بسياري مجلات بين چكيده و خلاصه مقاله تمايز قائل هستند. (معمولا چكيده مقاله اي كه قبل از ارسال اصل مقاله براي يك مجله ارسال ميگردد، چكيده مقاله پيشين ناميده ميشود كه با چكيدهاي كه در پايان مجلات آورده ميشود چكيده پسين تفاوت اساسي دارد).
چكيده مقاله قسمتي است كه خواننده بعد از جذب شدن توسط عنوان مقاله به آن نگاه كرده و آنرا ميخواند، چكيده علاوه بر كوتاه بودن بايد بطور معني داري خلاصه شده و حاوي مطالب اصلي و مهمترين يافته هاي مسلم مقاله باشد.
بايد به مجلهاي كه مي خواهيد براي آن مقاله بفرستيد نگاه كرده و طول متوسط چكيده ها رااز آن استخراجنمائيد، علاوه براين بايد به قسمت "توضيحاتي براي نويسندگان" رجوع كرده و اگر قوانين و ضوابط خاصي براي نوشتن چكيده در آن ذكر شده آنرا رعايت نمائيد. مثلا معمولاً گفته مي شود كه چكيده بايد بين صد تا صد و پنجاه كلمه باشد.
چكيده بايد حاوي بخشهاي زير باشد:
- حقايق واصول بكار برده شده
- روشها
- نتايج اصلي
- اهميت نتايج و تعبير و تفسير آنها
چكيده مقاله بايد حاوي مطالب و حقايق يافت شده در كار تحقيقي، و مهمترين نتايج و ميزان اهميت كار انجام شده بوده ومعني هر يك از يافته ها را بيان نمايد. نبايد در چكيده مطالبي رابيان نمود كه در مقاله نيامده است بلكه بايديافته هاي مرتبط بامقاله را در برداشته و دقيق باشد . نبايد در قسمت چكيده از عباراتي مثل "اهميت يافته ها در اين مقاله بحث شده است..." استفاده نمود زيرا اينعبارت و نظاير آن هيچگونه اطلاعاتي را به خوانندگان نمي دهند و غير مفيد هستند و فقط محدوديت استفاده از كلمات را براي شما بيشتر مي كنند.(سقف150كلمه)- . بجاي اينها بايد يافته ها راذكر نموده و بيان كنيد كه چرا اين يافته ها مهم هستند.
چهار جزء اصلي هر چكيده عبارتند از:
1- يافته هايتان ، يا چيزي كه قصد يافتن آنرا داشتهايد. اين موضوع ممكن است قبلا در قسمت عنوانمقاله ذكر شده باشد.
2- اگر روشهاي بكار برده شده در كار تحقيقي جالب هستند توضيحي راجع به آنها ذكر كنيد در غير اينصورت لزومي به اينكار نيست.
3- نتايج اصلي كار را همراه با تعابيراصلي آنها بصورت شفاف وواضح ذكركنيد.هرگزنبا يد از توصيفات مبهم استفاده نمائيد. تعبير و تفسير از نتايج را براساس اهميت ، كاربرد و استنباط از آنها ذكر نمائيد.
4- حجم يك چكيده نبايد بيش از 150كلمه باشد.
هر يك از موارد فوق را حداكثر در چند جمله ذكر نموده و از كلمات اختصاري كه در متن استفاده نمودهايدو يا خود آنها را مخفف كرده و به اختصار آورده ايد، در قسمت چكيده استفاده ننمائيد. در چكيده از اشكال و جداول استفاده ننموده و بهآنها آدرس هم ندهيد. از عبارات ساده و مسلم همراه با مقادير و اعداد استفاده كنيد. مثلا بنويسيد:"هشتادوشش درصد ( 86%) بيماران بعد از درمان سلامت خود را به دست آوردند"
در چكيده جملات را طوري ننويسيد كه نياز باشد به منبعي آدرس بدهيد ولي اگر لازم شد كه درچكيده به منبعي آدرس دهيد بايد تمام مشخصات منبع يعني: زمان چاپ ، نام نويسندگان، نام مجله و غيره راذكر كنيد .
مقاله ISI چگونه ارزيابي مي شود ؟
از جمله عوامل مورد ارزيابي و رعايت استانداردهاي بانك اطلاعاتيISI، كميته علمي منتخب مجله، تنوع بين المللي مقاله هاي چاپ شده درآن، نشر به موقع مجله و جايگاه نشر آن مي باشد.
اين گزارش حاوي اطلاعات ارزشمندي پيرامون مجله ها و رتبه بندي آنها مي باشد. فاكتور تأثير (Impact Faktor)، براي نخستين بار در سال 1995 و توسط بنيانگذار ISI گارفيلد Garfield مطرح شد و به سرعت به صورت دستورالعملي جهت گزينش بهترين مجله ها به كار رفت. حقيقت اين است كه اين فاكتور ابزار كاملي براي اندازه گيري كيفيت مقاله ها نمي باشد، بلكه چون روش بهتري وجود ندارد و در حال حاضر نسبت به ديگر معيارها براي ارزيابي علمي از مزايايي برخوردار است، لذا عموماً مورد استفاده قرار مي گيرد. JCR بيش از 7500 مجله معتبر را در حدود 200 حوزه موضوعي از سال 1997 به بعد در بر مي گيرد و با استفاده از آن مي توان مجله ها را در حوزه هاي تخصصي، طبقه بندي و شاخص هاي رتبه بندي آنها را بررسي كرد. JCR در دو نسخه موجود است، نسخه علمي آن در بر گيرنده بيش از 5900 ژورنال علمي و نسخه علوم اجتماعي مشتمل بر 1700 ژورنال است. JCR از طريق Web of knowledge به شرط پرداخت وجه اشتراك قابل بررسي است.
ضريب تاثير (IF) چيست؟
فاكتور تاثير به صورت ميانگين، تعداد ارجاعات به يك مورد قابل استناد (نظير مقاله پژوهشي، مقاله مروري، نامه، ياد داشت، چكيده و..) در يك مجله علمي در طول زماني معين تعريف شده است. فاكتور تأثير، تعداد ارجاعات به مقاله هاي منتظر شده در دو سال قبل مجله تقسيم بر تعداد مقاله هاي منتشر شده در دو سال مذكور است. در مواردي فاكتور تأثير مجله بطور ميانگين (كه معدل فاكتور تأثير طول دوران فهرست شدن آن مجله در ISI مي باشد)، نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. اين شاخص مهمترين و در عين حال كاربردي ترين شاخص ارزيابي مجله ها از نظر ISI است. اين عامل همه ساله توسط ISI بر مبناي ارجاعات به هر يك از مجله هاي علمي آن محاسبه مي شود و نتيجه در گزارش JCR منتشر مي شود. اين ضريب نه براي مقاله يا نويسنده بلكه براي مجله محاسبه مي شود. محاسبه بر مبناي يك دوره سه ساله صورت مي گيرد.
چگونه يك مقاله ISI ارزيابي مي شود؟
براي اينكه بتوانيد يك مقاله بنويسيد، لازم است در اين زمينه اطلاعاتي داشته باشيد. اگر اين مقاله را براي مؤسسه اطلاعات علمي ISI مي نويسيد، احتمالاً برايتان مهم است كه بدانيد اين مقاله ها چگونه ارزيابي مي شود. امروزه ارزيابي مقاله هاي علمي يكي از دغدغه هاي جوامع علمي مي باشد. مؤسسه اطلاعات علميISI براي ارزيابي تحت پوشش فهرست نويسي خود، سه شاخص در نظر گرفته است: 1- فاكتور تأثير گذار (IF): اين شاخص مهمترين و در عين حال كاربردي ترين شاخص ارزيابي مجله ها از نظر ISI است.
2- شاخص فوري(Immediately): تعداد ارجاعات به مقاله هاي منتشر شده مجله در سال مورد ارزيابي تقسيم بر تعداد مقاله هاي منتشر شده در همان سال مجله مذكور است. اين شاخص در حقيقت شيب رشد منحني ارجاعات را بيان مي كند. 3- شاخص نيمه عمر استناد(Cited Half-Life):نيمه عمر ارجاعات يا نيمه عمر استناد، تعداد سال هايي است كه از سال ارزيابي بايد به عقب برگشت تا شاهد پنجاه درصد كل ارجاعات به مجله در سال مورد ارزيابي باشيم.
به عبارت ديگر، اين شاخص مدت زماني كه نيمي از كل استنادات به آن مجله صورت پذيرفته باشد را نشان مي دهد و در حقيقت سرعت كاهش ميزان ارجاعات به مجله را بيان مي كند. بديهي است كه وقتي مقاله هاي يك مجله ارزش خود را براي ارجاعات، زود از دست بدهند (مقاله ها سطحي باشند و خيلي زود بي ارزش شوند)، تنها به مقاله هاي جديد مجله ارجاع داده مي شود. اين موضوع باعث مي شود كه نيمه عمر ارجاعات به مجله كاهش يابد. بنابراين هر چه نيمه عمر ارجاعات به مجله بيشتر باشد، نشان مي دهد كه ارزش مقاله هاي مجله در طول زمان بيشتر حفظ شده است و هنوز مورد ارجاع قرار مي گيرند.
در مجموع هرچه نيمه عمرارجاعات به يك مجله بيشتر باشد، ارزش مجله بالاتر مي رود. در پايان هر سال، مجله هاي تحت پوشش فهرست نويسي ISI كه در فهرست وبگاه علم (Web of Science=WOB) قرار گرفته اند، ارزيابي مي شوند. معيارهاي ارزيابي و سنجش همان شاخص هاي ارزيابي ISI (سه شاخص اشاره شده دربالا) مي باشند. نتايج اين ارزيابي نيز درگزارش هاي ارجاع مجله JCR هر سال جهت اطلاع عموم اعلام مي شود. در بين فاكتورهاي بالا، فاكتور تأثير، كاربردي ترين شاخص مي باشد و امروزه به طور گسترده اي در درجه بندي و ارزيابي مجله هاي مورد استفاده قرار مي گيرد. اين فاكتور در حقيقت توانايي مجله و هيأت تحريريه آن را در جذب بهترين مقاله ها نشان مي دهد.
بانك اطلاعات ISI، مركزي براي فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترين مجله هاي علمي منتشره در دنيا به منظور تبادل اطلاعات ميان پژوهشگران مختلف مي باشد. پر واضح است كه منظور از پوشش جامع، فهرست نمودن كل مجله هاي علمي منتشر شده در جهان نمي باشد. چرا كه از طرفي مقرون به صرفه نيست و از طرف ديگر تمام مجله هاي نشر يافته در جهان از استانداردهاي ISI پيروي نكرده اند و از غناي علمي لازم برخوردار نيستند. ارزيابي مجله هاي علمي ISI به طور مستمر و مداوم هر دو هفته صورت مي گيرد.
ارزيابي كنندگان ISI در حدود 2000 عنوان جديد را سالانه مورد ارزيابي قرار داده و تنها 10 تا 12 درصد از مجله هاي علمي ارزيابي شده، انتخاب مي شوند. هر مجله علمي قبل از انتخاب شدن و فهرست شدن در ISI يكسري مراحل ارزيابي را پشت سر مي گذارند.
از جمله عوامل مورد ارزيابي و رعايت استانداردهاي بانك اطلاعاتيISI، كميته علمي منتخب مجله، تنوع بين المللي مقاله هاي چاپ شده درآن، نشر به موقع مجله و جايگاه نشر آن مي باشد. لازم به ذكر است كه هيچ يك از اين عوامل به تنهايي مورد بررسي و ارزيابي قرار نمي گيرد، بلكه با بررسي مجموع عوامل، يك امتياز كلي داده خواهد شد.
از جمله مواردي كه در ارزيابي مجله مورد توجه قرار دارد اين است كه عنوان مقاله ها، چكيده و كلمات كليدي بايد به زبان انگليسي باشد همچنين توصيه مي شود كه منابع نيز به زبان انگليسي نوشته شوند. اگر چه اطلاعات علمي مهم به تمامي زبانها به چاپ مي رسد، اما موارد ذكر شده بايد به زبان انگليسي باشد تا تحت داوري و ارزيابي ISI قرار گيرد زيرا ارزيابي كنندگان مجله هاي علمي در ISI نمي توانند عناوين ومنابع بكار رفته در مقاله ها را به زبان انگليسي ترجمه كنند. داوري علمي و تخصصي مقاله هاي چاپ شده در مجله توسط داوران نام آشناي علمي از جمله عمده ترين موارد مورد توجه ارزيابي كنندگان مي باشد كه گوياي اعتبار و غناي علمي مجله است. سه پايگاه WOS ، EST و JCR از معتبرترين پايگاه هاي علم سنجي هستند كه توسط مؤسسه اطلاعات علمي ISI تهيه و روز آمد سازي مي شوند.
پايگاه Essential Science Indicators) ESI بر مبناي دوره هاي زماني 10 ساله، به ارائه آمار در قالب شاخص هاي تعيين شده توليد علم از جمله رتبه علمي كشورها بر اساس تعداد توليدات علمي، تعدا كل استنادها و نسبت استناد به توليدات علمي مي پردازد. در پايگاه Web of Science(WOS) امكان جستجو و استخراج اطلاعات در طول دوره هاي زماني مختلف بر اساس شاخص هاي گوناگون علم سنجي وجود دارد.
پايگاه (JCR (Journal citation Reports به ارائه گزارش استنادي نشريه ها مي پردازد. از طرفي تعداد نشريه هايي كه هر كدام از اين پايگاه ها نمايه مي كنند نيز با ديگري متفاوت است.
بهترين معيارهاي ISI براي نمايه كردن مجله ها چيست؟
در سايتISI چهار مورد به عنوان ملاك هاي اصلي نمايه شدن مجله آمده است كه عبارتند از:
1- زمان بندي نشر، تعريف شده باشد يعني معلوم باشد كه فصلنامه است، ماهنامه است يا... و در موعد معين هم آماده شود.
2- فرآيند داوري براي مجله تعريف شده باشد.
3- قواعد نشر بين المللي را رعايت كند. براي مثال، عنوان مجله گوياي محتواي آن باشد.
4- مقاله به هر زباني كه باشد مهم نيست ولي چند مورد در آن بايد به زبان انگليسي باشد كه عبارتند از: اسامي نويسندگان، عنوان، چكيده و كلمات كليدي و حتي الامكان منابع و مآخذ هم انگليسي باشد.
موارد فرعي هم وجود دارد كه شامل اين موارد است:
1- مجله بايد حوزه بين المللي داشته باشد و به يك حوزه جغرافيايي خاص تعلق نداشته باشد.
2- در حوزه آن مجله، ترجيحاً مجله مشابه نباشد يا اگر هست آن مجله معيار برتري نسبت به آنها داشته باشد.
3- افراد به وجود آورنده آن حتي الامكان افراد شناخته شده اي باشند.
4- افراد به وجود آورنده، توزيع جغرافيايي مناسبي داشته باشند مثلاً همه ايراني نباشند.
البته موارد فرعي، نمره اضافه دارد و در قبولي يا رد مجله از طرفISI نقش بازي نمي كند.
موسسه ISI و چگونگي ارسال مقاله علمي به اين مركز
موسسه اطلاعات علمي (Institute for Scientific Information):
بانك اطلاعات ISI مركزي براي فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترين مجلات علمي منتشره در دنيا به منظور تبادل اطلاعات ميان پژوهشگران مختلف مي باشد. شمار مجلات ISI ثابت نيست. يك مجله ممكن است در يك زمان٬ از مجلات ISI محسوب شود٬ اما به دليل كاهش بار علمي٬ بعداً از ليست مجلات ISI كنار گذاشته شود. در حال حاضر بيش از ۱۶۰۰۰ مجله٬ در ليست ISI قرار دارند. هر ساله ۲۰۰۰ مجله جديد مورد ارزيابي قرار مي گيرد و حدود ده درصد آنها به ليست ISI اضافه مي شوند.
هر مجله علمي قبل از انتخاب شدن و فهرست شدن در ISIيكسري مراحل ارزيابي را پشت سر مي گذارد. ازجمله عوامل مورد ارزيابي و رعايت استانداردهاي بانك اطلاعاتي ISI ، كميته علمي منتخب مجله، تنوع بين المللي مقالات چاپ شده در آن، نشر به موقع مجله و جايگاه نشرآن مي باشد. لازم به ذكر است كه هيچ يك از اين عوامل به تنهايي مورد بررسي و ارزيابي قرار نمي گيرد بلكه با بررسي مجموع عوامل يك امتياز كلي داده خواهد شد. از جمله مواردي كه در ارزيابي مجله مورد توجه قرار دارد اين است كه عنوان مقالات، چكيده و كلمات كليدي بايد به زبان انگليسي باشد همچنين توصيه مي شود كه منابع نيز به زبان انگليسي نوشته شوند. اگر چه اطلاعات علمي مهم به تمامي زبانها به چاپ مي رسد اما موارد ذكر شده بايد به زبان انگليسي باشد تا تحت داوري و ارزيابي ISI قرار گيرد زيرا ارزيابي كنندگان مجلات علمي در ISI نمي توانند عناوين و منابع بكاررفته در مقالات را به زبان انگليسي ترجمه كنند. داوري علمي و تخصصي مقالات چاپ شده در مجله توسط داوران نام آشناي علمي از جمله عمده ترين موارد مورد توجه ارزيابي كنندگان مي باشد كه گوياي اعتبار و غناي علمي مجله است.
ارجاع به خود يا self citation چيست؟
اگر منابع ذكر شده در مقاله٬ پژوهش نويسندگان خود مقاله باشد٬ اين كار از ارزش مقاله مي كاهد زيرا جنبه بين المللي بودن آن را ضعيف مي كند. درجه ارجاع به خود مجلات ISI معمولا كمتر از ۲۰٪ است.
ضريب تاثير يا درجه تاثير يا Impact factor چيست؟
اين عامل همه ساله توسط ISI برمبناي ارجاعات به هر يك از مجلات علمي آن محاسبه مي شود و نتيجه در گزارشات ارجاع مجله يا Journal Citation Reports يا به اختصار JCR ٬ منتشر مي شود. اين ضريب٬ نه براي مقاله يا نويسنده٬ بلكه براي مجله محاسبه مي شود. محاسبه برمبناي يك دوره سه ساله صورت مي گيرد. فرضا اگر در سال ۸۴ جمعا ۴۰ ارجاع به يك مجله صورت گرفته باشد و در آن مجله در سال ۸۲ تعداد ۲۶ مقاله و در سال ۸۳ تعداد ۲۴ مقاله چاپ شده باشد٬ ضريب ارجاع آن مجله٬ از تقسيم ۴۰ بر ۵۰ به دست مي آيد كه ۸/۰ است. يعني به طور متوسط٬ هر مقاله آن نشريه ۸/۰ مرتبه مورد استناد مقالات ديگر قرار گرفته است.
ISI بودن يك مجله را چگونه تعيين كنيم؟
بهترين راه٬ مراجعه به سايت هايي نظير تامسون است. زيرا همچنان كه گفته شد٬ هم تعداد مجلات زياد است و هم ISI محسوب شدن يك مجله ممكن است هميشگي نباشد.هر نشريه با هر امتياز علمي در كشور چاپ شود اگر ضريب تأثيرش صفر باشد، در اين پايگاه قرار نمي گيرد. متأسفانه، در حال حاضر تمامي نشريات ايراني داراي ضريب تأثير صفر بوده و جايي در اين پايگاه ندارند.
ISC چيست؟
ISC يا همان پايگاه استنادي علوم جديد و تكنولوژي كه همانند ISI داراي مقالات دانشمندان است كه خوشبختانه در ايران نيز چنين پايگاهي تاسيس شده است وهم اكنون به فعاليت مي پردازد.
معيار اصلي ورود مجلات به نمايه هاي سه گانه ISI چيست؟
بر اساس قانون تجمع گارفيلد متون هسته براي تمامي رشته هاي علمي بيش از 1000 مجله نيست. همچنين مطالعه اي از سوي گارفيلد بر روي پايگاه اطلاعاتي اِس.سي.آي (Science Citation Index) نشان داده است كه 75% ارجاعات در كمتر از 1000 عنوان مجله شناسايي شدند.
حال اگر لازم نباشد كه يك نمايه استنادي چند رشته اي جامع بيشتر از چندهزار مجله را پوشش دهد، اين مجلات را چگونه بايد برگزيد؟
هر چند برخي شائبه تاثير پذيري اين امر از سياست و ... را مطرح مي كنند ولي نظر ISI Thomson چيز ديگري است. يعني هزينه- كارآيي. گارفيلد خود مي گويد: چون مساله پوشش، وجهي عملا اقتصادي دارد، معيار براي آنچه انتخاب مي شود، هزينه-كارايي است. هدف هزينه – كارآمدي يك نمايه به حداقل رسانيدن هزينه در ازاي شناسايي يك مدرك مفيد و به حداكثر رسانيدن احتمال دستيابي به يك مدرك مفيد منتشره است. يك نمايه هزينه- كارآمد بايد پوشش دهي خود را تا حد امكان محدود به آن مداركي نمايد كه ممكن است افراد مفيدشان بدانند. به زبان ساده ISI Thomson مجلاتي را نمايه مي كند كه احتمال استناد به آنها بيشتر باشد.ولي چه شاخصي مي تواند صلاحيت ورود ديگر مجلات به جمع مجلات منبع ISI Thomson را تاييد كند.
جواب بسيار ساده است: فراواني استناد به مجلات در منابعي كه پيشتر در اين نمايه وارد شده اند.اگر دانشگاهها مي خواهند مجلات خود را در نمايه هاي سه گانه ISI Thomson وارد كنند، علاوه بر رعايت ضوابط عمومي مانند وضعيت نشر، كيفيت مقالات، تركيب سردبيري و تحريريه و ... بايد در جستجوي راهكارهايي باشند كه به مجلات آنها از سوي مجلات منبع ISI Thomson، استناد شود. شايد يكي از راهها تشويق محققان دانشگاه در استناد به مدارك مجلات داخلي، در مقالات ارسالي به مجلات تحت پوشش نمايه هاي سه گانه ISI Thomson باشد.
پيوستن پايگاه استنادي علوم ايران به ISI :
رئيس كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي گفت: پيوستن ISC به ISI با هدف افزايش سهم توليدات علمي ايران در جهان در نشستي با حضور مسئولين ISI در كتابخانه منطقه اي بررسي شد. با توجه به اينكه تمامي خصيصه هاي ISI در ISC نيز وجود دارد، كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي شيراز كه متولي ايجاد ISC ( پايگاه استنادي علوم و تكنولوژي ) در كشور است، براي درج شدن مجلات بيشتري به زبان فارسي در ISI و ايجاد ارتباط بيشترISC با ISI تلاش مي كند.
با برقراري پيوند علمي ميان ISI و ISC شناسايي علم به زبان فارسي در سطح بين المللي بيشترمي شود و سهم ايران از توليدات علمي دنيا بيشتر خواهد شد . هم اكنون بيش از 6 هزار مقاله توسط مجلات معتبر در ISC توليد مي شود اما انعكاس اين توليدات علمي در سطح بين المللي كم است كه با درج تعدادي از مجلات در ISI بازتاب علمي ايران در جهان بيشتر مي شود.
وي با بيان اينكه هم اكنون 25 مجله ايراني توسط ISI شناسايي شده و نمايه مي شود، افزود: در حال حاضر تلاش مي شود اين تعداد به 500 مجله افزايش يابد . مسئول راه اندازي ISC در ايران با بيان اينكه ايران چهارمين كشور داراي مطالعات استنادي علوم بر پايه ISI است، گفت: كشورهاي ژاپن و چين نيز توانسته اند مجلات خود را به همين روش در ISI درج كنند.
گفتني است كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي شيراز چندي پيش مأمور راه اندازي پايگاه استنادي علوم ايران و جهان اسلام شد و اين مركز هم كانون در تلاش براي سنجش توليدات علمي در كشورهاي اسلامي، رتبه بندي نشريات كشورهاي اسلامي، توليد نمايه استنادي علوم كشورهاي اسلامي به منظور توسعه ISC در ميان تمامي كشورهاي اسلامي و پيوند دادن ISC به ISI است .
لیست ژورنال های ISI
چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟2
چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟
قسمت دوم
آيين نگارش
چنانكه بيان شد، محقق بايد ابعاد سه گانه محتوايي، ساختاري و نگارشي مقاله را مورد توجه قرار دهد. آنچه تاكنون بيان شد، خلاصهاي از اصول محتوايي و ساختاري يك مقاله علمي بود. اكنون به بررسي اصول كلي آيين نگارش كه رعايت آن در تحرير مقاله علمي ضروري به نظر ميرسد، ميپردازيم.
الف) متن علمي تا حدّ ممكن بايد مختصر و مفيد باشد. به همين جهت لازم است از آوردن نقل قولهاي غيرضروري و حجمافزا، تفننهاي شاعرانه و ذوقي، بيانهاي عاطفي واحساسي و گزافهنويسي اجتناب شود.
ب) از آوردن عبارتهاي مبهم، مغلق و پيچيده و واژههاي نامأنوس بايد احتراز گردد.
ج) بايد از ذكر بندهاي طولاني و جملههاي بلند خودداري شود.
د) مطالب بايد ساده، روان، جذاب و به گونهاي صريح و روشن بيان گردد.
ر) در نقل مطالب، ضروري است امانتداري را با ذكر مشخصات دقيق منبع رعايت نمود. هر چند در اين باب نبايد به دام افراط و تفريط - كه حمل بر فضل فروشي يا سهلانگاري است- افتاد.
ش) هر بخش از نوشته كه شامل يك انديشه و مطلب خاصي است، بايد در يك بند (پاراگراف) آورده شود.
ص) بايد از به كاربردن كلمات مترادف به جهت افزايش حجم اجتناب شود.
ط) بايد از به كاربردن افراطي حروف اضافه و حروف ربط در متن پرهيز گردد.
ع) بايد از به كاربردن تعبيرهاي نامناسب و عاميانه و استعمال الفاظ ناروا، ركيك و غيراخلاقي احتراز شود.
تايپ مقاله
امروزه تقريبا اكثر مجلات علمي، مقالات خود را به صورت تايپ شده ميپذيرند، بدين روي و براي تكميل شدن بحث، براي آشنايي مؤلفان محترم، برخي از اصول تايپ، بيان ميگردد.
الف) عنوان مقاله در وسط سطر و با فاصله چهار سانتيمتر از بالا با قلم ياقوت، شماره شانزده تايپ ميگردد.
ب) نام مؤلف در زير عنوان و در وسط سطر و با فاصله 5/1 سانتي متر، با قلم ترافيك، شماره ده تايپ ميشود.
ج) رتبه علمي و محل خدمت مؤلف يا مؤلفان با علامت ستاره () يا شماره در پاورقي همان صفحه و با قلم لوتوس نازك شماره دوازده كه متناسب با قلم پاورقي است، تايپ ميگردد.
د) عناوين فرعي مقاله با شمارههاي تفكيككننده مانند: 1.، 2.، 3.، و...، با قلم لوتوس سياه، شماره چهارده تايپ ميگردد.
ر) عناوين فرعيتر با شمارههاي تفكيك كننده 1.1، 2.1 و... با قلم لوتوس سياه، شماره سيزده تايپ ميگردد.
س) متن مقاله با قلم لوتوس نازك، شماره چهارده تايپ شده و ابتداي هر پاراگراف يا بند با كمي تورفتگي (اشپون) با فاصله 5/0 سانتي متر آغاز ميگردد.
ص) فاصله بين سطرهاي متن 5/1 سانتي متر و فاصله آنها از عنوانهاي فرعي دو سانتي متر است.
ط) فاصله حاشيه صفحهها از هر طرف دو سانتي متر و از بالا و پايين نيز دو سانتي متر است و فاصله آخرين سطر با پاورقي يك سانتي متر است.
ع) نقل قولهاي مستقيم در داخل گيومه با قلم لوتوس نازك، شماره دوازده تايپ ميگردد.
ف) شماره صفحات در گوشه سمت چپ و بالاي صفحه تايپ ميگردد.
ق) مقاله فقط بر يك طرف صفحه تايپ ميشود.
ك) بايد در تايپ مقاله از به كاربردن قلمهاي متنوع و متفاوت اجتناب شود.
ل) قلم انگليسي لازم براي تايپ پاورقي، Times Mediumبا شماره هشت است و همين قلم براي انگليسي در متن و منابع با شماره ده استفاده ميشود.
ويرايش متن
ويرايش متن بر عهده ويراستار است كه بايد طبق قوانين مربوط به نشر و ضوابط علمي صورت دهد. هرچند ويرايش، وظيفه محقق نيست، براي آشنايي محققان، به توضيحي اجمالي در اين رابطه ميپردازيم:
هر اثر تحقيقي دو نوع ويرايش ميشود: ويرايش فني و ويرايش محتوايي.
ويرايش فنی
در ويرايش فني مسائلي از قبيل به دست دادن ضبط لاتيني نامها يا معادل فرنگي اصطلاحات فني، تعيين محل تصاوير، اشكال و جدولها، مراعات شيوه مناسب براي معرفي مشخصات كتابشناسي، تهيه فهرست مندرجات، فهرست تفصيلي، واژهنامه، فهارس ديگر، تنظيم صفحه عنوان و صفحه حقوق، اعراب گذاريهاي لازم، تبديل مقياسها و سنوات، توضيح لازم براي برخي از اصطلاحات، معرفي اجمالي بعضي از اعلام در صورت نياز انجام ميشود.
ويرايش محتوايي
هر نوع كاستي و نادرستي نحوي و زباني در اين ويرايش اصلاح ميشود. اگر اثر تحقيقي، متن تصحيح شده باشد، به بدخوانيهاي مصحح توجه و با مراجعه به منابع - در صورت همكاري مصحح و در اختيار قرار دادن منابع- از درستي واعتبار توضيحات و تعليقات وي اطمينان حاصل ميشود. در مورد آثار ترجمه شده مطابقت تمام وكمال ترجمه با متن اصلي لازم است (دهنوي، 1377، ص 100).
پيوستها
اگر مقاله علمي داراي مطالبي باشد كه در گزارش پژوهش علمي ضروري نيست، مؤلف آن را در پيوستها، ضميمه مقاله مينمايد. بهطور كلي آنچه پرسشنامه را در درك، ارزشيابي و تكرار پژوهش ياري ميكند، مانند نسخه كاملي از آزمونها يا پرسش نامههاي چاپ نشده و شاخصهاي آماري آنهاو...، ميتواند در پيوست آورده شود.
در اين بخش، برخي از پيوستهاي مربوط به اين مقاله آورده شده است:
1.8.فرم ارزيابي مقاله مربوط به تحقيقات ميداني (شماره 1). 2.8.فرم ارزيابي مقاله مربوط به تحقيقات كتابخانهاي (شماره 2). 3.8.فرم ارزيابي مقاله مربوط به ترجمه (شماره 3). 4.8.نشانههاي ويراستاري.
2. محققان براي آشنايي با ملاكهاي محتوايي و ساختاري، به فرم هاي ارزيابي مقالات مراجعه فرمايند.
3. Theory
4. Explanation .
5. Research.
6 .Methodology.
7 .Abstract.
8 .Key Words.
9.Scientific Method.
10.Introduction.
11.Method.
12. Subjects.
13.Instruments .
14.Research Design.
15 . Procedure
16.Data Analysis.
17 . results.
18.Discussion.
19.Interpretation .
20.Conclusion.
21.Referrals.
22. Citation.
24. راه تشخيص آن در كتاب فهرست مستند «اسامي مشاهير و مؤلفان» اثر كتابخانه ملي آمده است.
25. Edition.
چهارچوب مقاله و قواعد مقاله نويسي
تحقيق و پژوهش از اهميت ويژه اي برخوردار است و به جرات ميتوان گفت كه همه پبشرفت هاي علمي صنعتي پژوهشي تكنولوژي و جامعه شناسي بر پايه تحقيق و پژوهش استوار است. اصلي ترين و مهمترين شيوه ارائه نتايج يك مطالعه و تحقيق، تهيه مقاله پژوهشي است و محققي در صحنه توليد وانتشار علمي موفق است كه بتواند نتايج پژوهش خود را در مجلات معتبر پژوهشي به چاپ برساند. از آنجا كه نوشتن صحيح و مناسب يك مقاله يك ركن اساسي براي چاپ مقالات علمي ميباشد، در اينجا سعي شده است كه به بررسي روش هاي صحيح نگارش مقالات پژوهشي پرداخته شود. به طور كلي هر مقاله پژوهشي شامل اجزاي اصلي زير است:
- عنوان
- نام نويسنده يا نويسندگان
- اطلاعات تماس
- چكيده
- واژگان كليدي
- مقدمه
- مباني نظري تحقيق
- روش تحقيق
- يافته هاي تحقيق
- بحث و نتيجه گيري
- فهرست منابع
عنوان مقاله
1) اولين بخش يك مقاله عنوان است كه بايد اشتراكاتي با موضوع اصلي تحقيق داشته باشد و به شكلي جذاب جملهبندي شده باشد. نكات زير در انتخاب عنوان مقاله قابل توجه هستند: 2) عنوان مقاله حتي الامكان بايد دقيق و رسا بوده و از به كار بردن اصطلاحات ناآ شنا يا اختصاري خودداري شود. 3) عنوان مقاله حتي الامكان بايد جمله خاصي باشد كه نكات اصلي و عمده موضوع را در بر داشته باشد. 4) به طور معمول (نه هميشه) و در نامگذاري اكثر تحقيق ها اين نكات در نظر گرفته مي شود: چه چيزي را ميخواهيم بررسي كنيم، در چه جامعه اي، در كجا و در چه زماني. مثلا عنوان يك مقاله ميتواند اين باشد: بررسي رابطه سطح سواد مادران و تغذيه كودكان در شهر تهران سال 1386 5) عنوان بايد «فاقد پيش داوري» باشد. به عنوان مثال، انتخاب اين عنوان براي يك مقاله، مناسب به نظر نمي رسد: بررسي علل بي علاقگي رانندگان نسبت به بستن كمربند ايمني! 6) اگر كلماتي در توصيف ويژگي مطالعه شما نقش كليدي دارند حتما در عنوان خود آن را بگنجانيد. مثل مطالعه آينده نگر مطالعه دوسويه كور يا مطالعه تصادفي شده 7) هيچ گاه نبايد در عنوان مقاله نتيجه پژوهش را به صورت ثابت شده ذكر نمود.
نويسندگان و آدرس ها
اسامي نويسندگان و همكاراني كه در مطالعه شركت داشته اند بايد بطور كامل ذكر شود. همچنين نويسنده اصلي كه مسئول ارتباط با خوانندگان است بايد مشخص شده و آدرس كامل و ایمیل وي در اختيار خوانندگان قرار گيرد.
چكيده تحقيق
چكيده پس از عنوان بيشتر از ساير بخشهاي يك مقاله خوانده ميشود و در چكيده قسمت هاي مختلف مقاله شامل مقدمه، اهداف، روشها و نتايج تحقيقق بصورت خلاصه ذكر مي شود. متن بسياري از مقاله ها به طور كامل در دسترس ما نيست و گاهي فرصت براي خواندن تمام مقاله نداريم و از اين رو چكيده مقاله اهميت زيادي دارد. در اكثر مجلات تعداد كلمات چكيده 150 تا 250 كلمه محدود است.
واژگان كليدي
چند واژه كليدي كه از اهميت زيادي در مطالعه برخوردارند، در اين قسمت ذكر مي شود. ضمن اين كه با ذكر واژه هاي كليدي در سايتهاي علمي مي توان به دنبال مقاله نيز گشت. به طور معمول تعداد اين واژه ها حدود 6-5 كلمه در نظر گرفته مي شود.
مقدمه
مقدمه يك مقاله پژوهشي ضمن بيان مسئله و تشريح موضوع به آن مسئله پاسخ ميدهد كه ارزش مطالعه حاضر براي انجام آن چه بوده است. در حقيقت با مطالعه مقدمه يك مقاله پژوهشي، خواننده با مسئله تحقيق آشنا شده و ضرورت انجام پژوهش را درك ميكند. متن مقدمه بايد روان باشد و حتي الامكان به صورت خلاصه و حداكثردر 2 صفحه تايپ شود.
روش تحقيق
در اين قسمت از مقاله چگونگي و روش انجام پژوهش توضيح داده مي شود. همچنين نمونه هاي مورد بررسي، چگونگي نمونه گيري، جامعه هدف، مراحل اجرائي پژوهش و نحوه تجزيه و تحليل داده ها ذكر مي شود. در اين قسمت در مورد تغيير بيشتر بحث شده و روش اندازه گيري و ميزان دقت و چگونگي كنترل آنها بيان مي شود.
يافته هاي تحقيق
در اين قسمت نتايج بدست آمده از پژوهش ذكر مي شود. نتايجي كليدي مطالعه بايد با كلمات روان و دقيق و بدون بزرگ نمايي ذكر شود. از روشهاي مختلفي براي ارائه نتايج استفاده مي شود. استفاده از اعداد، جداول و نمودارها كمك ارزنده اي به ارائه مطلب بطور ساده تر مي نمايد اما لازم است داده هاي جداول و نمودارها به طور كامل تشريح شده و مورد تجزيه و تحليل قرار گيرند. در مواردي كه از روش ها و آزمون هاي آماري براي بررسي نتايج و تحليل داده ها استفاده شده باشد، بايد نوع آن نيز ذكر شود.
بحث و نتيجه گيري
در اين قسمت به تفسير نتايج ارائه شده مي پردازيم. همچنين مي توان به مقايسه نتايج به دست آمده از مطالعه حاضر با نتايج ساير مطالعه ها پرداخت و با توجه به مجموعه شواهد نتيجه گيري نمود. در صورت لزوم مي توان پيشنهادهايي براي انجام مطالعات بهتر و كامل تر در آينده ارائه داد.
فهرست منابع
در پايان لازم است كليه منابعي كه در تحقيق مورد استفاده قرار گرفته اند، به شيوه اي مطلوب ذكر شوند. شيوه نگارش منابع در نشريات مختلف متفاوت است و بهتر است از راهنمايي اين نشريات و شرايط نگارش مقالات كمك بگيريم.
چند نكته اساسي در ارسال مقالات به نشريات علمي
به ياد داشته باشيد كه قبل از ارسال چكيده مقاله خود به يك مجله، ابتدا فرم نحوه نگارش مقاله را از آن مجله دريافت نموده و چكيده خود را در قالب آن فرم تهيه و تايپ نماييد (به عنوان مثال تعداد كلمات، فونت، تعداد خطوط، فاصله خطوط از كناره هاي صفحه و…)
دلايل عدم پذيرش چكيده يك مقاله در نشريات علمي
1) ابهام در موضوع مقاله و وجود تعداد زياد مقالات مشابه پيشين 2) عدم تبيين زمينه اصلي تحقيق 3) نمونه گيري نامناسب 4) عدم رعايت اصول مقاله نويسي مورد نظر نشريه 5) عدم ذكر صحيح ارقام آماري 6) فقدان بحث و پرداختن به نتايج 7) چكيده هاي خيلي كوتاه و خيلي زياد 8) بي دقتي در تهيه متن (غلط تايپي ، اشتباهات متن) 9) عدم ارتباط موضوع مقاله با رويكرد نشريه
چگونه يك مقاله علمي را خواندني تر بنويسيم؟
مارتين گرگوري بيش از يك دهه پيش در مجله «نيچر» نوشت: «دو نوع نوشتار علمي وجود دارد. يك نوع براي جلب خواننده و نوع ديگر فقط براي اينكه مورد ارجاع قرار گيرد و اين نوع دوم مانند يك بيماري عفوني به سرعت در حال گسترش است.»
به نظر ميرسد در اين مقطع زماني نيز تغييرات بسيار محدودي ايجاد شده است. هنوز هم حجم زيادي از مقالات علميمنتشره فقط توسط دانشمندان و محققاني كه به موضوع مقاله علاقهمند هستند، مورد مطالعه قرار ميگيرد و افرادي كه به مطالعه گذراي مقالات علمي ميپردازند، بيشتر به صفحات علمي روزنامهها و مجلات علمي عام مراجعه ميكنند.
با وجود مقالات فراواني كه در مورد نحوه نگارش صحيح و قابل فهم براي جلب توجه خوانندهها وجود دارد، دانشمندان نبايد از فقدان راهنماهاي مناسب براي نحوه نگارش مقالات گلايه داشته باشند. بسياري از ژورناليستها و نويسندگان حرفهاي اين دو كتاب استاندارد در مورد نحوه نگارش مقاله خوب و علمي را مورد توجه قرار ميدهند: اجزاي سبكهاي نگارشي (استانك، وايت 1959) و درباره خوب نوشتن (زينسر 1976) حال آنكه اين كتابها و كتابهاي مشابهشان براي بسياري از دانشمندان ناشناختهاند. با وجود اينكه اين كتابها نحوه نگارش صريح مقالات علمي را به طور دقيق بيان نميكنند ولي از جهت بيان نحوه صحيح سازماندهي مطالب و نگارش مقالات شيوا و حاوي اطلاعات مفيد، بسيار با ارزشند. مهمتر اينكه اين قبيل كتابها حامل يك پيام مهم هستند كه نويسندگان بايد مطالب را براي خوانندگان بنويسند نه براي خودشان.
البته هنوز هم بسياري از مقالات علمي و پزشكي، حاوي مطالب طولاني و مبهمي هستند كه بيشتر خوانندگان و حتي آنهايي را كه آگاهي مناسبي به موضوع دارند نيز گمراه ميكنند.
مسلماً محدوديتهايي در شكل و ساختار مقالات علمي وجود دارد. در يك مقاله علمي علاوه بر در نظر گرفتن نكاتي كه مورد نظر مجلات علمي مختلف است بايد مقدمه، مواد و روشها، نتايج و بحث در مورد نتايج در ارتباط با تئوري اوليه آورده شود. ماهيت مقالات علمي بيان نتايج و بحث بدون خطا (bias)، محدوديتهايي را در نحوه نگارش مقاله ايجاد ميكند: بيان نتايج در جملات با فعل مجهول (passive) به آن شكل غير شخصي ميدهد و لزوم به كار بردن مراجع مختلف نيز مانع ميشود كه متن مقاله به خوبي دنبال شود. با اين وجود، اين قوانين به قدري انعطافپذير هستند كه بتوان مقالهاي نوشت كه حاوي مطالب مفيد و جالب توجه باشد
10 فرمان براي نگارش علمي و جذاب
1- يك تفكر قديمي در معماري وجود دارد كه ميگويد شكل اشيا از عملكردشان پيروي ميكند. اين تفكر در نگارش هم وجود دارد. بسياري از دانشمندان عقيده دارند هيچ چيزي مهمتر از نتايج مقالاتشان نيست. اما واقعيت اين است كه اولين عملكرد مقاله انتقال پيام به خواننده و متقاعد كردن وي به ارزشمند بودن تحقيق انجام شده است بنابراين بهتر است قبل از شروع به نوشتن، در مورد پيام موضوع تأمل شود. حتي بهتر است پيش از نوشتن عنوان مقاله، راجع به نتايج مقاله نيز انديشيده شود. دانشمندان امروزي كمتر به بيان نتايج خام ميپردازند و هدفشان تفسير و بحث بهتر نتايج است (Horton,1995).
يك نويسنده ممكن است موضوعي را در ذهن خود روشن و واضح تصور كند و نيازي به توصيف و تفسير حس نكند در صورتي كه خواننده ممكن است اصلاً چنين تفكري نداشته باشد. تمام ترديدها توسط خوانندگان مختلف از اين تفكر نويسنده ناشي ميشود كه مطلبي كه در اثر بحث و گفتگوي زياد براي وي مسجل و بديهي شده است براي خواننده نيز واضح و روشن است. گاهي اوقات، نتايجي كه مربوط به موضوع اصلي نيستند هر قدر هم كه جالب باشند، بهتر است حذف شوند و اگر اين نتايج حذف شده مفيد و اساسي باشند بهتر است در يك مقاله ديگر مطرح شوند.
يك نوشتار بايد يك پرسش اصلي را پاسخ دهد و بيتوجهي به اين موضوع از دلايل شايع بيميلي خوانندگان نسبت به مطالب است .(Lambert et al 2003) اين پرسش بايد مشخص، جديد، مورد علاقه و استقبال جامعه علمي باشد (Perneger & Hudelson, 2004).
خوانندگان مجلات فوق تخصصي به توضيحات اضافه و طولاني درباره موضوع مورد بحث علاقهاي ندارند، در حالي كه در مجلات عمومي، براي ايجاد پس زمينه علمي مناسب براي خوانندگان نياز به توضيحات تكميلي احساس ميشود. به طور كلي دانشمندان بايد خود را جاي خوانندگان گذاشته و عمق و جزئيات لازم مطلب را از ديدگاه خوانندگان بررسي كنند.
2- مورد ديگر استفاده از شيوايي و فن بيان مناسب در حين پيروي از اسلوب مقالهنويسي است. David Reese چنين عنوان ميكند كه در يك مقاله پزشكي، علمي يا هر نوع ديگر، نويسنده بايد با استفاده از لغات متداول سعي كند كه خواننده را نسبت مطلب نوشتهشده متقاعد سازد. در عين حال، عليرغم تلاش براي فصاحت مطالب، هرگز مشاهدات و حقايق ارايهشده در مقالات نبايد تحت تأثير فن خطابه قرار گيرند. به عنوان مثال در يك مقاله ضرورتي براي استفاده از صفات و قيدهاي پيچيده وجود ندارد و در صورتي كه بيان نتايج و بحث منطقي و روان باشند، خواننده نيازي به لغات نامفهوم و غير ضروري جهت درك بهتر مطلب احساس نميكند.
كلمات غير ضروري بهتر است حذف شود. يك نگارش پرتوان، معمولاً مختصر و فشرده است. اين موضوع در مورد نوشتههاي عمومي نيز مصداق دارد. هر قدر در يك نوشته تركيبات طولاني و پيچيده و توضيحات اضافي در پرانتز بيشتر باشد، خوانندگان و حتي علاقهمندان به موضوع را از ادامه مطالعه باز ميدارد. بهترين و مطمئنترين كار براي جلب توجه خوانندهها بيان مطالب به صورت صريح، قطعي و مشخص است.
3- خوانندگان انتظار دارند هر نوع اطلاعات خاص موجود در يك مقاله را در محل مخصوص آن پيدا كنند. در صورتي كه جابجاييهاي زيادي در محلهاي ارايه اطلاعات ايجاد شود، مثلاً برخي نتايج بدون آنكه در قسمت يافتههاي مقاله ذكر شده باشند در بحث مورد ارزيابي و تفسير قرار گيرند، خواننده را سردرگم ميكنند. مطالبي كه قرار نيست در قسمت بحث مطرح شود بهتر است از قسمت نتايج حذف شود.
4- عنوان مهمترين عبارت يك مقاله است. اگر خوانندهاي اهميت نوشتهاي را از عنوان آن برداشت نكند به خواندن آن ادامه نميدهد. عنوانهاي طولاني حامل اطلاعات بيشتري هستند ولي توجه كمتري جلب ميكنند، بهخصوص در افرادي كه با نگاه سريع و گذرا از روي عناوين موجود در فهرست مجلات، مقاله مورد نظرشان را انتخاب ميكنند. عنوانهاي كوتاه جذابتر هستند ولي ممكن است مفهوم كامل را نرسانند. عناويني كه از لغات ايهامدار استفاده ميكنند، جذابيت بيشتري براي خوانندگان دارند، ولي نبايد به تبيين محتواي اطلاعاتي مطلب بپردازند. در نهايت در هنگام انتخاب عنوان مناسب، باز هم بهتر است نويسنده خود را در جايگاه خواننده قرار دهد.
5- خلاصه مقاله نيز داراي اهميتي تقريباً مساوي با عنوان است، گاهي تنها بر اساس خلاصه مقاله يك خواننده تصميم ميگيرد مقاله را بخواند يا آن را كنار بگذارد. هر قدر هم يك مطلب حاوي اطلاعات قيمتي و مهم باشد، در صورتي كه در خلاصه مطرح نشده باشد، خواننده علاقهاي به ادامه دادن مطالعه پيدا نميكند. خلاصه مقاله به دو شكل نوشته ميشود؛ نوع آزاد كه شامل يك پاراگراف است و بيشتر در مقالات مولكولي و بيولوژي سلولي استفاده ميشود و نوع ساختاري كه هر چهار قسمت مقاله در آن رعايت ميشود و بيشتر در مقالات كلينيكال استفاده ميشود. در مورد اينكه بهتر است خلاصه پيش از نوشتن مقاله تهيه شود يا پس از اتمام آن، بهتر است كه هر دو روش يكبار مورد ارزيابي و آزمايش قرارگيرد و سپس روش مناسبتر را انتخاب كنيم.
6- بين بررسي متون و مقدمه مقاله اختلاف زيادي وجود دارد، مقدمه نبايد تا جايي كه امكان دارد به مرور متون بپردازد هدف اصلي آن طراحي يك نقشه است كه نويسنده ابتدا به طور عام لزوم بررسي موضوع را عنوان ميكند و سپس با نشان دادن روشها به يك سؤال اصلي كه همان هدف مقاله است، ميرسد. يك تاريخچه كوتاه كه اهميت مطالعه را عنوان ميكند و اطلاعات قبلي موجود در اين زمينه را بيان كرده و نقايص موجود را نمايان ميسازد، عموماً در مقدمه آورده ميشود.
7- قسمت مواد و روشها در مقاله بايد به طور تخصصي و با جزئيات كامل مطرح شود. به نحوي كه محققان ديگر نيز بتوانند آن را انجام دهند. يك اشتباه شايع در اين قسمت، بيان نشدن برخي جزئيات ضروري است كه خواننده را از درك صحيح روش انجام مطالعه باز ميدارد، بنابراين قرار دادن خود به جاي خواننده در اين قسمت نيز بسيار مفيد خواهد بود. شركتهايي كه محصولات آنها مورد استفاده قرار گرفته به طور خلاصه بايد ليست شوند.
8- نتايج بايد با يك نظم و توالي منظم ارايه شوند، بيان نتايج بايد از توالي منطقي پيروي كند و نه از ترتيب زماني. در غير اين صورت درك آنها مانند چيدن قطعات پازل در كنار هم است كه ميتواند بسيار گيجكننده باشد. از ارايه نتايج غير ضروري كه تأثير چنداني در بحث ندارند بايد پرهيز شود تا خواننده سردرگم نشود و پيام اصلي نيز كمرنگتر نشود. هدف از نوشتن يك مقاله تحقيقاتي، ارايه يك فرضيه و بحث و تفصيل و تفسير در مورد آن است. بنابراين بحث يك مقاله بايد كاملاً روان و مرتبط با نتايج و با تفسيرهاي كامل و ذكر منابع مختلف باشد. تفكرات و انديشههاي تحقيقاتي بايد با دلايل مستدل و مستند حمايت شوند و به طور كاملاً واضح و روشن مورد ارزيابي قرار گيرند تا خواننده بتواند با آن ارتباط برقرار كند.
9- در نهايت، افزايش تعداد مقالات تحقيقاتي و مقالات مروري نشاندهنده افزايش فشار بر محققان است تا در زمينههاي مورد علاقه خود همگام با مقالات روز باشند. اگرچه روزانه بر تعداد الگوها و راهنماها براي نوشتن يك مقاله گويا و قابل درك افزوده ميشود، دانشمندان از ميان حجم زيادي از مقالات از همين الگوها جهت انتخاب مقاله مورد نظرشان استفاده ميكنند. دانشمندان كماكان مقالات را، در صورتي كه به عنوان آنها علاقهمند باشند يا پرسش و پاسخهاي مهمي را در برداشته باشند، مطالعه ميكنند و هر قدر يك مطلب بهتر و منطقيتر نوشته شود خوانندگان بيشتري را جذب ميكند و بيشتر مورد ارجاع ساير مقالات واقع ميشود.
10- و بالاخره اين كه در نظر گرفتن دو نكته هنگام مقالهنويسي بسيار مهم است: پيام اصلي و خواننده مقاله، چرا كه تمام هدف نويسنده متقاعد كردن خواننده به ارزش و اهميت تحقيق انجام شده است و اگر او به خوانندهها بيتوجهي كند، خوانندهها نيز به نوشتههاي او بيتوجهي ميكنند.
چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟1
چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟
قسمت اول
این اصول برای تمام علوم اعم از انسانی ، فنی مهندسی ، پزشکی ، هنر قابل استفاده است.
مقدمه
مقاله علمي معمولاً در نتيجه پژوهش منطقي، ژرف و متمركز نظري، عملي يا مختلط، به كوشش يك يا چند نفر در يك موضوع تازه و با رويكردي جديد با جهت دستيابي به نتايجي تازه، تهيه و منتشر ميگردد. (اعتماد و همكاران، 1381، ص2) چنين مقالهاي در واقع گزارشي است كه محقق از يافتههاي علمي و نتايج اقدامات پژوهشي خود براي استفاده ساير پژوهشگران، متخصصان و علاقهمندان به دست ميدهد.
تهيه گزارش از نتايج مطالعات و پژوهشهاي انجام شده، يكي از مهمترين مراحل پژوهشگري به شمار ميرود؛ زيرا اگر پژوهشگر نتواند دستاوردهاي علمي خود را در اختيار ساير محققان قرار دهد، پژوهش او هر اندازه هم كه مهم باشد، به پيشرفت علم كمكي نخواهد كرد؛ چون رشد و گسترش هر عملي از طريق ارائه و به هم پيوستن دانشِ فراهم آمده از سوي فردفرد انديشمندان آن علم تحقق مييابد.
همان طور كه پژوهشگر پيش از اقدام به پژوهش، نيازمند توجه و بررسي يافتههاي علمي پژوهشگران قبل از خود است تا بتواند يافتههاي علمي خود را گسترش بخشد، ديگران نيز بايد بتوانند به يافتههاي پژوهشي او دسترسي پيدا كنند و با استفاده از آنها فعاليتهاي علمي خود را سازمان داده، در ترميم و تكميل آن بكوشند.
از امتيازهاي مهم يك مقاله ميتوان به مختصر ومفيد بودن، بِروز بودن و جامع بودن آن اشاره كرد؛ زيرا محقق ميتواند حاصل چندين ساله پژوهش خود در يك رساله، پاياننامه، پژوهش، يا حتي يك كتاب را به اختصار در يك مقاله علمي بيان كند تا پژوهشگران ديگر بتوانند با مطالعه آن مقاله از كليات آن آگاهي يابند و در صورت نياز بيشتر، به اصل آن تحقيقات مراجعه كنند.
بدين منظور، امروزه نشريات گوناگوني در زمينههاي مختلف علمي- پژوهشي نشر مييابد و مقالههاي به چاپ رسيده در آنها، اطلاعات فراواني را در اختيار دانش پژوهان قرار ميدهند. لازم است محققان با شيوه تدوين مقالات علمي آشنا باشند تا بتوانند با استفاده از شيوههاي صحيح، با سهولت، نتايج تحقيقات و مطالعات خود را به صورت مقاله در اختيار علاقهمندان قرار دهند.
نوشتن مقاله مستلزم رعايت اصولي در ابعاد مختلف محتوايي، ساختاري و نگارشي است.
ملاكهاي محتوايي مقاله
يكي از مهمترين ابعاد مقاله علمي، محتواي علمي و ارزشمنديِ كيفي آن است. مقاله بايد يافتههاي مهمي را در دانش بشر گزارش نمايد و داراي پيامي آشكار باشد؛ بنابراين پيش از تهيه مقاله، محقق بايد از خود بپرسد كه آيا مطالب او آنقدر مهم است كه انتشار آن قابل توجيه باشد. آيا ديگران از آن بهره خواهند برد؟ و آيا نتايج پژوهش او، كار آنها را تحت تأثير قرار خواهد داد؟ (هومن، 1378، ص 82). در اينجا به چندين اصل مهم از اصول و معيارهاي محتوايي پژوهش علمي اشاره ميگردد كه توجه به آنها قبل از تهيه مقاله به ارتقاي كيفيت آن كمك مينمايد.
- فرايند «تفكر»: تفكر، تلاش براي معلوم كردن مجهول با استفاده از علوم موجود است. (غرويان، 1368، ص11) بنابراين اساسيترين محور محتوايي يك پژوهش علمي، آن است كه مجهولي را روشن نمايد. بر اين اساس، هر پژوهش علمي در پي پاسخ دادن به پرسشهايي است كه تاكنون براي مخاطبان كشف نشده است. از اين رو پژوهش علمي هميشه با طرح يك يا چند سئوال آغاز ميشود كه محقق در صدد پاسخگويي به آنهاست.
- منطقي بودن: منطق كه راه درست انديشيدن (تصور) و صحيح استدلال آوردن (تصديق) را ميآموزاند، (مطهري، 1372، ص 21) ابزار ضروري يك مقاله علمي است و محقق بايد شايستگي لازم را در استدلال آوردن، تحليل محتوا و نتيجهگيري داشته باشد. قواعد تعريف، طبقهبندي، استنباطهاي قياسي و استقرايي، روشهاي مختلف نمونهبرداري و غيره همه از ويژگيهاي منطقي يك مقاله علمي است كه محقق بايد به آنها توجه داشته باشد. (هومن، 1374، ص 19).
- انسجام و نظامدار بودن: مرتبط بودن اجزاي مختلف مقاله با همديگر، همچنين متناسب بودن آنها با عنوان مقاله و ارتباط عناوين فرعي با همديگر، از جمله مواردي است كه به تحقيق، يكپارچگي و انسجام ميبخشد. بر اين اساس، محقق بايد عناوين فرعي مقاله خود را با نظمي منطقي از يكديگر مجزا كرده، ارتباط بخشها را مشخص نمايد.
- تراكمي بودن: از آنجا كه هدف پژوهش پاسخ به سئوال هايي است كه تا آن زمان دست كم از نظر محقق، پاسخي منطقي براي آن وجود نداشته است، هر پژوهش علمي بايد از يك سو به منظور كشف دانش جديد، و از سوي ديگر، براي تكميل دانش، صورت پذيرد. بنابراين هدف اصلي يك مقاله، كشف يا تكميل دانش بشري است، نه تكرار دوباره آن با عبارات مختلف. (هومن، 1374، ص 20).
- تناسب موضوع با نيازهاي فعلي جامعه علمي: هر پژوهش علمي بايد نيازهاي اساسي جامعه علمي خود را در نظر گرفته، در صدد حل آن مسايل برآيد؛ بنابراين از طرح موضوعاتي كه از اولويت تحقيقي برخوردار نيستند و جامعه علمي، بدانها نياز ندارد، بايد احتراز نمود.
- خلاقيت و نوآوري: هر تحقيق علمي زماني ميتواند در ارتقاي سطح دانش، موفق و موثر باشد كه از فكري بديع و خلّاق برخوردار باشد. مقالاتي كه به جمع آوري صِرف بسنده ميكنند، نميتوانند سهم عمدهاي در پيشرفت دانش بشري داشته باشند.
- توضيح مطلب در حدّ ضرورت: از جمله مواردي كه محقق در گزارش نويسي پژوهش خود (مقاله) بايد بدان توجه كند، پرهيز از حاشيهروي و زيادهگوييِ افراطي است؛ همچنان كه خلاصهگويي نبايد به حدّي باشد كه به ابهام و ايهام منجر شود؛ بر اين اساس محقق بايد به حدّي مطالب را تبيين كند كه مقصود وي براي خواننده، روشن شود.
- متناسب بودن با نظريهها: هر رشته علمي، متشكل از نظريهها و قوانيني است كه مورد اتفاق صاحبنظران آن فن است. يافتههاي به دست آمده در تحقيقات ميداني يا توصيفي نبايد با قوانين كلي آن رشته تخصصي منافات داشته باشد.
- اجتناب از كلي گويي: هدف نهايي علم، صورتبندي يك «نظريه»(3) و «تبيين كردن»(4) يكي از اصول مهم نظريه است. (دلاور، 1371، ص 33) از اين رو محقق بايد بتواند مباحث علمي خود را به روشني توضيح دهد و با زبان گويا آن را تبيين و از كلي گويي اجتناب نمايد.
- گزارش روششناسي تحقيق: «تحقيق»(5) فرايندي است كه از طريق آن ميتوان درباره ناشناختهها به جست و جو پرداخت و از آن، شناخت لازم را كسب كرد. در اين فرايند چگونگي گردآوري شواهد و تبديل آنها به يافتهها «روششناسي»(6) ناميده ميشود. اين سئوال كه چگونه دادهها بايد گردآوري شود و مورد تفسير قرار گيرد، به طوري كه ابهام حاصل از آنها به حداقل ممكن كاهش يابد؟» از موارد مهم تحقيق علمي است. (سرمد و همكاران، 1379، ص 22). يك تحقيق علمي زماني ميتواند مطالب خود را به اثبات برساند كه از روش گردآوري مناسبي برخوردار، و آن روشها در مقاله به خوبي بيان شده باشد.
ساختار مقاله علمي
نوشتن مقاله مستلزم داشتن طرحي مدوَّن است. در گزارش يك تحقيق نه تنها بايد ارزشهاي محتوايي را مراعات كرد، بلكه بايد از ساختار روشمندي نيز پيروي كرد. امروزه تحقيقات فراواني انجام ميشود، اما تنها بخش كوچكي از آنها در مقالات منتشر ميگردد. يكي از دلايل آن، عدم مهارت محقق در تهيه و تدوين ساختاري مقاله علمي است.
ساختار مقاله و تهيه گزارش از يك پژوهش علمي، با توجه به روش به كار گرفته شده در پژوهش، متفاوت است. دانشمندان در يك تقسيم بندي كلي، روشهاي استفاده شده در علوم را به دو دسته تقسيم ميكنند. روشهاي كمي كه در آنها از دادههاي كمّي در تحقيق استفاده ميشود (تحقيقات ميداني) و روشهاي كيفي كه در آنها از دادههاي كيفي (تحقيقات كتابخانهاي) استفاده ميشود.(سرمد و همكاران، 1379، ص 78).
مراحل گزارش يك پژوهش (مقاله) با توجه به روش اتخاذ شده در تحقيق، با تفاوت هايي بيان ميگردد.
به دليل يكسان بودن هر دو روش در مراحل مقدماتي، و براي پرهيز از تكرار در اينجا مراحل مقدماتي را به صورت مجزا ميآوريم.
مراحل مقدماتي گزارش پژوهشي
موضوع يا عنوان مقاله
عنوان، مفهوم اصلي مقاله را نشان ميدهد و بايد به طور خلاصه، مضمون اصلي پژوهش را نشان دهد.
عنوان مقاله بايد جذاب باشد، يعني به گونهاي انتخاب شود كه نظر خوانندگان را كه معمولاً ابتدا فهرست عناوين مندرج در يك مجله علمي را ميخوانند به خود جلب نمايد. همچنين عنوان بايد كوتاه و گويا و تنها بيانگر متغيرهاي اصلي پژوهش باشد. تعداد كلمات در عنوان را حداكثر دوازده واژه بيان كردهاند. (سيف، 1375، ص 12).
نام مؤلف يا مؤلفان و سازمان وابسته
بعد از عنوان پژوهش، نام مؤلف يا مؤلفان ذكر ميشود و در سطر زير آن، نام دانشگاه يا مؤسسه كه هر يك از مؤلفان در آن مشغول به كارند، ميآيد. اگر پژوهش به وسيله دو يا چند نفر انجام بگيرد و همه آنها به يك دانشگاه يا مؤسسه وابسته باشند، نام مؤسسه يكبار، آن هم به دنبال نام مؤلفان ذكر ميشود. اما اگر هر يك از مؤلفان به سازمان خاصي وابسته باشند، بايد بعد از نام هر يك از آنان، بلافاصله نام مؤسسهاي كه به آن وابستهاند، ذكر شود. ترتيب قرار گرفتن نام مؤلفان به دنبال يكديگر، معمولاً متناسب با ميزان مشاركت آنان در انجام پژوهش است؛ اما اگر ميزان مشاركت همه افراد در اجراي پژوهش يكسان باشد، اسامي آنان به ترتيب حروف الفبا در دنبال هم قرار ميگيرد. (هومن، 1378، ص 84).
چكيده
چكيده، خلاصه جامعي از محتواي يك گزارش پژوهشي است كه همه مراحل و اجراي اصلي پژوهش را در خود دارد. هدفها، پرسشها، روشها، يافتهها و نتايج پژوهش، به اختصار، در چكيده آورده ميشود. در متنِ چكيده بايد از ذكر هرگونه توضيح اضافي خودداري شود. مطالب چكيده بايد فقط به صورت گزارش (بدون ارزشيابي و نقد) از زبان خود پژوهشگر (نه نقل قول) به صورت فعل ماضي تهيه شود.
چكيده در حقيقت بخشي كامل، جامع و مستقل از اصل گزارش در نظر گرفته ميشود و نبايد پيش از انجام گزارش، پژوهش تهيه شود. طول چكيده براي مقاله، بستگي به روشهاي خاص هر مجله دارد و معمولاً بين صد تا 150كلمه پيشنهاد شده است.
واژگان كليدي
معمولاً در انتهاي چكيده، واژگان كليدي پژوهش را بيان ميكنند تا به خواننده كمك كنند، پس از خواندن چكيده و آشنايي اجمالي با روند تحقيق، بفهمد چه مفاهيم و موضوعاتي در اين مقاله مورد توجه قرار گرفته است. معمولاً با توجه به حجم و محتواي مقاله، پنج تا هفت واژه كليدي در هر مقاله بيان ميشود. (سرمد، 1379، ص 321).
ساختار مقاله مبتني بر پژوهش ميداني
روشها و اصول كلي ناظر بر گزارش فعاليت پژوهشي شاخههاي علوم، تقريبا به طور خاصي به كار ميروند كه همگي متكي بر «روش علمي»(9) است. انجمن روان شناسان (APA) به منظور تسهيل در امر انتقال روش نتايج پژوهش، الگوي استاندارد شدهاي را در اختيار مؤلفان قرار داده تا در موقع تهيه گزارش پژوهشي خود، آن اصول را به كار گيرند و تقريبا همه مجلههاي معتبر علوم انساني در تهيه و تنظيم نوشتههاي پژوهش خود از آنها پيروي ميكنند. (هومن،1378،ص 10) كه در زير به اختصار به مراحل آن اشاره ميگردد.
مقدمه
هر مقاله علمي با يك مقدمه شروع ميشود و آن، خلاصهاي از فصل اول و دوم پايان نامهها و رسالههاست كه به طور مختصر به بيان كليات تحقيق و بررسي مختصري از پيشينه آن ميپردازد؛ بنابراين در مقدمه مقاله مسئله تحقيق و ضرورت انجام آن و اهداف آن از نظر بنيادي و كاربردي به صورت مختصر بيان ميگردد و سپس به بررسي سوابق پژوهشي كه به طور مستقيم به موضوع تحقيق مرتبط است، پرداخته ميشود. مقدمه بايد يك منطق اساسي را در تحقيق بيان كند و به خواننده نشان دهد كه چرا اين تحقيق ادامه منطقي گزارشهاي پيشين است. در اين بخش پس از نتيجهگيري از پژوهشهاي بررسي شده، محقق بايد پرسشهاي پژوهش خود را به صورت استفهامي بيان كرده و به تعريف متغيرهاي تحقيق به صورت عملياتي بپردازد. (هومن، 1378، ص 87).
روش
هدف اساسي از بيان روش آن است كه به گونهاي دقيق، چگونگي انجام پژوهش، گزارش گردد تا خواننده بتواند آن را تكرار نمايد و همچنين درباره اعتبار نتايج داوري كند؛ بنابراين مؤلف بايد همه مراحل اجرا، از جمله آزمودنيها، ابزارهاي پژوهش، طرح پژوهش، روش اجرا و روش تحليل دادهها را بيان كند.
نتايج
در اين بخش، توصيف كلاميِ مختصر و مفيدي از آنچه به دست آمدهاست، ارائه ميشود. اين توصيف كلامي با اطلاعات آماري مورد استفاده، كامل ميشود و بهترين روش آن است كه دادهها از طريق شكل و نمودار يا جدول، نمايش داده شوند. ساختار بخش نتايج، معمولاً مبتني بر ترتيب منطقي پرسشها يا فرضيهها و نيز وابسته به تأييد شده بودن يا تأييد نشده بودن فرضيههاست. ترتيب بيان نتايج نيز يا برحسب ترتيب تنطيم سؤالها يا فرضيههاي آنهااست، (سيف، 1375، ص 30) يا برحسب اهميت آنها. روش متداولِ بيان نتايج، آن است كه ابتدا مهمترين و جالبترين يافتهها و سپس به ترتيب، يافتههاي كم اهميتتر ارائه ميشود. (هومن، 1378، ص 90).
ساختار مقاله مبتني بر پژوهش توصيفي
اصول به كارگرفته شده در پژوهشهاي توصيفي باتوجه به روشهاي به كارگرفته شده، با اصول پژوهشهاي ميداني، مقداري متفاوت است. هر چند اين اصول ممكن است با توجه به موضوعهاي مختلف تحقيقي و رشتههاي مختلف، تغيير نمايد، ساختار كلياي كه تقريبا همه پژوهشهاي توصيفي بايد در قالب آن درآيند، به شرح زير است.
مقدمه
آنچه در مقدمه يك مقاله تحقيق كتابخانهاي قرارميگيرد - همانند تحقيفات ميداني - كلياتي است كه محقق بايد قبل از شروع بحث، آن را براي خواننده روشن نمايد؛ مانند تعريف و بيان مسئله تحقيق، تبيين ضرورت انجام آن و اهدافي كه اين تحقيق به دنبال دارد. همچنين محقق بايد خلاصهاي از سابقه بحث را - كه به طور مستقيم مرتبط با موضوع است - بيان كند و در نهايت توضيح دهد كه اين مقاله به دنبال كشف يا به دستآوردن چه مسئلهاي است؛ به عبارتي، مجهولات يا سؤالهاي مورد نظر چيست كه اين مقاله درصدد بيان آنهااست.
طرح بحث (متن)
در اين بخش، مؤلف وارد اصل مسئله ميشود. در اينجا بايد با توجه به موضوعي كه مقاله در پي تحقيق آن است، عناوين فرعيتر از هم متمايز گردند. محقق در تبيين اين قسمت از بحث، بايد اصول مهم قواعد محتوايي مقاله را مورد توجه قراردهد و سعي كند آنها را مراعات نمايد؛ اصولي مانند: منطقي و مستدل بودن، منظم و منسجمبودن، تناسب بحث با عنوان اصلي، ارتباط منطقي بين عناوين فرعيتر در مسئله، خلاقيت و نوآوري در محتوا، اجتناب از كليگويي، مستندبودن بحث به نظريههاي علمي و ديني، جلوگيري از حاشيهروي افراطي كه به انحراف بحث از مسير اصلي ميانجامد و موجب خستگي خواننده ميشود و همچنين پرهيز از خلاصهگويي و موجزگويي تفريطي كه به ابهام در فهم ميانجامد، رعايت امانت حقوق مؤلفان، اجتناب از استناددادن به صورت افراطي، توجهداشتن به ابعاد مختلف مسئله و امثال اينها.
نتيجه گيري
در اين قسمت محقق بايد به نتيجه معقول، منطقي و مستدل برسد. نداشتن تعصب و سوگيري غيرمنصفانه در نتيجهگيري، ارتباطدادن نتايج با مباحث مطرح شده در پيشينه، ارائه راهبردها و پيشنهادهايي براي تحقيقات آينده، مشخصكردن نقش نتايج در پيشبرد علوم بنيادي و كاربردي و امثال آن، از جمله مواردي است كه محقق بايد به آنهاتوجه داشته باشد.
ارجاعات
اعتبار يك گزارش پژوهشي علاوه بر صحت و دقت دادهها و استدلال حاصل از آنها، به منابع و مراجعي است كه از اطلاعات آنها در پژوهش استفاده شده است. ارجاعات از موارد مهم ساختار يك مقاله علمي است، به وسيله آن، چگونگي استفاده از انديشههاي ديگران را به خواننده معرفي مينمايد. در اين قسمت به دو بحث مهم ارجاعات اشاره ميشود كه يكي شيوه ارجاع دادن در متن است و ديگري شيوه ذكر منابع در پايان مقاله.
ارجاعات در متن
نخستين چيزي كه درباره استناددادن در متن بايد مشخص بشود، اين است كه: چه چيزي بايد مستند گردد؟ مك برني(23) (1990) موارد استنادآوردن را به شرح زير بيان داشته است:
- بايد انديشههايي را كه به ديگران تعلق دارند، مشخص كرد و با ذكر مأخذ نشان داد كه از آنِ چه كساني ميباشند (امانتداري)؛
- هر زمان كه افكار و انديشههايي با چهارچوب فكري كسان ديگري همخواني دارند، موارد را بايد با ذكر منبع مشخص كرد؛
- هر زمان كه نظريه، روش يا دادهاي موردبحث قرار ميگيرد، منبع آن را بايد ذكركرد تا اگر خواننده خواست اطلاعات بيشتري درباره آن كسب كند، بتواند به آن مراجعه كند؛
- بايد نقل قولهايي را كه از يك متن به صورت مستقيم و بدون دخل و تصرف، داخل گيومه آورده ميشود، مستند ساخت. (مك برني 1990، به نقل از سيف، 1375، ص 39).
بنابراين اطلاعاتي كه براي خوانندگان، اطلاعات عمومي به حساب ميآيند، لازم نيست مستند شوند. نويسنده، تنها در صورتي ميتواند به آثار خود ارجاع، دهد كه اين ارجاع براي مطالعه بيشتر باشد و نقل از خود، معنا ندارد. همچنين در استنادكردن، حتيالامكان بايد به منبع مستقيم يا ترجمه آن استناد كرد. تنها زماني به منابع ديگران استناد ميشود كه محقق دسترسي مستقيم به اصل اثر را نداشته باشد كه در آن صورت بايد مشخص كرد كه آن مطلب از يك منبع دست دوم گرفته شده است. (سيف، 1375، ص 40).
شيوه ارجاع در متن
هرگاه در متنِ مقاله مطلبي از يك كتاب يا مجله يا.. به صورت مستقيم يا غير مستقيم، نقل شود، بايد پس از بيان مطلب، آن را مستند ساخت. اين مستندسازي شيوههاي مختلفي دارد كه در اينجا به بخشهايي از آن اشاره ميشود.
در استناد، نام مؤلف و صاحب اثر، بدون القاب «آقا»، «خانم»، «استاد»، «دكتر»، «پروفسور»،آورده ميشود، مگر در جايي كه لقب جزو نام مشخص شده باشد(24)، مانند خواجه نصيرالدين طوسي. (دهنوي، 1377، ص 89).
يك اثر با يك مؤلف:
پس از آوردن متن، داخل پرانتز: نام مؤلف، تاريخ انتشار، شماره صفحه به ترتيب ميآيد و پس از آن، نقطه آورده ميشود؛ مانند: (منطقي، 1382، ص 27).
يك اثر با بيش از يك مؤلف:
اگر تأليف داراي دو يا سه مؤلف باشد، نام آنها به ترتيب ذكر شده در اثر، به همراه سال انتشار و شماره صفحه ميآيد؛ ولي در آثار با بيش از سه مؤلف، نام اولين مؤلف ذكر ميشود و به دنبال آن عبارتِ «و همكاران» و سپس سال انتشار و شماره صفحه ميآيد؛ مانند: (سرمد، بازرگان و حجازي، 1379، ص 50) يا (نوربخش و همكاران، 1346، ص 75).
آثار با نام سازمانها و نهادها:
در صورتي كه آثار به نام شركتها، انجمنها، مؤسسات، ادارات و مانند اينها انتشار يابند، در استنادكردن، به جاي نام مؤلف، نام سازمان ميآيد؛ مانند: (فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي، 1382، ص 34).
دو يا چند اثر يك مؤلف:
هرگاه به دو يا چند اثر مهم اشاره شود، همه آنها در داخل پرانتز، و به ترتيب تاريخ نشر پشت سرهم ميآيند؛ مانند: (والاس، 1980، ص 15؛ 1988، ص 27؛ 1990، ص 5). و اگر چند اثر يك مؤلف در يك سال منتشر شده باشد، آثار مختلف او با حروف الفبا از هم متمايز ميگردند؛ مانند: (احمدي، 1365الف، ص22؛ 1365ب، ص 16).
زيرنويس (پاورقی) توضيحی
توضيحات اضافي، يا توضيح اصطلاحاتي را كه نويسنده براي حفظ انسجام متن نميتواند آن را در متن بياورد، ميتوان در زير صفحه با مشخصكردن شماره آنها بيان كرد. نكته قابل توجه اينكه، اين توضيحات بايد حتيالامكان خلاصه ذكر شوند و نبايد تكرار مطالب متن باشند.
در ترجمه متون توضيحاتي كه مؤلف در زيرنويس آورده، بايد عينا ترجمه شود و در صورتي كه مترجم براي بيان اصطلاح يا تبيين مطلبي توضيحي را ضروري ببيند، ميتواند آن را در پاورقي ذكركند و در جلوي آن لفظ «مترجم» را -براي متمايز ساختن آن از توضيحات
معادلها
كلمههاي بيگانه در داخل متن حتما بايد به فارسي نوشته شود و صورت خارجي آنها در پاورقي ذكر گردد و اين، منحصر به اصطلاحات تخصصي يا اسامي اشخاص است. چنانچه در موارد خاصي لازم باشد كه صورت خارجي آنها در داخل متن بيايد، بايد آنها را مقابل صورت فارسي در داخل پرانتز نوشت. (غلامحسينزاده، 1372، ص 17).
نكته قابلتوجه در استناد دادن معادلها اين است كه اولاً در هر متن يا مقاله يا كتاب، فقط يك بار معادل انگليسي آنها آورده ميشود؛ ثانيا معادلهاي بكار گرفته شده بايد يكنواخت باشند. و در صورت آوردن معادلهاي ديگر، مثل فرانسه، آلماني، و... بايد، در متن توضيحي درباره آن داده شود. در نوشتن اسامي اشخاص، ابتدا نام بزرگ، سپس حرف اول نام كوچك او با حروف بزرگ نوشته ميشود مانند C،Jung .
ارجاع در منابع
محقق بايد در پايان مقاله فهرستي از منابع و مراجعي كه در متن به آنها استناد كرده است، به ترتيب حروف الفباي نام خانوادگي در منابع فارسي (عربي يا انگليسي در صورت استفاده) بياورد. مقصود از فهرست منابع، به دست دادنِ صورت دقيق و كامل همه مراجعي است كه در متن مقاله به آنها استناد شدهاست. هدف از ارائه اين فهرست، نشان دادن ميزان تلاش پژوهشگر در بررسي و استفاده از منابع گوناگون، احترام به حقوق ساير نويسندگان و مؤلفان و نيز راحتي دستيابي خواننده به منابع موردنظر است؛ علاوه براينكه تمامي مراجع و مآخذي كه در متن به آنها استناد شده، بايد در فهرست منابع آورده شود، پس در بخش منابع، فقط منابعي آورده ميشود كه در متن به آنها استناد شده است.
در ذكر هر منبع، حداقل پنج دسته اطلاعات، ضروري به نظر ميرسند كه در همه ارجاعات مشتركاند:
1. نام مؤلف يا مؤلفان؛ 2. تاريخ انتشار اثر؛ 3.عنوان اثر؛ 4. نام شهر(ايالت)؛ 5. نام ناشر.
جداسازی اين اطلاعات از هم با نقطه (.) و جداسازي اجزاي مختلف هر يك از آنها با ويرگول (،) صورت ميگيرد.
ارجاع كتاب در منابع
- در ارجاع كتاب با يك مؤلف، اطلاعات ضروري ذكر شده در بالا ذكر ميشود، در صورتي كه اثر تجديدچاپ شدهباشد، پس از عنوانِ كتاب، شماره چاپ آن ميآيد.
در ارجاعات انگليسي در صورتي كه چاپ جديد مجددا ويرايش شدهباشد، علامتِ ايدي (ed) با شماره ويرايش(25) آن، داخل پرانتز آورده ميشود، مانند:
.Wadsworth:CA،Belmont.An introduction to the history of psychology (2nded).(1993) .R .B،Hergenhahn
- در ارجاع منابع داراي دو مؤلف يا بيشتر، اسامي مؤلفان به ترتيبِ نامِ ذكرشده در كتاب، ذكر ميشود و بين نامخانوادگي و نام آنها ويرگول و بين اسامي مؤلفان نقطه ويرگول (؛) ميآيد؛ مانند:
سرمد،زهره؛ بازرگان،عباس و حجازي، زهره(1379). روشهاي تحقيق در علوم رفتاري (چاپ سوم). تهران: نشر آگاه.
- در معرفي كتابهاي ترجمه شده، پس از ذكر نام مؤلف و تاريخ اثر، نام مترجم و تاريخ انتشار ترجمه ذكر ميشود. در آثاري كه تاريخ نشرشان مشخص نيست، داخل پرانتز به جاي تاريخ نشر، علامت سؤال (؟) ميآيد؛ مانند:
صدرالدين شيرازي، محمد(1375). شواهد الربوبيه، ترجمه جواد مصلح. چاپ دوم، تهران: انتشارات سروش.
- در معرفي كتابهايي كه با عنوان سازمانها يا نهادها منتشر شدهاند، به جاي نام اشخاص، نام مراكز ذكر ميشوند: مركز اسناد و مدارك علمي، وزارت آموزش و پرورش، (1362). واژهنامه آموزش و پرورش: فارسي - انگليسي، انگليسي - فارسي. تهران. نشر مؤلف.
- كتابهايي كه به جاي مؤلف، ويراستاري يا به صورت مجموعه مقالاتي بوده كه به وسيله افراد مختلف نوشته شدهاست؛ اما يك يا چند نفر آنها را گردآوري كردهاند، بدين صورت ميآيند:
شفيعآبادي، عبداللّه (گردآورنده)، (1374). مجموعه مقالات اولين سمينار راهنمايي و مشاوره. تهران. انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي.
ارجاع مقاله در منابع
براي ارجاع به مقالههايي كه در مجلههاي علمي-تخصصي به چاپ ميرسند، ابتدا نام مؤلف يا مؤلفان، پس از آن، تاريخ انتشار اثر، بعد عنوان مقاله، و به دنبال آن، نام مجله و شماره آن ذكر ميشود، سپس شماره صفحات آن مقاله در آن مجله با حروف مخفف صص در فارسي و pp در انگليسي آورده ميشود.
ارجاع پاياننامه و رساله در منابع
در ارجاع رسالهها و پاياننامهها، پس از ذكر عنوان، بايد ذكرشود كه آن منبع پاياننامه كارشناسي ارشد يا رساله دكترا و به صورت چاپ نشده، است؛ سپس بايد نام دانشگاهي را كه مؤلف در آن فارغالتحصيل شدهاست، آورد:
ايزدپناه، عباس (1371). مباني معرفتي مشّاء و اهل عرفان، پاياننامه كارشناسي ارشد، چاپ نشده دانشگاه قم.
ارجاع از يك روزنامه در منابع
در معرفي مقالههايي كه در خبرنامهها و روزنامهها به چاپ ميرسد، يا استنادهايي كه از متن سخنراني اشخاص در يك روزنامه آورده ميشود، همانند ارجاع مقاله در مجله، تمام اطلاعات ضروري را آورده سپس سال انتشار، روز و ماه، نام روزنامه و شماره صفحه را ذكر ميكند. مانند:
محقق كجيدي، محمدكاظم (1375، 21مهر)، موانع ساختاري توسعه بخش كشاورزي، روزنامه كيهان، ص6.
ارجاع فرهنگنامه و دائرهالمعارف در منابع
در ارجاع دائرهالمعارفها نام سرپرست آورده شده و سپس بقيه اطلاعات ضروري، همانند كتاب به ترتيب ميآيد؛ مانند:
بجنوردي، سيدكاظم و همكاران (1377)، دائرهالمعارف بزرگ اسلامي (چاپ دوم)، تهران: مركز دائرهالمعارف بزرگ اسلامي.
ارجاع كنفرانسها، سمينارها و گزارشها
ارائه گزارش از همايشها و سمينارها بايد به شكل زير بيان گردد: (سلطاني، 1363، ص19).
همايش بينالمللي نقش دين در بهداشت و روان (1380). چكيده مقالات اولين همايش بين المللي نقش دين در بهداشت روان، تهران: دانشگاه علوم پزشكي ايران.
نقل منابع الكترونيكي (اينترنت)
امروزه نقل از منابع اينترنتي يكي از منابع ارجاع است كه در ذكر آن، اطلاعات ضروري به ترتيب زير بيان ميگردد (ترابيان، 1987، ترجمه قنبري، 1380).
بارلو، جان پي (1996). درخت يوشع ميلرزد، در مجله CORE (روي خط اينترنت)، ج8، ش 1، (1992)، نقل شده تاريخ 25 مارس 1996، قابل دسترسي در:
Corel.08.g2.:pub/Zines/CORE-Zine File:Ptp.etext.org Directory
مقاله ISI چگونه ارزیابی می شود؟
گزارش میزان ارجاع به مجله های (JCR (Journal citiation Report هر سال توسط انستیتو اطلاعات علمی ISI ( Institute for scientific Information) واقع در شهر فیلادلفیای آمریکا منتشر می گردد.
این گزارش حاوی اطلاعات ارزشمندی پیرامون مجله ها و رتبه بندی آنها می باشد.
فاکتور تأثیر (Impact Faktor)، برای نخستین بار در سال 1995 و توسط بنیانگذار ISI گارفیلد Garfield مطرح شد و به سرعت به صورت دستورالعملی جهت گزینش بهترین مجله ها به کار رفت. حقیقت این است که این فاکتور ابزار کاملی برای اندازه گیری کیفیت مقاله ها نمی باشد، بلکه چون روش بهتری وجود ندارد و در حال حاضر نسبت به دیگر معیارها برای ارزیابی علمی از مزایایی برخوردار است، لذا عموماً مورد استفاده قرار می گیرد.
JCR بیش از 7500 مجله معتبر را در حدود 200 حوزه موضوعی از سال 1997 به بعد در بر می گیرد و با استفاده از آن می توان مجله ها را در حوزه های تخصصی، طبقه بندی و شاخص های رتبه بندی آنها را بررسی کرد. JCR در دو نسخه موجود است، نسخه علمی آن در بر گیرنده بیش از 5900 ژورنال علمی و نسخه علوم اجتماعی مشتمل بر 1700 ژورنال است. JCR از طریق Web of knowledge به شرط پرداخت وجه اشتراک قابل بررسی است.
ضریب تاثیر (IF) چیست؟
فاکتور تاثیر به صورت میانگین، تعداد ارجاعات به یک مورد قابل استناد (نظیر مقاله پژوهشی، مقاله مروری، نامه، یاد داشت، چکیده و..) در یک مجله علمی در طول زمانی معین تعریف شده است. فاکتور تأثیر، تعداد ارجاعات به مقاله های منتظر شده در دو سال قبل مجله تقسیم بر تعداد مقاله های منتشر شده در دو سال مذکور است.
در مواردی فاکتور تأثیر مجله بطور میانگین (که معدل فاکتور تأثیر طول دوران فهرست شدن آن مجله در ISI می باشد)، نیز مورد استفاده قرار می گیرد.
این شاخص مهمترین و در عین حال کاربردی ترین شاخص ارزیابی مجله ها از نظر ISI است. این عامل همه ساله توسط ISI بر مبنای ارجاعات به هر یک از مجله های علمی آن محاسبه می شود و نتیجه در گزارش JCR منتشر می شود.
این ضریب نه برای مقاله یا نویسنده بلکه برای مجله محاسبه می شود. محاسبه بر مبنای یک دوره سه ساله صورت می گیرد.
چگونه یک مقاله ISI ارزیابی می شود؟
برای اینکه بتوانید یک مقاله بنویسید، لازم است در این زمینه اطلاعاتی داشته باشید. اگر این مقاله را برای مؤسسه اطلاعات علمی ISI می نویسید، احتمالاً برایتان مهم است که بدانید این مقاله ها چگونه ارزیابی می شود.
امروزه ارزیابی مقاله های علمی یکی از دغدغه های جوامع علمی می باشد. مؤسسه اطلاعات علمیISI برای ارزیابی تحت پوشش فهرست نویسی خود، سه شاخص در نظر گرفته است:
1- فاکتور تأثیر گذار (IF): این شاخص مهمترین و در عین حال کاربردی ترین شاخص ارزیابی مجله ها از نظر ISI است.
2- شاخص فوری(Immediately): تعداد ارجاعات به مقاله های منتشر شده مجله در سال مورد ارزیابی تقسیم بر تعداد مقاله های منتشر شده در همان سال مجله مذکور است. این شاخص در حقیقت شیب رشد منحنی ارجاعات را بیان می کند.
3- شاخص نیمه عمر استناد(Cited Half-Life):نیمه عمر ارجاعات یا نیمه عمر استناد، تعداد سال هایی است که از سال ارزیابی باید به عقب برگشت تا شاهد پنجاه درصد کل ارجاعات به مجله در سال مورد ارزیابی باشیم.
به عبارت دیگر، این شاخص مدت زمانی که نیمی از کل استنادات به آن مجله صورت پذیرفته باشد را نشان می دهد و در حقیقت سرعت کاهش میزان ارجاعات به مجله را بیان می کند.
بدیهی است که وقتی مقاله های یک مجله ارزش خود را برای ارجاعات، زود از دست بدهند (مقاله ها سطحی باشند و خیلی زود بی ارزش شوند)، تنها به مقاله های جدید مجله ارجاع داده می شود.
این موضوع باعث می شود که نیمه عمر ارجاعات به مجله کاهش یابد. بنابراین هر چه نیمه عمر ارجاعات به مجله بیشتر باشد، نشان می دهد که ارزش مقاله های مجله در طول زمان بیشتر حفظ شده است و هنوز مورد ارجاع قرار می گیرند.
در مجموع هرچه نیمه عمرارجاعات به یک مجله بیشتر باشد، ارزش مجله بالاتر می رود.
در پایان هر سال، مجله های تحت پوشش فهرست نویسی ISI که در فهرست وبگاه علم (Web of Science=WOB) قرار گرفته اند، ارزیابی می شوند.
معیارهای ارزیابی و سنجش همان شاخص های ارزیابی ISI (سه شاخص اشاره شده دربالا) می باشند. نتایج این ارزیابی نیز درگزارش های ارجاع مجله JCR هر سال جهت اطلاع عموم اعلام می شود.
در بین فاکتورهای بالا، فاکتور تأثیر، کاربردی ترین شاخص می باشد و امروزه به طور گسترده ای در درجه بندی و ارزیابی مجله های مورد استفاده قرار می گیرد. این فاکتور در حقیقت توانایی مجله و هیأت تحریریه آن را در جذب بهترین مقاله ها نشان می دهد.
بانک اطلاعات ISI، مرکزی برای فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترین مجله های علمی منتشره در دنیا به منظور تبادل اطلاعات میان پژوهشگران مختلف می باشد.
پر واضح است که منظور از پوشش جامع، فهرست نمودن کل مجله های علمی منتشر شده در جهان نمی باشد. چرا که از طرفی مقرون به صرفه نیست و از طرف دیگر تمام مجله های نشر یافته در جهان از استانداردهای ISI پیروی نکرده اند و از غنای علمی لازم برخوردار نیستند. ارزیابی مجله های علمی ISI به طور مستمر و مداوم هر دو هفته صورت می گیرد.
ارزیابی کنندگان ISI در حدود 2000 عنوان جدید را سالانه مورد ارزیابی قرار داده و تنها 10 تا 12 درصد از مجله های علمی ارزیابی شده، انتخاب می شوند. هر مجله علمی قبل از انتخاب شدن و فهرست شدن در ISI یکسری مراحل ارزیابی را پشت سر می گذارند.
از جمله عوامل مورد ارزیابی و رعایت استانداردهای بانک اطلاعاتیISI، کمیته علمی منتخب مجله، تنوع بین المللی مقاله های چاپ شده درآن، نشر به موقع مجله و جایگاه نشر آن می باشد.
لازم به ذکر است که هیچ یک از این عوامل به تنهایی مورد بررسی و ارزیابی قرار نمی گیرد، بلکه با بررسی مجموع عوامل، یک امتیاز کلی داده خواهد شد.
از جمله مواردی که در ارزیابی مجله مورد توجه قرار دارد این است که عنوان مقاله ها، چکیده و کلمات کلیدی باید به زبان انگلیسی باشد همچنین توصیه می شود که منابع نیز به زبان انگلیسی نوشته شوند.
اگر چه اطلاعات علمی مهم به تمامی زبانها به چاپ می رسد، اما موارد ذکر شده باید به زبان انگلیسی باشد تا تحت داوری و ارزیابی ISI قرار گیرد زیرا ارزیابی کنندگان مجله های علمی در ISI نمی توانند عناوین ومنابع بکار رفته در مقاله ها را به زبان انگلیسی ترجمه کنند.
داوری علمی و تخصصی مقاله های چاپ شده در مجله توسط داوران نام آشنای علمی از جمله عمده ترین موارد مورد توجه ارزیابی کنندگان می باشد که گویای اعتبار و غنای علمی مجله است.
سه پایگاه WOS ، EST و JCR از معتبرترین پایگاه های علم سنجی هستند که توسط مؤسسه اطلاعات علمی ISI تهیه و روز آمد سازی می شوند.
پایگاه Essential Science Indicators) ESI بر مبنای دوره های زمانی 10 ساله، به ارائه آمار در قالب شاخص های تعیین شده تولید علم از جمله رتبه علمی کشورها بر اساس تعداد تولیدات علمی، تعدا کل استنادها و نسبت استناد به تولیدات علمی می پردازد.
در پایگاه Web of Science(WOS) امکان جستجو و استخراج اطلاعات در طول دوره های زمانی مختلف بر اساس شاخص های گوناگون علم سنجی وجود دارد.
پایگاه (JCR (Journal citation Reprts به ارائه گزارش استنادی نشریه ها می پردازد.
از طرفی تعداد نشریه هایی که هر کدام از این پایگاه ها نمایه می کنند نیز با دیگری متفاوت است.
بهترین معیارهای ISIبرای نمایه کردن مجله ها چیست؟
در سایتISI چهار مورد به عنوان ملاک های اصلی نمایه شدن مجله آمده است که عبارتند از:
1- زمان بندی نشر، تعریف شده باشد یعنی معلوم باشد که فصلنامه است، ماهنامه است یا... و در موعد معین هم آماده شود.
2- فرآیند داوری برای مجله تعریف شده باشد.
3- قواعد نشر بین المللی را رعایت کند. برای مثال، عنوان مجله گویای محتوای آن باشد.
4- مقاله به هر زبانی که باشد مهم نیست ولی چند مورد در آن باید به زبان انگلیسی باشد که عبارتند از: اسامی نویسندگان، عنوان، چکیده و کلمات کلیدی و حتی الامکان منابع و مآخذ هم انگلیسی باشد.
موارد فرعی هم وجود دارد که شامل این موارد است:
1- مجله باید حوزه بین المللی داشته باشد و به یک حوزه جغرافیایی خاص تعلق نداشته باشد.
2- در حوزه آن مجله، ترجیحاً مجله مشابه نباشد یا اگر هست آن مجله معیار برتری نسبت به آنها داشته باشد.
3- افراد به وجود آورنده آن حتی الامکان افراد شناخته شده ای باشند.
4- افراد به وجود آورنده، توزیع جغرافیایی مناسبی داشته باشند مثلاً همه ایرانی نباشند.
البته موارد فرعی، نمره اضافه دارد و در قبولی یا رد مجله از طرفISI نقش بازی نمی کند.
منابع:
-پایگاه اطلاعات علمی SID
-سخنرانی دکتر عباس چاکلی، مدیر سابق گروه علم سنجی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
-Jouma citiation Reprts
به نقل از: نشریه دانشگاه علم و صنعت ایران/شماره65منبع: نشریه اطلاعات علمی
آشنایی با همایشهای حرفه ای
آشنایی با همایشهای حرفه ای
هرنوع گردهمآیی دو نفر یا بیشتر مردم برای تبادل اطلاعات؛ با اهداف تجاری، اجتماعی، مذهبی یا علمی را میتینگ می گویند. این واژه در فارسی به معانی جلسه، نشست، انجمن، ملاقات و همایش به کار رفته است. معمولاً میتینگ های کوچک بین دو تا 15 نفر و میتینگ های بزرگ با بیش از 15 نفر تشکیل می شود و می تواند انواع مختلفی مانند کنفرانس، کنگره، سمینار، کارگاه، سمپوزیوم و کانونشن (کنوانسیون) داشته باشد.
| کنگره Congress این لغت در انگلیسی دارای معانی مختلفی است که از جمله می توان به هیأت قانونگزاری امریکا و همچنین ارتباط زایای زن و مرد اشاره کرد. در تعریف آکادمیک، کنگره به گردهمایی های رسمی گفته می شود که افرادی متعلق به حرفه، فرهنگ، مذهب یا هرگروه خاص، برای بحث و تصمیم سازی گروهی پیرامون موضوعی ویژه وگاه انجام انتخابات جمع می شوند و دارای چند خصوصیت برجسته است: الف) تعداد شرکت کننده زیاد (صدها یا هزاران نفر)، ب) برنامه در فاصله زمانی خاص (اغلب یک، دو یا چند سالانه) تکرارشونده*،
پ) مدت برنامه اغلب به مدت چند روز،
ت) دارای نشست های کوچک تر در قالب کارگاه، پانل، کنفرانس وغیره است.
کنگره معمولاً بزرگ تر و رسمی تر از ورک شاپ، کنفرانس و سمپوزیوم است. در کنگره ها جز اعضای گروه اصلی تشکیل دهنده، معمولاً سازمان هایی نیز به عنوان "حمایت کننده" Sponsor حضور دارند.
*کنگره های بین المللی یا جهانی معمولاً با فواصل بیش از یک سال و کنگره های ملی با فواصل یک ساله برگزار می شوند. |
|
ورک شاپ Workshop کارگاه کارگاه یا ورک شاپ به جلساتی گفته می شود که در آن تبادل اندیشه، بحث آزاد و ارائه روش های عملی برای کاربرد یک مهارت، جریان دارد. در کارگاه معمولاً تعدادی محدود مشارکت داشته و درباره موضوعی خاص عمیقاً بحث می کنند تا با روند خلاقیت و تولید مثلاً یک خط مشی یا راه حل ویژه آشنا شوند. در این نوع گردهمآیی، گروهی خاص حضور داشته، کمترین سخنرانی از سوی مدیر برنامه ارائه می شود و درعوض، شرکت کنندگان، در موضوع مشارکت جدی دارند. کارگاه بیش از انتقال دانش، محل انتقال تجربیات و رشد مهارت هاست. |
|
کنفرانس Conference
کنفرانس شامل انواع گردهمآیی ها در زمینه های مختلف است اما معمولاً به همایش هایی گفته می شود که با برنامه کار و دستورجلسه رسمی برای بحث، مذاکره، مشاوره، همفکری ویا تبادل نظر و مبادله اطلاعات؛ جهت یافتن راه حل، رفع مشکل خاص، گرفتن رهنمود یا تصمیم سازی تشکیل می شود. شرکت کنندگان از افرادی با علایق یا تحصیلات و یا آموزش های مشابه، به جلسه دعوت شده و در صدد یافتن پاسخ برای پرسشی خاص، در زمینه مسائل سازمان، انجمن یا هیأت و گروه خود هستند. کنفرانس دارای تعریف قطعی و محدودیت خاص نیست اما به طور معمول در مقایسه با کنگره، دارای ابعاد کوچک تر، زمان کوتاه تر و اهدافی محدودتر می باشد. معمولاً کنفرانس ها در یک "مرکز اجتماعات Convention Centre برگزار شده و می تواند شامل انواعی از روش های ارتباطی مثل "میزگرد"، "پانل"، "سخنرانی عمومی" و یا "بحث های پراکنده گروهی" در راستای یک موضوع واحد باشد. گاه شرکت کنندگان از راه دور، با استفاده از امکانات ارتباطی نوین با هم ارتباط برقرار می کنند که به آن "تله کنفرانس"، "ویدئوکنفرانس" یا "کنفرانس از راه دور" گفته می شود.
همچنین «کنفرانس» به برنامه های آموزشی که برای گروه کوچکی از دانشجویان سطوح پیشرفته برگزار می شود نیز اطلاق می گردد. |
|
سمینار Seminar
سمینار نوعی کنفرانس است که برای تبادل نظر گروهی کوچک تشکیل می شود؛ یک یا چند نفر از آنها سخنران و بقیه شنونده هستند. این نوع میتینگ می تواند شامل جلسات گروهی از دانشجویان سال بالا باشد که تحت هدایت یک استاد، در یک پژوهش یا مطالعه جدی حول موضوعی خاص شرکت می کنند و یا واحد درسی پیشرفته ای را می گذرانند. در این نوع گردهمایی، نتایج پیش بینی شده ای مورد انتظار است. در سمینار، بیش از تبادل نظرشرکت کننده ها، تجربه ی روش تدریس موردنظر است. این برنامه معمولاً به صورت خودمانی برگزار شده، روی بخش کوچکی از یک موضوع صحبت می شود و شنوندگان در هر بخش از آن می توانند سخن گوینده را قطع کرده و سؤال کنند. بهرحال انواع مختلف سمینار وجود دارد ولی اساساً نوعی بحث آزاد برای تقویت مهارت های اعضاست. این همایش معمولاً در محل سالن کنفرانس یا آمفی تئاتر برگزار می شود. |
|
سمپوزیوم Symposium هم اندیشی
یک نوع کنفرانس که افرادی با تخصص بالا در یک زمینه ی خاص گرد هم آمده، درباره موضوعی کاملاً تخصصی بحث می کنند و در آن پیشنهادات و ایده های نو ارائه می شود. موضوع اختصاصی می تواند شامل تعیین یا تدوین برنامه ای خاص برای اجرا در آینده یا موافقت جمعی با آن باشد. هریک از شرکت کنندگان ضمن شنونده بودن، در مورد موضوع سخنرانی می کنند. سمپوزیوم مانند یک مجله تخصصی، دارای مطالبی با موضوع واحد است. در سمپوزیوم، افراد حرفه ای تلاش می کنند که با تبادل تجربه و بینش، با آخرین پیشرفت های حوزه خود در ارتباط باشند، لذا معمولاً روی یک جنبه از حرفه خود متمرکز می شوند.
در یونان باستان به جشن جمعی افراد روشنفکر که با نوشیدنی و موسیقی و بحث های عقلانی توأم بوده سیمپوزیوم می گفته اند. این واژه به شکل سیمپوزیون نیز به کار رفته استsymposion.
ممکن است یک اتاق کنفرانس برای سمپوزیوم کافی باشد.
سمپوزیوم شبیه سمینار است با این تفاوت که اغلب شنوندگان سخنران هم هستند.
همه سمینارها و سمپوزیوم ها کنفرانس هستند اما هر کنفرانسی سمینار یا سیمپوزیوم نیست. |
|
فروم Forum تالار گفتگو در شهر روم باستان، فروم شامل یک محوطه اجتماعات برای داد و ستد و همچنین دادگاه وجود داشته است. فروم به گردهمایی عموم برای گفتگو، مناظره و بحث آزاد پیرامون موضوعات مورد علاقه ی مردم و همچنین به محل های خاصی که برای این منظور ساخته می شود خطاب می گردد. امروزه به رسانه هایی چون روزنامه، رادیو، تلویزیون یا وب سایت که نظرات و بحث های مردم را پخش می کنند نیز فروم می گویند. در مواردی نیز که بحث آزاد بین چند کارشناس جریان داشته و معمولاً امکان حضور عموم و شنیدن نظرات باشد، فروم می گویند که یکی از انواع آن دادگاه است. در فروم، یک راه آموزش همگانی و رشد فرهنگ اجتماعی است. |
|
کنوانسیون Convention کنوانسیون، کانونشن یا همایش ملی یا بین المللی، بزرگ ترین نوع گردهمآیی است که شامل شکل های مختلف بحث و همچنین نمایشگاه می شود. این نوع همایش معمولاً به عنوان آغاز یک برنامه ی مهم تلقی می شود. مثلاً یک کانونشن ملی می تواند برای تصویب قانون اساسی برگزار شود. معمولاً کنوانسیون به همآیش های سیاسی اطلاق می شود مثل جلسات بزرگ احزاب سیاسی، اتحادیه های تجاری، انتخابات ریاست جمهوری و امثال آن. توافقات بین المللی نیز کنوانسیون نامیده می شود. |
|
جشنواره Festival
جشنواره یا فستیوال به برنامه های شادمانی و سرور در مناسبت های مذهبی، فرهنگی و گاه برنامه های غیردینی گفته می شود. این نوع جشن اغلب با نمایشگاه و مسابقاتی همراه است و مناسبت آن تکرار می شود. |
|
دیسکاشن Discussion بحث یک مذاکره و بحث جدی گروهی را دیسکاشن گویند. درمواردی به سخنرانی رسمی نیز دیسکاشن اطلاق می شود. این نوع بحث معمولاً به صورت فعال و طولانی است و حول محور موضوعی خاص صورت می گیرد. هدف از دیسکاشن پیروزی یک طرف نیست بلکه پیشرفت در موضوع بحث و روشنگری مورد نظر است. |
|
جلسه عمومی Convocation
جلساتی که برای مشاوره، کمیسیون و یا جشن، خصوصاً با مشارکت گروهی از اعضای یک دانشگاه یا انجمن تشکیل می شود. گاه این نوع جلسات برای اعطای مدرک برگزار می شود. |
هنوز عناوین بسیار دیگری وجود دارد که به دلیل عدم کاربرد عمومی، علاقمندان می توانند خود در مورد آنها تحقیق کنند.
آیا این مجله درجه ISI دارد؟
برای اینکه بدانیم آیا یک مجله درجۀ آی اس آی دارد یا نه؟ (توجه: جستجوی خود سایت تامسون رویترز زیاد دقیق نیست و گاهی وقت ها نام نشریات را نمی آورد) کافی است که نام نشریه را به این شکل در Google وارد کنیم:
“Journal Name” site: thomsonreuters.com
برای مثال
“JOURNAL OF BANKING & FINANCE” site: thomsonreuters.com
یا اینکه به جای نام مجله، ISSN مجله را واردجستجوگر Google می کنیم:
“ISSN: 0378-4266” site: .thomsonreuters.com
که نتیجه جستجو در زیر مشاهده می شود
Journal Search - Science - Thomson Reuters
Science thomsonreuters.com ... Site. Client. proxystylesheet. Output. Search. allAreas ... JOURNAL OF BANKING & FINANCE. Monthly: ISSN: 0378-4266: ELSEVIER SCIENCE BV, PO BOX 211, AMSTERDAM, NETHERLANDS, 1000 AE. Coverage ...
science.thomsonreuters.com/cgi-bin/jrnlst/jlresults.cgi?... - Cached - Similar -
برای جستجوی الفبایی نیز از لینک زیر استفاده نمایید:
http://scientific.thomsonreuters.com/cgi-bin/linksj/search.cgi?letter=d
isimag.blogfa.com حاوي مطالب ارزشمند در خصوص مقالات ISI ميباشد.
تدوین پرسشنامه
تدوین پرسشنامه
قبل از تدوين پرسشنامه بايد بدانيم به دنبال چه نوع اطلاعاتي هستيم و پرسشهايي متناسب با آن محتوا را تدوين كنيم. به طور كلي به لحاظ محتوايي در يك پرسشنامه، پنج نوع پرسش وجود دارد.
1ـ پرسشهاي زمينهاي يا خصيصه ها: اين پرسشها براي كسب اطلاع از خصوصيات پاسخگو است، پرسشهايي در مورد جنس، سن، شغل، قوميت، مذهب و ... در اين گروه جاي ميگيرند. اين پرسشها در پرسشنامه بيشتر در نقش متغيرهاي مستقل ظاهر ميشوند.
2ـ پرسشهاي رفتاري: اين پرسشها براي اطلاع از رفتارها و فعاليتهاي پاسخگويان مناسب است، چراكه رفتار پاسخگو مد نظر است و در صدد كشف فعاليتهاي آنها هستيم. پرسشهايي نظير (روزي چند ساعت از برنامه هاي تلويزيوني استفاده ميكنيد؟، آيا در فعاليتهاي محلي شركت ميكنيد؟ و ...)
3ـ پرسشهاي اعتقادي: كانون توجه اين پرسشها تعيين چيزي است كه پاسخگو آن را درست ميداند. مثلاً (به نظر شما مشاركت محلي تا چه اندازه بر توسعه محلي تاثير دارد؟، تا چه حد موافق هستيد: مسئولين در توسعه محلي نقشي ندارند؟ و ...) در اين پرسشها به دنبال سنجش اعتقادات و باورهاي شخصي پاسخگو ميباشيم، باورهايي كه ذهن پاسخگو وجود دارد و با آنها زندگي ميكند.
4ـ پرسشهاي نگرشي: كانون توجه اين پرسشها تعيين چيزي است كه پاسخگو آن را مطلوب ميداند. مثلاً (به نظر شما شهروندان محله بايد در فعاليتهاي محلي شركت كنند؟، آيا مسئولين محلي موظف به تشويق مشاركت محلي شهروندان هستند؟ و ...) در اين پرسشها از پاسخگو درخواست ميشود شرايط مطلوب و آرماني را تعيين كنند و و به دنبال تعيين ميزان اعتقادات و باورهاي شخصي آنها نيستيم.
5ـ پرسشهاي دانشي: اين پرسشها به دنبال ارزيابي و سنجش دانش و آگاهي پاسخگو ميباشد. در مطالعاتي نظير سواد رسانهاي، سواد انرژي، مطالعات فرهنگ سازماني بيشتر از اين نوع پرسشها استفاده ميكنيم.
نكته مهم! با سنجش رفتار و دانش نميتوان به نگرشها و اعتقادات پاسخگويان رسيد. حالا با يك مثال در حوزه دينداري به بررسي پرسشها ميپردازيم.
مثالهايي از انواع پرسشها در زير آمده است.
|
پرسش زمينهاي |
شما پيروي چه ديني هستيد؟ | ||||
|
اسلام |
زرتشت |
مسيحي |
يهودي |
ساير | |
|
پرسش دانشي |
كدام يك از موارد زير جزء اصول دين نيست؟ | ||||
|
توحيد |
نبوت |
امامت |
حج |
معاد | |
شكل پرسشها
پرسشها به سه شكل بسته، باز و نيمه بسته ميباشد. پرسش بسته با گزينههاي تحميلي پرسشي است كه در پاسخ به آن چند گزينه ارائه شده و پاسخگو بايد يك يا چند گزينه را انتخاب كند. پرسش باز، پرسشي است كه پاسخگو با اختيار كامل به پرسشها پاسخ ميدهد و پرسش نيمه بسته تركيبي از دو پرسش است در اين پرسش به پاسخگو گزينه هايي ارائه ميشود و در ضمن به اختيار داده ميشود پاسخ مد نظر خود را اعمال كند.
پرسش باز: مثال، مهمترين مشكل فعاليتهاي جمعي در ميان شما چيست؟
پرسش نيمه بسته: مثال، اوقات فراغت خود را در آخر هفته چگونه سپري ميكنيد؟
تماشاي تلويزيون ديد و بازديد مطالعه ساير موارد؟ ...............................................
پرسشهاي بسته: پرسشهاي بسته كه بخش زيادي از پرسشنامه را پر ميكند داراي اشكال مختلفي ميباشد كه عبارتند از:
سوالات مدرج یا طیفی به صورت طیف سه تایی، طیف پنج تایی و طیف هفت تایی میباشد. کاربرد نوع طیف بستگی به تعداد نمونه آماری و آزمونهای آماری دارد، برای مثال اصولاً برای نمونه آماری کم از طیف سه تایی استفاده و برای نمونه آماری خیلی زیاد از طیف هفت تایی استفاده میکنند، با این حال طیف پنج تایی در پایان نامه های دانشجویی با نمونه آماری 250 تا 600 ، استفاده میشود. استفاده از آزمونهای خاصي مستلزم داشتن پاسخگویان کافی به طیف ها باشد. برای مثال اگر نمونه آماری 100 پاسخگو باشد و از طیف هفت تایی استفاده شود احتمال پاسخگویی به هر یک از درجات طیف 14 پاسخگو میباشد (100 تقسيم بر 7) که امکان کاربرد آزمونهای خاصي را از ما میگیرد. نمونه هایی از طیفهای پنج تایی:
|
کاربرد |
5 |
4 |
3 |
2 |
1 |
|
باورها و اعتقادات |
کاملاً موافق |
موافق |
تا حدودی |
مخالف |
کاملاً مخالف |
|
باورها و اعتقادات |
خیلی زیاد |
زیاد |
متوسط |
کم |
خیلی کم |
|
فعالیتها |
خیلی زیاد |
زیاد |
تا حدودی |
کم |
خیلی کم |
|
فعالیتها |
همیشه |
اکثر اوقات |
بعضی اوقات |
به ندرت |
اصلاً |
|
فعالیتها |
همیشه |
اغلب |
گاهی |
به ندرت |
هرگز |
|
فعالیتها |
روزانه |
هفتگی |
ماهانه |
فصلی |
سالانه |
|
مهارتها |
عالی |
خوب |
متوسط |
کم |
ندارم |
|
توانایی |
عالی |
خوب |
متوسط |
ضعیف |
نمیتوانم |
|
نظر شما در مورد این جمله |
رسانه ها درصدد ترویج هویت ملی هستند؟ | ||||
|
کاملاً موافق |
موافق |
تا حدودی |
مخالف |
کاملاً مخالف | |
|
میزان موافقت شما با این جمله |
رسانهها درصدد ترویج هویت ملی هستند؟ | ||||
|
خیلی زیاد |
زیاد |
تا حدودی |
کم |
خیلی کم | |
ـ پرسش افتراق معنايي
اين شيوه حاوي صفاتي متضاد است كه معرف دو قطب يك پيوستار است كه در آن از پاسخگو خواسته ميشود بر روي يكي از درجات پيوستار علامت بزند.
|
شوراي اسلامي شهر خود را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ روي پيوستار علامت بزنيد. | ||||||||||
|
وابسته به شهرداري |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
8 |
9 |
استقلال عمل |
|
فعاليت غير مشاركتي |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
8 |
9 |
فعاليت مشاركتي |
|
عدم كارايي فعاليت |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
8 |
9 |
اثربخشي فعاليت |
|
عدم دسترسي |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
8 |
9 |
دسترسي |
نكته!
ـ از مدرج فرد يعني پنج تايي، هفت تايي، نه تايي استفاده كنيد.
ـ براي سهولت تحليل، معاني مثبت و منفي را در يك ستون بياوريد.
ـ دقت كنيد دو كلمه به لحاظ معنايي متضاد هم باشند.
ـ پرسش مشروط
پرسش مشروط اشاره به داشتن يا نداشتن يك صفت دارد، اگر پاسخگويي صفت مورد نظر را نداشت به سوالات ديگر راهنمايي ميشود. براي مثال
12ـ با اعضاي خانواده به چه زباني صحبت ميكنيد؟

|
با كدام يك از اعضاي خانواده به زبان محلي صحبت ميكنيد؟ تمام اعضاي خانواده پدر و مادر بزرگ پدر و مادر آيا با آشنايان به زبان محلي صحبت ميكنيد؟ بلي خير لطفاً به سوال 13 رجوع كنيد. |
ـ پرسش فهرستي
در اين پرسش فهرستي از گزينه ها در اختيار پاسخگو قرار داده ميشود و از وي خواسته ميشود تا گزينه هايي را انتخاب كند. براي مثال
براي دريافت خبر، از كدام يك از رسانه هاي زير استفاده ميكنيد؟
تلويزيون راديو روزنامه اينترنت ماهواره تلتكس
ـپرسش رتبه بندي يا اولويت بخشي
در اين پرسش از پاسخگو درخواست ميشود تا گزينه ها را برحسب يك صفت خاص اولويت بندي يا رتبه بندي كند. براي مثال
رسانه هاي زير را به لحاظ «اعتبار خبر» از 1 تا 6 رتبه بندي كنيد.
تلويزيون راديو روزنامه اينترنت ماهواره تلتكس
ـ پرسش مقايسه زوجي
در اين پرسش مجموعه اي از واحدها به صورت دو به دو مقايسه ميشوند و از جمع نمرات آنها به نتيجه كلي در زمينه برتري يكي بر ديگري ميرسيم. مثال، لطفاً از ميان دو نوع كنسرو گزينه برتر را انتخاب كنيد.
1ـ كنسرو ب كنسرو الف
2ـ كنسرو ج كنسرو ب
3ـ كنسرو د كنسرو الف
4ـ كنسرو ج كنسرو د
جمله بندي پرسشنامه: پرسشهاي پرسشنامه بايد روشن، غيرمبهم و سودمند باشد، بنابراين جملهبندي پرسشنامه اهميت فراواني دارد. ادبيات پرسشنامه بايد متناسب با فضاي فرهنگي و اجتماعي (نگرشهاي فرهنگي، سطح سواد و ...) باشد. توجه به نكات زير در طراحي پرسشنامه مهم است.
ـ ادبيات پرسش بايد ساده و كوتاه باشد: در پرسشنامه از كلمات نامأنوس، لاتين و تخصصي استفاده نكنيد، و در كابرد كلمات به زمينه هاي فرهنگي و اجتماعي پاسخگو توجه كنيد.
ـ پرسش نبايد دو جهي باشد: يعني يك پرسش تنها يك پاسخ را در ذهن پاسخگو متبادر كند، مانند «ميزان تحصيلات والدين شما چقدر است؟» اين پرسش دو وجهي بايد به دو سوال درباره تحصيلات پدر و تحصيلات مادر تقسيم شود.
ـ پرسش نبايد جهت دار يا ارزشي باشد: نبايد به دنبال پاسخ مطلوب خود يا موسسه متولي پژوهش باشيم. استفاده از كلماتي نظير «به نظر من ... »، «آيا موافق هستيد كه ...»، «به نظر دانشمندان استفاده از روغن ايكس براي سلامتي مضرر است، نظر شما چيست؟» و ... در پرسشنامه مطلوب نميباشد.
ـ از پرسشهاي منفي تا آنجا كه امكان دارد استفاده نكنيد. و از پرسشهايي استفاده كنيد كه پاسخگو نسبت به آن دانش يا اطلاع كافي داشته باشد.
ـ اگر فكر ميكنيد از طريق پرسشهاي مستقيم به جواب نميرسيد، از پرسشهاي غيرمستقيم استفاده كنيد.
ـ سوالات شما بايد هدفمند باشد: يعني سوالاتي را مطرح كنيد كه در صدد پاسخ به فرضيات باشد. همچنين از بيان سوالات تكراري و اضافي خودداري كنيد.
معرفي پژوهش در پرسشنامه
اولین مرحله در فرآیند پرسشگري ایجاد انگیزه در پاسخگو برای پر كردن پرسشنامه است. در بر انگیختن پاسخگو بايد در ابتداي پرسشنامه متني را براي پاسخگو ارائه كرد تا ضمن معرفي پژوهش، رضايت و مشاركت وي را جلب كرد.
چند نكته كوتاه!!!
ـ معرفي پژوهش حداكثر در 70 كلمه باشد
ـ از جملاتي نظير «با سلام و احترام»، «پاسخگوي محترم» و ... استفاده كنيد.
ـ عنوان پاياننامه يا پژوهش را داخل «» قيد كنيد يا هدف پژوهش را به صورت مختصر بيان كنيد.
ـ در متن قيد كنيد كه پاسخهاي دقيق وي ارزشمند است.
ـ به اطلاع پاسخگو برسانيد كه اطلاعات آنها محرمانه باقي خواهد ماند.
ـ اگر پرسشنامه براي پايان نامه ميباشد حتماً در پايان اسم نگارنده پايان نامه قيد شود.
ـ اگر پژوهش براي يك موسسه يا شركت خاصي ميباشد عنوان موسسه يا شركت قيد شود.
|
|
پاسخگوي محترم پرسشنامه حاضر مربوط به پايان نامه دانشجويي با عنوان «نقش سرمايه هاي فرهنگي والدين بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان» ميباشد. پاسخهاي دقيق شما كمك شاياني در نيل به اهداف پايان نامه خواهد كرد. لازم به یادآوری است، پاسخ های شما نزد پژوهشگر به صورت محرمانه باقی خواهد ماند. از همکاری شما کمال سپاس را دارم. علي محمدي |
نكات كليدي تدوين پرسشنامه
ـ پرسش از تاريخ تولد پاسخگو بر سن پاسخگو ارجحيت دارد.
ـ پرسش از هزينه زندگي بر درآمد پاسخگو ارجحيت دارد.
ـ اگر فكر ميكنيد پاسخگو نسبت به بيان هزينه زندگي يا درآمد اكراه دارد، از مقايس ترتيبي استفاده كنيد. مثال كمتر از 100 تومان 101 تا 200 تومان بيشتر از 200 تومان
ـ سوال بايد جامع و مانع باشد، يعني اولاً گزينهاي وجود داشته باشد پاسخگو انتخاب كند، در ثاني پاسخگو تنها بتواند يك گزينه را انتخاب كند. مثال پرسش از دين
عدم جامعيت: اسلام زرتشتي كليمي
عدم مانعيت: اسلام زرتشتي كليمي مسيحي پروتستان
ـ اگر مفهومي را عملياتي و سپس شاخص و سنجه تدوين كرديد، از طيف هاي مدرج يكساني براي سنجش آن استفاده كنيد.
ـ اگر احساس ميكنيد پاسخگويان نسبت به بيان سوالات زمينه اي (تاريخ تولد، جنس، دين و ...) اكراه داشته باشند يا اين سوالات موج سوگيري پاسخگو شود، سوالات زمينه اي در انتهاي پرسشنامه آورده شود.
ـ اگر سوالات زمينهاي (تاريخ تولد، جنس، دين و ...) نقشي در فرضيات ندارد لزومي ندارد آنها در پرسشنامه آورده شود.
منابع مناسب براي طراحي پرسشنامه
ـ سنجش مفاهيم در پيمايشهاي اجتماعي، دكتر فردين عليخواه، انتشارات جامعه شناسان، 1389
ـ راهنماي سنجش و تحقيقات اجتماعي، دلبرت سي ميلر، ترجمه هوشنگ نايبي، نشر ني، 1387
ـ مقياسهاي نگرش سنجي، كارل شوسلر، ترجمه هوشنگ نايبي، نشر وزارت فرهنگ، 1383
ـ روشهاي طراحي پرسشنامه، سيمور سادمن و ديگران، ترجمه عبدالباقي روشني، نشر كارا پيام، 1387
همه چیز از خواستن شروع می شود
خواستن، غریزی ترین واکنش بشر نسبت به نداشته هایش است همین که خیره میشوی به چیزی که تنها دلت تصاحبش را میخواهد، اینجاست که خواستن، قدرتش را به رخ می کشد …
مشکل انسان ها در خواستن ِ نداشته هایشان نیست
مشکلشان در کنار آمدن با این نداشته هاست …
اینجاست که احساس خوشبختی مقطعی می شود
به محض اینکه شما چیزی را دیدید که داشتنش را میخواهید
خوشبحتی تبدیل به احساسی می شود که تا آن را بدست نیاورید از آن محرومید، اینجاست که حسادت رخ میدهد، حسادت مفهومی لحظه ایست که در یک لحظه در ناخود آگاه شما جوشش میکند
و شما را ملزم به تصاحب میکند، حسادت یعنی تشخیص چیزی که دیگران دارند و شما ندارید
اما میخواهید داشته باشید
در حسادت، مشکل شما نداشته های دیگران نیست،
بلکه داشته هایی است که آنها دارند و شما ندارید
به عنوان مثال شما هیچوقت برای داشتن یک سیاره حسادت نمیکنید،
زیرا دیگران هم سیاره ندارند
خیلی مهم است که بدانید میزان حسادت به میزان ارزشی است، که شما برای دیگران قائلید
تا مادامی که در درون شما به همان اندازه که حواستان به دیگران هست به خودتان نیست، حسادت رخ می دهد زیرا حواس ِ چندگانه ی بشر ذاتا عاشق جستجو است.
تمرین اصول یک 1
آقاي رهنما در اول خرداد 1373 « موسسه حسابرسي رهنما » را تاسيس كرد. معاملات و عمليات مالي خرداد ماه موسسه مزبور به شرح زير است :
1373
1 خرداد تاسيس «موسسه حسابرس رهنما» با سرمايه اي به مبلغ 1500000 ريال كه نقدا توسط آقاي رهنما به حساب جاري شماره 653 بانك تجارت واريز شد ( حساب بانك و حساب سرمايه آقاي رهنما ).
2 خرداد خريد نقدي يك دستگاه آپارتمان به مبلغ 600000 ريال. صدور چك شماره 10 ( حساب آپارتمان و حساب بانك ).
5 خرداد خريد اثاثه اداري به مبلغ 260000ريال از « فروشگاه مريخ » . صدور چك شماره 11 ( حساب اثاثه اداري و حساب بانك ).
8 خرداد خريد نسيه يك دستگاه كامپيوتر به مبلغ 480000 ريال از « شركت رعد » . دريافت فاكتور شماره 376 كه طي مدت يك ماه بايد پرداخت شود ( حساب ماشينهاي اداري و حاسب بستانكاران ).
20 خرداد خريد نسيه معادل 150000 ريال اثاثه از « شركت صنايع فلزي ». دريافت فاكتور شماره 526 كه طي مدت يك هفته بايد پرداخت شود ( حساب اثاثه اداري و حساب بستانكاران ).
25 خرداد خريد نقدي يك دستگاه ماشين حساب به مبلغ 25000 ريال از « فروشگاه ابتكار » . صدور چك شماره 12 ( حساب ماشينهاي اداري و حساب بانك ).
27 خرداد صدور چك شماره 13 به مبلغ 150000 ريال بابت پرداخت بدهي موسسه به « شركت صنايع فلزي » ( حساب بستانكاران و حساب بانك ).
مطلوب است :
الف- تجزيه و تحليل و ثبت معاملات و عمليات مالي خرداد ماه « موسسه حسابرسي رهنما » برروی معادله حسابداری (چه واقع شده است)وبیان قاعده حسابداریتمرین اصول یک 1
آقاي كيهاني در اول تير سال 1373 « آژانس مسافرتي كيهان » را تاسيس كرد. معاملات و عمليات مالي آژانس مزبور در تير ماه به شرح زير است :
1 تير آقاي كيهاني با افتتاح حساب جاري شماره 258 نزد بانك ملي مبلغ 900000 ريال سرمايه گذاري اوليه خود را به اين حساب واريزكرد.
2 تير آقاي كيهاني براي داير كردن آژانس، يك دستگاه آپارتمان به مبلغ 5000000 ريال خريداري كرد. چك شماره (10) به همين مبلغ صادر و به فروشنده آپارتمان تسليم شد.
3 تير آقاي كيهاني براي آماده كردن آژانس براي شروع عمليات، تعدادي اثاثه شامل ميز و صندلي و فايل كالينت به مبلغ 200000 ريال بطور نسيه از« فروشگاه كوشك » خريداري كرد. دريافت فاكتور شماره 617 كه طي مدت يك ماه بايد پرداخت شود.
5 تير آقاي كيهاني نصف اثاثه خريداري شده را مازاد بر حتياج تشخيص داد و آن را به قيمت خريد يعني 100000 ريال بطور نسيه به «شركت درخشان » فروخت. قرار شد 60000 ريال از طلب آژانس در تاريخ 25 تير ماه و بقيه در تاريخ 5 مرداد ماه از «شركت درخشان » دريافت شود.
25 تير آقاي كيهاني مبلغ 60000 ريال بابت بخشي ازطلب آژانس از « شركت درخشان » دريافت و به حساب جاري بانك واريز كرد.
هر يك از معاملات و عمليات مالي فوق را تجزيه و تحليل و در حسابهاي T ثبت كنيد. پاسخ خود را در قالب جدول زير ارائه دهيد. طرز تجزيه و تحليل و ثبت اولين رويداد مالي به عنوان نمونه در جدول ارائه شده است.
|
چه واقع شده است |
قاعده حسابداري |
ثبت حسابداري |
|
موجودي بانك افزايش يافته است |
افزايش دارايي، بدهكار مي شود |
بدهكار : موجودي بانك 900000 |
|
سرمايه افزايش يافته است. |
افزايش سرمايه، بستانكار مي شود |
بستانكار : سرمايه اقاي كيهاني 900000 |
|
| ||
آدمهای گوناگون چگونه فکر می کنند
آدمهای گوناگون چگونه فکر می کنند
آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند
آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند
آدم های كوچك پشت سر دیگران سخن می گویند
آدم های بزرگ درد دیگران را دارند
آدم های متوسط درد خودشان را دارند
آدم های كوچك بی دردند
آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند
آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم های كوچك عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند
آدم های بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم های متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم های كوچك به دنبال كسب سواد هستند
آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند
آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند كه پاسخ دارد
آدم های كوچك می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند
آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم های كوچك مسئله ندارند
آدم های بزرگ سكوت را برای سخن گفتن برمی گزینند
آدم های متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند
آدم های كوچك با سخن گفتن بسیار، فرصت سكوت را از خود می گیرند
از مرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد
نمونه سوالات حسابداری صنعتی (هزینه ها)
تمرينات
1- تفهيم هزينه هاي ساخت و هزينه هاي فروش . بودجه ماهانه شركت صنعتي «ماهان » شامل هزينه هاي سربار ثابت ساخت به مبلغ 7.200.000 ريال و هزينه هاي ثابت فروش و اداري به مبلغ 4.800.00 ريال است . مديريت انتظار دارد شركت ماهانه تعداد 12.000 واحد محصول توليد كند و به فروش برساند .
برآورد هزينه هاي هر واحد محصول به شرح ير است :
|
ريال | |
|
مواد مستقيم |
3.200 |
|
دستمزد مستقيم |
2.000 |
|
سربار متغير ساخت |
1.500 |
|
سربار ثابت ساخت |
600 |
|
هزينه هاي متغير فروش و اداري |
300 |
|
هزينه هاي ثابت فروش و اداري |
400 |
مطلوب است :
الف- محاسبه هزينه تبديل و بهاي اوليه براي هر واحد محصول
ب- برآورد جمع هزينه هاي متغير براي هر واحد محصول
ج- برآورد جمع كل هزينه ها چنانچه 12.000 واحد محصول توليد و 8.000 واحد آن طي ماه فروخته شود .
2- بهاي تمام شده كالاي ساخته شده و فروش رفته ، اطلاعات ناقص . در مورد هر يك از وضعيتهاي زير به جاي علامت سوال ، مبالغ مربوط را محاسبه كنيد :
|
|
وضعيت اول |
وضعيت دوم |
وضعيت سوم |
|
|
هزار ريال |
هزار ريال |
هزار ريال |
|
موجودي كالاي ساخته شده در اول دوره |
14.000 |
12.000 |
؟ |
|
بهاي تمام شده كالاي ساخته طي دوره |
؟ |
95.000 |
419.000 |
|
موجودي كالاي ساخته شده در پايان دوره |
28.000 |
8.000 |
98.000 |
|
بهاي تمام شده كالاي فروش رفته طي دوره |
311.000 |
؟ |
405.000 |
3- هزينه فوق العاده اضافه كاري . آقاي « الف » در يك كارخانه نساجي كار مي كند و به ازاي هر ساعت كار عادي مبلغ 1.600 ريال به ازاي هر ساعت كار اضافي مبلغ 2.240 ريال دستمزد مي گيرد . آقاي «الف» ظرف هفته اول شهريور ماه به جاي 24 ساعت كار عادي ، 49 ساعت كار مستقيم انجام داده است .
مطلوب است :
الف- محاسبه جمع حقوق و مزاياي ناشي از اضافه كاري كه ظرف هفته اول شهريور ماه به آقاي «الف» تعلق مي گيرد .
ب- محاسبه جمع هزينه فوق العاده اضافه كاري متعلق به آقاي «الف» براي هفته مورد نظر .
ج- از جمع هزينه هاي حقوق و مزاياي ناشي از اضافه كاري متعلق به آقاي «الف» چه ميزان دستمزد مستقيم و چه ميزان هزينه سربار ساخت محسوب مي شود ؟ ( شركت محصولات خود را به شكل انبوه ، پيوسته و مستمر توليد مي كند .)
4- هزينه دستمزد اوقات تلف شده . ساعات واقعي كاركرد كارگران مستقيم در دايره توليدي «الف» يك شركت صنعتي ظرف هفته گذشته 44 ساعت بوده است كه معادل ساعات عادي هفتگي كار است . اوقات تلف شده ظرف هفته مورد نظر كه جزء ساعات كار بالا منظور شده در مجموع بالغ بر 4 ساعت است كه دليل آن توقف مكرر توليد به خاطر خرابي ماشين آلات مي باشد . نرخ دستمزد براي هر ساعت كار در دايره «الف» بالغ بر 1.800 ريال است .
مطلوب است :
الف- محاسبه جمع هزينه دستمزد متعلق به كارگران دايره توليدي «الف» ظرف هفته گذشته .
ب- چه ميزان از اين دستمزد ، هزينه دستمزد مستقيم و چه ميزان از آن ، هزينه سربار ساخت است؟
5- هزينه متغير ، هزينه نهايي و هزينه ميانگين . موسسه خدمات مديريت «ونك» بابت هزينه فتوكپي خود ماهانه مبلغ 1.000.000 ريال به اضافه 25 ريال به ازاي هر صفحه كاغذ فتوكپي ، به شركت مالك تجهيزات مربوط ، پرداخت مي كند . طي خرداد ماه و تير ماه به ترتيب 6.000 و 5.000 صفحه فتوكپي تهيه شده است .
مطلوب است :
الف- محاسبه هزينه فتوكپي خرداد ماه و تير ماه موسسه خدمات مديريت «ونك»
ب- محاسبه هزينه هر صفحه فتوكپي در خرداد ماه و تير ماه
ج- تفكيك جمع هزينه فتوكپي خرداد ماه به اجزاي ثابت و متغير
د- محاسبه هزينه نهايي هر صفحه فتوكپي اضافي در خرداد ماه
هـ- محاسبه هزينه ميانگين هر صفحه فتوكپي در خرداد ماه
6- جدول بهاي تمام شده كالاي ساخته شده و فروش رفته و صورت سود و زيان .
شركت توليدي «واوان» سازنده كفشهاي ورزشي است . موجودي كالاي شركت در ابتدا و انتهاي سال 1×13 به شرح زير بود :
|
|
اول سال 1 × 13 |
پايان سال 1×13 |
|
|
هزار ريال |
هزار ريال |
|
موجودي مواد اوليه |
5.500 |
6.500 |
|
موجودي كالاي در جريان ساخت |
11.500 |
11.000 |
|
موجودي كالاي ساخته شده |
16.500 |
18.000 |
شركت توليدي «واوان» طي سال 1 × 13 مبلغ 25.000 هزار ريال مواد اوليه خريداري و مبلغ 39.500 هزار ريال دستمزد مستقيم صرف كرد . هزينه هاي سربار ساخت نيز به شرح زير بود :
|
هزار ريال | |
|
مواد غير مستقيم |
1.500 |
|
دستمزد غير مستقيم |
3.000 |
|
استهلاك ماشين آلات و تجهيزات توليدي |
9.500 |
|
آب ، برق ، گاز و تلفن كارخانه |
2.700 |
|
ساير اقلام هزينه سربار ساخت |
2.800 |
درآمد فروش شركت در سال 1 × 13 بالغ بر 109.500 هزار ريال گرديد .
هزينه هاي فروش ، عمومي و اداري براي سال مورد نظر بالغ بر 10.500 هزار ريال شد . شركت مشمول ماليات بر درآمد به نرخ 45% است .
مطلوب است :
الف- تهيه جدول بهاي تمام شده كالاي ساخته شده براي سال 1 × 13
ب- تهيه جدول بهاي تمام شده كالاي فروش رفته براي سال 1 × 13
ج- تنظيم صورت سود و زيان براي سال مورد نظر
7- هزينه هاي تفاضلي . شركت « منجيل » كه سازنده تلويزيونهاي رنگي است ، در حال حاضر ، نيازمندي خود به يكي از قطعات متشكله تلويزيون ، را از طريق خريد از توليد كنندگان بيروني تامين مي كند . گروه مهندسي شركت پس از كوشش هاي فراوان موفق شده است امكان توليد قطعه مورد نظر را كه شركت تا كنون از بيرون خريداري و در ساعت تلويزيون مصرف مي كرد ، فراهم كند . بهاي تمام شده ساخت اين قطعه در داخل شركت به مبلغ 56.000 ريال برآورد شده است در حالي كه بهاي خريد آن از بيرون در مجموع بالغ بر 90.000 ريال است . نيازمندي شركت « منجيل » به قطعه مزبور 10.000 قطعه در سال است .
مطلوب است : محاسبه هزينه تفاضلي سالانه بين راه حل خريد قطعه مزبور از بيرون و راه حل ساخت آن در داخل شركت .
8- ويژگي هاي اقتصادي هزينه ها . فرض كنيد شركت صنعتي « شمشك » ماه گذشته مواد اوليه را به ارزش 80 ميليون ريال خريداري كرده است . ارزش اين مواد در حال حاضر باغ بر 100 ميليون ريال است . شركت صنعتي « شمشك » قصد دارد اين مواد را در ساخت محصولات خود مصرف كند .
مطلوب است :
الف- هزينه مصرف اين مواد براي شركت صنعتي « شمشك» واقعاً چقدر خواهد شد؟
ب- اين هزينه چه نوع هزينه اي است ؟
9- هزينه هاي ثابت و متغير ، اطلاعات حذف شده . شركت صنعتي «سومار» سازنده راديو پخش خودرو را به شركتهاي توليد كننده خودرو و ساير اشخاص به فروش مي رساند . در جدول زير هزينه هاي مربوط به سه فعاليت ارائه شده است :
سطوح مختلف فعاليت – توليد و فروش راديو پخش | |||
|
|
600 دستگاه |
700 دستگاه |
800 دستگاه |
|
|
هزار ريال |
هزار ريال |
هزار ريال |
|
هزينه كل : |
|
|
|
|
هزينه هاي ثابت |
a |
33.600 |
b |
|
هزينه هاي متغير |
c |
35.000 |
d |
|
|
e |
68.600 |
f |
|
هزينه هاي هر دستگاه راديو پخش : |
|
|
|
|
ثابت |
g |
h |
i |
|
متغير |
j |
k |
l |
|
جمع هزينه هر دستگاه راديو پخش |
m |
n |
o |
مطلوب است : تعيين مبالغ هر يك از حروف انگليسي مندرج در جدول بالا .
نمونه سوالات حسابداری صنعتی (هزینه یابی سفارش کار)
1-5-ثبت حسابداری در سیستم هزینه یابی سفارش کار، کارت هزینه سفارش. مانده های زیر از دفاتر و مدارک کارخانه «مرودشت» در اول بهمن ماه سال 3×13 استخراج شده است:
|
|
ریال |
|
هزینه مواد اولیه |
14.000.000 |
|
موجودی کالای (یا سفارشهای) در جریان ساخت |
15.200.000 |
|
موجودی کالای (یا سفارشهای) ساخته شده |
15.000.000 |
جزئیات مانده حساب موجودی کالای (یا سفارشهای) در جریان ساخت در اول بهمن ماه به شرح زیر است:
|
شرح |
سفارش 621 |
سفارش 622 |
سفارش 623 |
جمع |
|
|
ریال |
ریال |
ریال |
ریال |
|
هزینه مواد مستقیم |
2.800.000 |
3.400.000 |
1.800.000 |
8.000.000 |
|
هزینه دستمزد مستقیم |
1.600.000 |
1.500.000 |
900.000 |
4.000.000 |
|
هزینه سربار ساخت جذب شده |
1.280.000 |
1.200.000 |
720.000 |
3.200.000 |
|
جمع |
5.680.000 |
6.100.000 |
3.420.000 |
15.200.000 |
اطلاعات زیر مربوط به عملکرد بهمن ماه سال 3×13 است:
(1) مواد اولیه و کمکی در مجموع به مبلغ 22 میلیون ریال خریداری و به انبار تحویل داده شده است.
(2) مواد صادره از انبار به فرایند تولید بالغ بر 21 میلیون ریال بوده که شامل 4/2 میلیون ریال مواد غیر مستقیم و بقیه آن مواد مستقیم است. هزینه مواد مستقیم که صرف سفارشهای مختلف شده به شرح زیر است:
|
|
ریال |
|
سفارش 621 |
5.300.000 |
|
سفارش 622 |
7.400.000 |
|
سفارش 623 |
5.900.000 |
|
جمع هزینه مواد مستقیم مصرف شده در تولید |
18.600.000 |
(3) مواد برگشتی از فرایند تولید به انبار در مجموع بالغ بر 600.000 ریال است که مبلغ 200.000 ریال آن، مواد غیر مستقیم و مابقی مواد مربوط به سفارش شماره 622 است.
(4) مواد برگشتی به فروشندگان در مجموع بالغ بر 800.000 ریال است.
(5) حقوق و دستمزد خالص کارکنان کارخانه پس از کسر 10٪ مالیات و 7٪ سهم کارکنان بابت بیمه های اجتماعی، جمعا به مبلغ 31.540.000 ریال پرداخت شد.
(6) 55٪ مبلغ حقوق و دستمزد کارکنان، معرف دستمزد مستقیم ساخت، 20٪ معرف دستمزد غیر مستقیم ساخت و 25٪ معرف حقوق کارکنان فروش، عمومی و اداری است. مبلغ هزینه دستمزد هر یک از سفارشها به شرح زیر است:
|
|
ریال |
|
سفارش 621 |
6.420.000 |
|
سفارش 622 |
8.160.000 |
|
سفارش 623 |
6.320.000 |
|
جمع هزینه دستمزد مستقیم |
20.900.000 |
(7) سهم کار فرما بابت بیمه های اجتماعی کلیه کارکنان بالغ بر 23٪ حقوق و دستمزد ناخالص هر یک از آنان است. سهم کارفرما بابت بیمه های اجتماعی تمامی کارکنان کارخانه اعم از کارکنان مستقیم و غیر مستقیم ساخت به عنوان هزینه سربار ساخت تلقی و به حساب کنترل هزینه های سربار ساخت منظور می شود.
(8) هزینه های سربار ساخت غیر از آنچه که در بندهای بالا به آن اشاره شد، در مجموع بالغ بر 5.500.000 ریال است که شامل 2.000.000 ریال هزینه استهلاک ساختمان کارخانه و 250.000 ریال هزینه بیمه منقضی شده ساختمان کارخانه است. بقیه مبلغ مزبور که بالغ بر 3.250.000 ریال است تا پایان بهمن ماه پرداخت نشده است.
(9) هزینه سربار ساخت همواره بر مبنای 80٪ هزینه دستمزد مستقیم به تولید منظور و جذب سفارشهای مختلف می شود.
(10) سفارشهای شماره 621 و 622 تکمیل و به انبار کالای ساخته شده منتقل و سپس بر مبنای بهای تمام شده ساخت به اضافه 40٪ به عنوان سود ناخالص، برای مشتریان مربوط صورت حساب و ارسال شده اند.
(11) وجوه نقد دریافتی از مشتریان طی بهمن ماه ثابت سفارشهای ارسالی در مجموع بالغ بر 65.450.000 ریال گردید.
مطلوب است:
الف- تنظیم کرت هزینه سفارش برای هر یک از سفارشهای 621 و 622 و 623.
ب- ثبت حسابداری عملیات بهمن ماه در دفاتر و انتقال این ثبتها به کارتهای هزینه سفارش.
ج- تنظیم حساب کنترل موجودی کالای (یا سفارشهای) در جریان ساخت.
د- تنظیم جدولی که جزئیات بهای تمام شده سفارشهای در جریان ساخت در پایان بهمن ماه را نشان دهد.
2-5- محاسبه مبلغ اضافه یا کسر جذب هزینه های سربار ساخت، هزینه یابی سفارش کار. اطلاعات مربوط به هزینه های ساخت در دایره تولیدی الف یک شرکت صنعتی برای یک دوره معین به شرح زیر در دست است:
1- موجودی کالای در جریان ساخت در اول دوره :
|
|
سفارش شماره 1376 |
|
|
ریال |
|
هزینه مواد اولیه |
175.000 |
|
هزینه دستمزد مستقیم |
220.000 |
|
هزینه سربار جذب شده ساخت |
330.000 |
|
بهای تمام شده ساخت |
725.000 |
1- اطلاعات واقعی مربوط به دوره مورد نظر:
|
شرح |
سفارشهای شماره | ||||
|
1376 |
1377 |
1378 |
1379 |
| |
|
ریال |
ریال |
ریال |
ریال |
| |
|
هزینه مواد اولیه مصرف شده |
10.000 |
260.000 |
120.000 |
40.000 |
|
|
هزینه دستمزد مستقیم واقعی |
70.000 |
530.000 |
90.000 |
10.000 |
|
|
جمع |
80.000 |
790.000 |
210.000 |
50.000 |
|
|
ساعات واقعی کارکرد |
700 ساعت |
5.300 ساعت |
900 ساعت |
100ساعت |
|
|
جمع هزینه سربار واقعی |
|
|
|
|
1.230.000ریال |
3- اطلاعات بودجه شده برای دوره مورد نظر:
هزینه سربار ساخت بودجه شده در سطح ظرفیت عادی:
|
|
ريال |
|
هزینه ثابت |
320.000 |
|
هزینه متغير |
96.000 |
|
جمع هزینه سربار ساخت |
280.000. 1 |
|
بودجه ساعات كار مستقيم در سطح ظرفيت عادي |
8.000 ساعت |
|
مبناي جذب هزينه سربار ساخت |
ساعات كار مستقيم |
مطلوب است: محاسبه:
الف- مبلغ اضافه یا کسر جذب هزینه سربار ساخت.
ب- انحراف هزینه و انحراف ظرفیت.
ج- بهای تمام شده کالای (سفارش) ساخته شده طی دوره مورد نظر با توجه به این که سفارش شماره 1376 تنها سفارشی است که طی دوره مورد نظر تکمیل شده است.
د- بهای تمام شده موجودی کالای (سفارشهای) در جریان ساخت در پایان دوره مورد نظر.
3-5- نرخ از پیش تعین شده هزینه های سربار ساخت با استفاده از مبانی مختلف، سیستم هزینه یابی سفارش کار، انحراف هزینه و انحراف ظرفیت هزینه های سربار ساخت. مدیریت شرکت صنعتی «هیرمند» در نظر دارد بهای تمام شده سفارشهای خود را با هزینه های سربار ساخت جذب شده محاسبه کند، زیرا به این باور رسیده است که استفاده از تنها هزینه های واقعی سربار ساخت دیگر نمی تواند با شرایط کنونی حاکم بر شرکتهای صنعتی، سازگار باشد. اطلاعات زیر معرف میانگین اطلاعات مربوط به عملکرد ماهانه شرکت می باشد که در نظر است به عنوان مبنا برای محاسبه نرخهای جذب هزینه های سربار ساخت، بکار گرفته شود:
|
میانگین اطلاعات ماهانه |
|
|
ریال |
|
برآورد هزینه های سربار متغیرساخت |
36.000.000 |
|
برآورد هزینه های سربار ثابت ساخت |
24.000.000 |
|
برآورد جمع هزینه های سربار ساخت |
60.000.000 |
|
برآورد هزینه مواد مستقیم مصرف در تولید |
75.000.000 ریال |
|
برآورد هزینه دستمزد مستقیم |
30.000.000 ریال |
|
برآورد ساعات کار مستقیم کارکنان |
6.000 ساعت |
|
برآورد ساعات کار ماشین آلات |
2.000 ساعت |
در پایان اولین ماه پس از استقرار جدید، کارتهای هزینه سفارش اطلاعات زیر را نشان می دهد:
|
|
سفارش (1) |
سفارش(2) |
سفارش (3) |
|
بهای تمام شده موجودی کالای (سفارشهای) در جریان ساخت اول دوره: |
|
|
|
|
هزینه مواد مستقیم |
4.000.000 ریال |
کار روی این سفارش در ماه جاری اغاز شده است. |
کار روی این سفارش در ماه جاری اغاز شده است. |
|
هزینه دستمزد مستقیم |
7.000.000 ریال | ||
|
هزینه سربار ساخت |
1.300.000 ریال | ||
|
هزینه های مرتبط با ماه جاری: |
|
|
|
|
هزینه مواد مستقیم |
0 |
32.000.000 ریال |
40.000.000 ریال |
|
هزینه دستمزد مستقیم |
10.000.000 ریال |
8.000.000 ریال |
16.000.000 ریال |
|
هزینه سربار ساخت |
؟ |
؟ |
؟ |
|
سایر اطلاعات واقعی: |
|
|
|
|
ساعات کار مستقیم انجام شده |
1.700 ساعت |
1.400 ساعت |
2.800 ساعت |
|
ساعات کار ماشین آلات |
550 ساعت |
500 ساعت |
750 ساعت |
جمع هزینه های واقعی سربار ساخت برای ماه جاری بالغ بر 59.500.000 ریال است.
مطلوب است:
الف- تعیین نرخ از پیش تعیین شده هزینه سربار ساخت با استفاده از هر یک از مبانی زیر.
(1) هزینه مواد مستقیم
(2) هزینه دستمزد مستقیم
(3) ساعات کار مستقیم کارکنان
(4) ساعات کار ماشین آلات
ب- محاسبه هزینه سربار ساخت جذب شده به هر یک از سفارشها طی ماه جاری با بکارگیری هر یک از مبانی جذب هزینه های سربار ساخت به شرح بند (الف) بالا.
ج- محاسبه هر یک از مورد زیر به فرض این که هزینه های سربار ساخت بر مبنای ساعات کار مستقیم کارکنان، جذب تولید شود:
(1) مبلغ اضافه یا کسر جذب هزینه های سربار ساخت
(2) بهای تمام شده هر یک از سفارشها
(3) انحراف هزینه و انحراف ظرفیت
4-5- سیستم هزینه یابی سفارش کار، جذب هزینه های سربار ساخت، ثبتهای حسابداری. شرکت صنعتی «شهریار» برای گردآوری و انباشت هزینه های ساخت خود از سیستم هزینه یابی سفارش کار استفاده می کند. در این شرکت هزینه های سربار ساخت بر مبنای ساعات کار مستقیم کارکنان جذب تولید می شود و مبلغ اضافه یا کسر جذب هزینه های سربار در پایان هر ماه مستقیما به بهای تمام شده کالای فروش رفته بسته می شود. در اول اردیبهشت ماه کارتهای هزینه سفارش، اطلاعات زیر را نشان می داد:
|
|
سفارش 201 |
سفارش 202 |
سفارش 203 |
سفارش 204 |
|
|
ریال |
ریال |
ریال |
ریال |
|
هزینه مواد مستقیم |
3.590.000 |
2.000.000 |
1.480.000 |
2.000.000 |
|
هزینه دستمزد مستقیم |
2.700.000 |
1.500.000 |
1.000.000 |
1.200.000 |
|
هزینه سربار ساخت جذب شده |
2.160.000 |
1.200.000 |
800.000 |
960.000 |
|
جمع |
8.450.000 |
4.700.000 |
.3.280.000 |
4.160.000 |
|
وضعیت سفارشها |
تکمیل شده است |
در جریان ساخت است |
در جریان ساخت است |
در جریان ساخت است |
در پایان اردیبهشت ماه سفارشهای تکمیل شده موجود در انبار تنها شامل سفارشهای 204 و 207 بود که جمع کل هزینه های ساخت این سفارشها به شرح زیر گردآوری شده است:
|
|
سفارش 204 |
سفارش 207 |
|
|
ریال |
ریال |
|
هزینه مواد مستقیم |
2.970.000 |
2.450.000 |
|
هزینه دستمزد مستقیم |
2.200.000 |
1.900.000 |
|
هزینه سربار ساخت جذب شده |
1.760.000 |
1.520.000 |
|
جمع |
6.930.000 |
5.870.000 |
شرکت صنعتی «شهریار» علاوه بر کار روی سفارشهای 204 و 207، سفارشهای 202 و 203 را نیز در اردیبهشت ماه در دست ساخت داشت و کار روی سفارشهای 205 و 206 را نیز در همین ماه آغاز کرد.
جزییات هزینه مواد مستقیم مصرف شده و ساعات کار مستقیم انجام شده برای ساخت سفارشهای 202، 203، 205 و 206 در اردیبهشت ماه به شرح زیر است:
|
|
سفارش 202 |
سفارش 203 |
سفارش 204 |
سفارش 205 |
|
هزینه مواد مستقیم مصرف شده در تولید |
1.250.000 ریال |
555.000 ریال |
2.500.000 ریال |
1.980.000 ریال |
|
ساعات کار مستقیم انجام شده |
100 ساعت |
75 ساعت |
105 ساعت |
50 ساعت |
سایر اطلاعات مربوط به شرح زیر است:
(1) در پایان اردیبهشت ماه تنها سفارشهای 203 و 206 در جریان ساخت بود.
(2) نرخ دستمزد تمامی کارکنان مستقیم خطوط تولید یک سال و بالغ بر 20.000 ریال به ازای هر ساعت کار مستقیم است.
(3) در این شرکت برای مواد مستقیم و غیر مستقیم تنها یک حساب کنترل مواد نگهداری می شود. مانده حساب کنترل مواد در اول اردیبهشت ماه بالغ بر 2.750.000 ریال بود.
(4) کلیه فروشها به شکل نسیه انجام می گیرد و مبلغ کلیه سفارشهای ارسالی برای مشتریان برمبنای بهای تمام شده به اضافه 50٪ صورت حساب می شود.
(5) سایر اقلام مربوط به عملکرد اردیبهشت ماه به شرح زیر است:
|
|
ریال |
|
هزینه استهلاک تجهیزات کارخانه |
1.375.000 |
|
مواد خریداری شده |
11.500.000 |
|
دستمزد غیر مستقیم |
2.500.000 |
|
اجاره ساختمان کارخانه |
2.700.000 |
|
مواد غیر مستقیم مصرف شده |
2.790.000 |
مطلوب است:
الف- تعیین مانده حساب کنترل مواد و مانده حساب کنترل موجودی کالای (سفارشهای) در جریان ساخت در پایان اردیبهشت ماه.
ب- انجام ثبتهای حسابداری مربوط به ساخت سفارش 202 اردیبهشت ماه.
ج- محاسبه بهای تمام شده کالای (سفارشهای) ساخته شده طی اردیبهشت ماه.
د- تعیین مبلغ اضافه یا کسر جذب هزینه های سربار ساخت در پایان اردیبهشت ماه.
ه- محاسبه سود ناخالص اردیبهشت ماه.
ادرس های مفید حسابداری
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نمونه سوالات حسابداری صنعتی (هزینه یابی مرحله ای)
حسابداري صنعتي 2
فصل اول
سؤالات چهار گزينهاي
1- چنانچه بهاي تمام شده يك محصول به عنوان مبناي قيمت فروش در نظر گرفته شود، هزينههاي تشكيل دهنده بهاي تمام شده كدام است؟ (سال 82)
الف) تحقيق و توسعه، طراحي و توليد
ب) طراحي، توليد و خدمات پس از فروش
ج) تحقيق و توسعه، طراحي، توليد، بازاريابي، توزيع و خدمات پس از فروش
د) توليد، شامل مواد مستقيم، دستمزد مستقيم و سربار ساخت
2- تساوي بهاي اوليه و بهاي تبديل بدين معني است كه .................... با هم برابرند. (سال 82)
الف) دستمزد مستقيم و سربار ساخت
ب) مواد مستقيم مصرف شده و سربار ساخت
ج) مواد مستقيم مصرف شده و دستمزد مستقيم
د) هزينه مواد مستقيم، دستمزد و مستقيم و سربار ساخت
3- در صورتيكه بهاي تمام شده موجودي كالاي در جريان ساخت آخر دوره نسبت به اول دوره آن كاهش يافته باشد ميتوان نتيجه گرفت كه ........................ است. (سال 82)
الف) بهاي تمام شده كالاي ساخته شده طي دوره بيشتر از جمع هزينههاي توليد طي دوره
ب) بهاي تمام شده كالاي ساخته شده طي دوره بيشتر از بهاي تمام شده كالاي فروش رفته
ج) جمع هزينههاي توليد طي دوره بيشتر از بهاي تمام شده كالاي در جريان ساخت طي دوره
د) بهاي تمام شده كالاي ساخته شده طي دوره بيشتر از بهاي تمام شده كالاي در جريان ساخت طي دوره
4- كداميك از گزينههاي زير در مورد هزينه يابي مرحلهاي صحيح است؟ (سال 82)
الف) در روش ميانگين نيازي به ريز عوامل هزينه كالاي در جريان ساخت اول دوره نيست.
ب) در روش fifo نيازي به درصد تكميل كالاي در جريان ساخت اول دوره نيست.
ج) معادل آحاد تكميل شده به روش fifo ، هرگز بزرگتر از معادل آحاد تكميل شده به روش ميانگين نيست.
د) معادل آحاد تكميل شده به روش ميانگين همواره بزرگتر از معادل آحاد تكميل شده به روش fifo ميباشد.
5- كالاي تكميل شده شركت ريحان 5000 واحد و كالاي در جريان ساخت ابتدا و پايان دوره به ترتيب 800 (از بابت تبديل 60 درصد تكميل) و 1000 واحد بوده است. هزينه مواد و تبديل طي دوره به ترتيب 93.600 و 58.440 ريال بوده است. همچنين بهاي تمام شده هر واحد كالاي تكميل شده به روش fifo ، 30 ريال و مواد نيز در ابتداي عمليات وارد فرآيند ساخت ميشود. (سال 82)
ـ بهاي تمام شده هر واحد كالا از بابت تبديل چند ريال است؟
الف) 8 ب) 12 ج) 18 د) 22
ـ درصد تكميل كالاي در جريان آخر دوره چقدر بوده است؟
الف) 35% ب) 40% ج) 45% د) 50%
7- سربار برآوردي براي 5000 واحد محصول 5/23 ميليون ريال و براي 7000 واحد محصول 5/28 ميليون ريال است. اگر توليد واقعي 5 درصد زير بودجه و معادل 5.225 واحد محصول و سربار واقعي نيز 1/25 ميليون ريال گزارش شده باشد، نرخ جذب سربار براي هر واحد محصول چند ريال است؟ (سال 82)
الف) 4.385 ب) 4.500 ج) 4.700 د) 5.000
8- ضايعات عادي پايان عمليات در معادل آحاد تكميل شده منظور .................. تا هزينه آن روي ............ تأثير داده شود. (سال 80)
الف) ميشود ـ كالاي تكميل شده ب) ميشود ـ كالاي در جريان
ج) نميشود ـ ضايعات عادي طي عمليات د) ميشود ـ ضايعات عادي طي عمليات
9- افزايش در حساب كالاي در جريان ساخت طي دوره 40.000 ريال و بهاي اوليه و تبديل برابر و هر كدام معادل 400.000 ريال بودهاند. سربار براساس 100% هزينه دستمزد مستقيم جذب ميشود. موجودي كالاي ساخته شده آخر دوره 200 واحد و روش ارزيابي موجودي fifo ميباشد. طي دوره مذكور 1000 واحد كالا تكميل شده است. بهاي تمام شده موجودي كالاي ساخته شده آخر دوره چند ريال است؟ (سال 80)
الف) 112.000 ب) 128.000 ج) 152.000 د) 160.000
10- حساب كنترل سربار بابت حقوق و دستمزد و بيمه كارفرما جمعاً مبلغ 1.844.000 ريال بدهكار شده است. از حقوق و دستمزد اين دوره 40% مستقيك توليد، 30% غيرمستقيم توليد و مابقي مربوط به هزينههاي عملياتي بوده است. بيمه كارفرما به نرخ 23% محاسبه و منظور شده است. (سال 80)
حساب كالاي در جريان ساخت بابت دستمزد مستقيم چند ريال بدهكار شده است؟
الف) 1.600.000 ب) 1.925.000 ج) 1.968.000 د) 2.000.000
ـ معادل آحاد تكميل شده به روش ميانگين بابت مواد تبديل به ترتيب 12000 واحد و 10500 واحد بوده است. درصد تكميل كالاي در جريان ساخت اول و آخر دوره بابت تبديل به ترتيب 40% و 80% بوده است. بهاي تمام شده هر واحد محصول تكميل شده بابت مواد 450 ريال و بابت تبديل 550 ريال محاسبه شده است. (سال 80)
11- بهاي تمام شده كالاي تكميل شده چند ريال است؟
الف) 4.500.000 ب) 5.500.000 ج) 6.500.000 د) 7.500.000
12- موجودي كالاي در جريان آخر دوره از بابت تبديل معادل چند واحد تكميل شده بوده است؟
الف) 500 ب) 1600 ج) 3600 د) 6000
ـ كالاي تكميل شده شركتي 5000 واحد و موجودي كالاي در جريان ساخت اول و آخر دوره آن به ترتيب 800 و 1200 واحد بوده است كه درصد تكميل آنها از بابت تبديل 75% بوده است. ضايعات عادي 500 واحد كه 30 درصد آن در مقطع 50% تبديل و مابقي آن در مقطع 80% تبديل رخ داده است. ضايعات غيرعادي پايان عمليات 400 واحد بوده است. براي توليد هر محصول 2 كيلو مواد مستقيم در ابتداي عمليات به نرخ هر كيلو 615 ريال لازم است. (سال 80)
13- هزينه مواد مستقيم اين دوره چند ريال بوده است؟
الف) 7.134.000 ب) 7.230.000 ج) 7.564.500 د) 7.749.000
14- در گزارش هزينه توليد، هزينه هر واحد محصول از بابت مواد مستقيم چه مبلغ خواهد بود؟
الف) 1.230 ب) 1.240 ج) 1.250 د) 1.260
با توجه به اطلاعات زير به سوالهاي 15 و 16 جواب دهيد:
ـ جمع هزينههاي توليد طي بهمن ماه 700.000 ريال
ـ افزايش در كالاي در جريان ساخت پايان بهمن نسبت به اول بهمن 38.500 ريال
ـ موجودي كالاي ساخته شده اول بهمن 200 واحد به بهاي تمام شده هر واحد 45 ريال
ـ فروش 12.050 واحد به قيمت واحد 100 ريال
موجودي كالاي ساخته شده آخر بهمن 400 واحد و جريان هزينه fifo ميباشد.
15- درصد افزايش بهاي تمام شده هر واحد محصول توليدي بهمن نسبت به دور قبل كدام است؟
الف) 20 ب) 5/22 ج) 25 د) 5/27
16- بهاي تمام شده كالاي فروش رفته طي بهمن كدام است؟
الف) 648.500 ب) 648.900 ج) 650.700 د) 661.500
تبریک سال نو
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
حلول سال نو وبهار پرطراوت راکه نشانه قدرت لایزال الهی وتجدید حیات طبیعت می باشد
رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت
را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم.

همين امروز گرمابخش قلب يک نفر شويد
در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزى امکان نداشت. مخصوصاً اين که پسر کوچکى در رديف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانش آموز همين کلاس بود. هميشه لباس هاى کثيف به تن داشت، با بچه هاى ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي رسيد. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد. امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور مي يافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلى سال هاى قبل او نگاهى بياندازد تا شايد به علّت درس نخواندن او پي ببرد و بتواند کمکش کند.
معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکاليفش را خيلى خوب انجام مي دهد و رفتار خوبى دارد. "رضايت کامل".
معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسيهايش دوستش دارند ولى او به خاطر بيمارى درمان ناپذير مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.
معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن مي کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرايط محيطى او در خانه تغيير نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.
معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمي دهد. دوستان زيادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش مي برد. خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از اين که دير به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدايايى براى او آوردند. هداياى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زيبا و نوارهاى رنگارنگ پيچيده شده بود، بجز هديه تدى که داخل يک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هديه ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد يک دستبند کهنه که چند نگينش افتاده بود و يک شيشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. اين امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعريف از زيبايى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نيز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بيرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را مي داديد.
خانم تامپسون ، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشينش رفت و براى دقايقى طولانى گريه کرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگرى شد و در کنار تدريس خواندن، نوشتن، رياضيات و علوم، به آموزش "زندگي" و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت و البته توجه ويژه اى نيز به تدى مي کرد.
پس از مدتى ، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق مي کرد او هم سريعتر پاسخ مي داد. به سرعت او يکى از با هوش ترين بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به يک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترين دانش آموزش شده بود.
يکسال بعد ، خانم تامپسون يادداشتى از تدى دريافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترين معلّمى هستيد که من در عمرم داشته ام.
شش سال بعد ، يادداشت ديگرى از تدى به خانم تامپسون رسيد. او نوشته بود که دبيرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترين معلمى هستيد که در تمام عمرم داشته ام. چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه ديگرى دريافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصيل مي شود. باز هم تأکيد کرده بود که خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است.
چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامه اى ديگر رسيد. اين بار تدى توضيح داده بود که پس از دريافت ليسانس تصميم گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا اين بار، نام تدى در پايان نامه کمى طولاني تر شده بود: ** دکتر تئودور استودارد**.
ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه ديگرى رسيد. تدى در اين نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و مي خواهند با هم ازدواج کنند. او توضيح داده بود که پدرش چند سال پيش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کليسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته مي شود بنشيند. خانم تامپسون بدون معطلى پذيرفت و حدس بزنيد چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگين ها به دست کرد و علاوه بر آن، يک شيشه از همان عطرى که تدى برايش آورده بود خريد و روز عروسى به خودش زد.
تدى وقتى در کليسا خانم تامپسون را ديد او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از اين که به من اعتماد کرديد از شما متشکرم. به خاطر اين که باعث شديد من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر اين که به من نشان داديد که مي توانم تغيير کنم از شما متشکرم.
خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه مي کنى. اين تو بودى که به من آموختى که مي توانم تغيير کنم. من قبل از آن روزى که تو بيرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدريس کنم.
بد نيست بدانيد که تدى استودارد هم اکنون در دانشگاه آيوا يك استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى اين دانشگاه نيز به نام او نامگذارى شده است !
** همين امروز گرمابخش قلب يک نفر شويد **
** وجود فرشته ها را باور داشته باشيد **
** و مطمئن باشيد که محبت شما به خودتان باز خواهد گشت **
از اينكه همديگر را داريم و از با هم بودن لذت ببريم!!!
بيسكوييت سوخته!!
زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای صبحانه را برای شب
درست کند. و من به خاطر می آورم شبی را بخصوص وقتی که او صبحانه ای، پس از گذراندن
یک روز سخت و طولانی در سر کار، تهیه کرده بود. در آن شب مدت زمان خیلی پیش، مادرم یک بشقاب
تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بی نهایت سوخته در جلوی پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم که ببینم
آیا هیچ کسی متوجه شده است! با این وجود، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به سوی بیسکویت
دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روز ام در مدرسه چطور بود. خاطرم نیست که آن شب چه چیزی به پدرم
گفتم، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا می کردم که داشت کره و ژله روی آن بیسکویت سوخته می مالید و هرلقمه آن را می خورد.
وقتی من آن شب از سر میز غذا بلند شدم، به یادم می آید که شنیدم صدای مادرم را که برای سوزاندن بیسکویت ها از پدرم عذر خواهی می کرد. و هرگز فراموش نخواهم کرد چیزی را که پدرم گفت: ((عزیزم، من عاشق بیسکویت های سوخته هستم.)) بعداً همان شب، رفتم که
بابام را برای شب بخیر ببوسم و از او سوال کنم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویت هایش سوخته باشد. او مرا در آغوش کشید و گفت:
((مامان تو امروز روز سختی را در سرکار گذرانده و او خیلی خسته است. و بعلاوه، بیسکویت کمی سوخته هرگز هیچ کسی را نمی کشد!))
زندگی مملو از چیزهای ناقص... و افراد دارای کاستی هست. من اصلاً در هیچ چیزی بهترین نیستم، و روز های تولد و سالگرد ها را
درست مثل هر کسی دیگر فراموش می کنم. اما چیزی که من در طی سال ها پی برده ام این است که یاد گیری پذیرفتن عیب های همدیگر–
و انتخاب جشن گرفتن تفاوت های یکدیگر– یکی از مهمترین را ه حل های ایجاد روابط سالم، فزاینده و پایدار می باشد.
و امروز دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت های خوب، بد، و ناخوشایند زندگی خود را بپذیری و آن ها را به خدا واگذار کنی.
چرا که در نهایت، او تنها کسی است که قادر خواهد بود رابطه ای را به تو ببخشد که در آن یک بیسکویت سوخته موجب قهر نخواهد شد.
ما می توانیم این را به هر رابطه ای تعمیم دهیم. در واقع، تفاهم اساس هر روابطی است، شوهر-همسر یا والدین-فرزند یا برادر-خواهر یا دوستی!
((کلید دستیابی به شادی تان را در جیب کسی دیگر نگذارید- آن را پیش خودتان نگهدارید.))
بنابراین، لطفاً یک بیسکویت به من بدهید، و آره، از نوع سوخته حتماً خیلی خوب خواهد بود.!.!.!.!
نمونه سوالات حسابداری صنعتی 1
-7: هزینه یابی مرحله ای هزینه ها را:
الف) بر اساس دوره تخصیص می دهند.
ب)بر مبنای درجه تکمیل تخصیص می دهند.
ج)تنها به واحدهای تکمیل شده تخصیص می دهند.
د)گزینه های الف و ب
2-7: ترتیب صحیح یک گزارش هزینه تولید عبارتند از:
الف) تهیه جدول مقداری ، محاسبه ی معادل احاد، محاسبه ی بهای تمام شده ی هر واحد ، تجزیه وتحلیل جمع هزینه ها
ب) تهیه جدول مقداری ، محاسبه ی بهای تمام شده ی هر واحد ، محاسبه ی معادل احاد ، تجزیه وتحلیل جمع هزینه ها
ج) تجزیه وتحلیل جمع هزینه ها ه تهیه جدول مقداری ، محاسبه ی معادل احاد، محاسبه ی بهای تمام شده ی هر واحد
د) محاسبه ی معادل احاد، تهیه ی جدول مقداری، تجزیه تحلیل جمع هزینه ها ، محاسبه ی بهای تمام شده ی هر واحد
3-7: کالای در جریان ساخت ابتدای دوره شرکت فردوس ، تعداد 600 واحد است که از لحاظ هزینه های تبدیل تا 60% تکمیل بوده است. طی دوره 000 2 واحد محصول تکمیل شده در پایان دوره تعداد 800 واحد با درجه ی تکمیل 40% در جریان ساخت بود. هرگونه مواد اولیه در ابتدای دوره مصرف می شود. تعداد واحدهایی که طی دوره اقدام به تولید انها شده چند واحد است؟
الف) 700 1 واحد ب) 1960 واحد ج) 000 2 واحد د)200 2واحد
4-7:کدامیک از عبارت های زیر درباره ی هزینه ی مرحله ای صحیح نیست؟
الف)در روش fifo نیازی به ریز عوامل تشکیل دهنده کالای در جریان ساخت اول دوره نیست.
ب) در روشlifo نیازی به ریز عوامل تشکیل دهنده کالای در جریان ساخت اول دوره نیست.
ج) معادل احاد تکمبل شده به روش fifo همواره برابر با معادل احاد تکمیل شده به روش lifo نیست.
د) معادل احاد تکمبل شده به روش میانگین موزون هرگز کوچکتر از معادل احاد تکمیل شده به روش lifo نیست.
5-7: در کدام یک از روشهای هزینه یابی مرحله ای ، واحد های انتقالی از دایره اول در محاسبه ی معادل احاد تکمیل شده دایره دوم منظور می شود؟
میانگین موزون FIFO LIFO
----------------- ----------- ------
الف) بله بله بله
ب) بله خیر خیر
ج) خیر بله بله
د) خیر خیر خیر
6-7: معدل احاد تکمیل شده به روش میانگین موزون از لحاظ مواد 000 16 واحد و کالای در جریان ساخت ابتدا وپایان دوره به ترتیب 000 2 و 000 4 واحد بوده که هر دو از لحاظ تبدیل 75% تکمیل شده اند .تعداد واحد های تکمیل شده چند واحد است؟
الف)000 12 ب)000 13 ج)000 14 د) 500 14
7-7: تفاوت هزینه های انتقالی از دایره قبل با مواد مستقیم در چیست؟
الف)ارزش هزینه های انتقالی همواره از مواد اضافه شده بیشتر است.
ب )ارزش هزینه های انتقالی اغلب از مواد اضافه شده بیشتر است.
ج)هزینه ها ی انتقالی معمولا واحدهای اساسی هستند که باید تکمیل شوند.
د)هزینه ها ی انتقالی بر خلاف دیگر مواد مستقیم در ابتدای عملیات وارد فرایند تولید می شوند.
8-7: برای محاسبه ی بهای تمام شده ی هر واحد محصول تکمیل شده به روش میانگین موزون کدامیک از موارد زیر در نظر گرفته می شود؟
الف) فقط هزینه های جاری
ب) هزینه های دوره جاری بعلاوه هزینه کالای در ساخت پایان دوره
ج) هزینه های دوره جاری بعلاوه هزینه کالای در ساخت ابتدای دوره
د) هزینه های دوره جاری منهای هزینه کالای در ساخت ابتدای دوره
●در شرکت رضوان برای تولید محصول دو نوع مواد مورد استفاده قرار می گیرد. ماده A در ابتدای عملیات و ماده B ، زمانی که عملیات ساخت به 70% رسید وارد در فرایند تولید می شوند. اطلاعات تولید در فروردین ماه 1×13 به شرح زیر است:
موجودی کالای در جریان ساخت اول دوره (از لحاظ تبدیل 40% تکمیل) 1000 واحد به ارزش 680900 ريال که شامل 40600 ريال ماده A و 274900 ريال هزینه تبدیل است.
موجودی کالای در جریان ساخت پایان دوره ( از لحاظ تبدیل 75% تکمیل) 200 1 واحد
ضایعات عادی ( از لحاظ تبدیل 50% تکمیل) 300 واحد
ضایعات غیر عادی ( از لحاظ تبدیل 60% تکمیل) 200 واحد
محصول تکمیل شده در فروردین ماه 000 8 واحد
هزینه های فروردین ماه شامل 000 200 4 ريال ماده A ، 000 840 1 ريال ماده B و 000 896 6 ريال هزینه تبدیل است. با توجه اطلاعات فوق به سوالات 9 الی 18 پاسخ دهید:
9-7 : معادل آحاد تکمیل شده به روش میانگین موزون از لحاظ ماده A ، ماده B و تبدیل چقدر است؟
ماده A ماده B تبدیل
-------- -------- --------
الف) 400 8 400 8 420 9
ب) 200 9 200 9 020 9
ج) 400 9 200 9 620 8
د) 400 9 200 9 020 9
10-7: معادل آحاد تکمیل شده به روش FIFO از لحاظ ماده A ،ماده B و تبدیل چقدر است؟
ماده A ماده B تبدیل
-------- -------- --------
الف) 400 8 200 9 620 8
ب) 400 8 200 8 620 8
ج) 400 9 200 9 620 8
د) 400 9 200 9 020 9
11-7: بهای تمام شده هر واحد محصول به روش میانگین موزون چند ريال است؟
الف) 485 1 ب) 490 1 ج) 495 1 د) 500 1
12-7: بهای تمام شده هر واحد محصول به روش FIFO چند ريال است؟
الف) 485 1 ب) 490 1 ج) 495 1 د) 500 1
13-7: بهای تمام شده کالای تکمیل شده به روش FIFO چند ريال است؟
الف) 000 880 11 ب) 900 860 11 ج) 900 900 11 د) 000 000 120
14-7: بهای تمام شده کالای تکمیل شده به روش LIFO چند ريال است؟
الف) 000 880 11 ب) 900 860 11 ج) 900 900 11 د) 000 000 120
15-7: بهای تمام شده کالای در جریان ساخت پایان دوره به روش LIFO چند ريال است؟
الف) 900 420 1 ب) 500 543 1 ج) 000 560 1 د) 500 563 1
16-7: بهای تمام شده کالای در جریان ساخت پایان دوره به روش میانگین موزون چند ريال است؟
الف) 900 420 1 ب) 500 543 1 ج) 000 560 1 د) 500 563 1
17-7: بهای تمام شده ضایعات غیر عادی به روش میانگین موزون چند ريال است؟
الف) 400 193 ب) 00 196 ج) 000 216 د) 000 236
18-7: بهای تمام شده ضایعات غیر عادی به روش FIFO چند ريال است؟
الف) 400 193 ب) 00 196 ج) 000 216 د) 000 236
19-7: جمع هزینه های تولیدی شرکت مینو در سال 1×13 بالغ بر 000 900 ريال بود. شرکت مینو 400 1 واحد کالا تکمیل نمود که از این تعداد 400 در سال 0 ×13 نیمه تکمیل بودند. همچنین در پایان سال 1×13 تعداد 600 واحد کالا نیمه تکمیل بودند که درجه تکمیل آنها 50% بود. هزینه های تولید یک واحد محصول در سال 1×13 چقدر است؟
الف) 450 ريال ب) 600 ريال ج) 818 ريال د) 900 ريال
24-7: بهای تمام شده هر واحد محصول تولید شده در شرکت مینا در سال 1×13 طبق روش میانگین موزون به روش به شرح زیر است:
ريال
انتقالی از دایره قبل 25
مواد 5
تبدیل 15
45
مواد در پایان عملیات اضافه شده و کالای در جریان ساخت پایان سال 000 2 واحد است که از لحاظ تبدیل 40% تکمیل می باشد. هزینه تخصیص یافته به کالای در جریان ساخت پایان سال چند ريال است؟
الف) 000 62 ب) 000 68 ج) 000 72 د) 000 90
●شرکت تولیدی نینا محصول X را تولید می کند. مواد مستقیم در ابتدای عملیات وارد فرایند تولید می شود و هزینه های تبدیل به طور یکنواخت در طول تولید واقع می شود. اطلاعات زیر برای مرداد ماه سال جاری در دست است:
شرح مواد مستقیم هزینه های تبدیل
-------------------------- --------- -------------
ريال ريال
کالای در جریان ساخت اول مرداد ماه 000 91 000 54
هزینه های مرداد ماه 000 384 000 296 1
-------- --------
جمع 000 475 000 350 1
========== ===========
کالای در جریان ساخت ابتدای مرداد ماه(60% تکمیل) 000 15 واحد
واحد هایی که تولید آن در طی مرداد ماه آغاز شده است 000 80 واحد
انتقال به انبار 000 850 واحد
ضایعات غیر عادی( 50% تکمیل) 000 2 واحد
کالای در جریان ساخت پایان مرداد ماه ( 50% تکمیل) 000 8 واحد
با توجه به اطلاعات فوق ، به سوالات 25 و 26 پاسخ دهید:
25-7: اگر شرکت نینا از روش میانگین موزون استفاده نماید، هزینه یک واحد محصول تکمیل شده از لحاظ مواد مستقیم به ريال برابر است با:
الف) 4 ب) 8/4 ج) 5 د) 6
26-7: اگر شرکت نینا از روش FIFO استفاده نماید، قیمت تمام شده یک واحد محصول در این دوره چند ريال است؟
الف) 8/19 ب) 20 ج) 8/20 د) 21
● اطلاعات مقداری تولید در دایره اول شرکت تولیدی لینا در سال 1×13 به شرح زیر است:
محصول تکمیل شده 400 2 کیلو
کالای در جریان ساخت اول دوره 100 کیلو از لحاظ تبدیل 40% تکمیل
کالای در جریان ساخت پایان دوره 160 کیلو از لحاظ تبدیل 40% تکمیل
در سال 1×13 هزینه مواد 000 305 4 ريال و هزینه تبدیل 000 666 6 ريال گزارش شده است.
با توجه به اطلاعات فوق به سوالات 27 و28 پاسخ دهید:
27-7: بهای تمام شده موجودی کالای د رجریان ساخت پایان دوره به روش FIFO چند ريال است؟
الف) 000 176 ب) 000 280 ج) 000 465 د) 000 720
29-7: در شرکت سینا واحد های تکمیل شده 000 10 واحد و بهای تمام شده هر واحد کالای تکمیل شده به روش میانگین موزون 200 ريال می باشد. هزینه مواد کالای در جریان ساخت اول دوره 000 50 ريال ، هزینه مواد طی دوره 000 782 ريال، هزینه تبدیل کالای در جریان ساخت اول دوره 000 23ريال و هزینه تبدیل طی دوره 000 000 1 ريال می باشد.در جریان ساخت پایان دوره از بابت مواد 80% و از بابت تبدیل 50% تکمیل شذه است. تعداد کالای در جریان ساخت پایان دوره چند واحد است؟
الف) 500 ب) 000 1 ج) 500 1 د) 000 2
30-7: شرکت تینا از روش قیمت گذاری میانگین موزون در حسابهای مرحله ای استفاده می کند. در یک دوره 100 1 واحد محصول تکمیل و به ارزش میانگین 000 220 ريال ارزیابی گردید. در این دوره موجودی های در جریان ساخت تول دوره و پایان دوره به ترتیب 100 و 200 واحد بوده که از لحاظ تمامی عوامل هزینه تا 75% تکمیل بودند. برای موجود ی در جریان ساخت اول دوره ، در دوره قبل 000 25 ريال از بابت مواد اولیه هزینه شده بود. چنانچه بابت مواد در حساب کالای در جریان ساخت مبلغ 000 150 ريال در این دوره بئهکار شده باشد، هزینه تبدیل چند درصد بهای تمام شده هر واحد زا تشکیل می دهد؟
الف) 20% ب) 30% ج) 40% د) 50%
31-7: د رشرکت بینا کالای در جریان ساخت ابتدای سال 500 واحد بوده که بخشی از آن تکمیل می باشد. طی سال 000 11 واحد دیگر شروع به تولید شده و 500 10 واحد تکمیل گردیده است. کالای در جریان ساخت پایان دوره از لحاظ هزینه های تبدیل 60% تکمیل می باشد. هزینه های تبدیل به صورت یکنواخت به صورت یکنواخت در طی فرایند تولید به وقوع می پیوندند. هزینه تبدیل کالای در جریان ساخت ابتدای سال 000 150 ريال و هزینه تبدیل سال جاری 200 739 2 ريال می باشد. در صورتی که هزینه تبدیل تخصیص یافته به کالای در جریان ساخت پایان سال طبق روش FIFO برابر با 600 153 ريال باشد، درصد تکمیل 500 واحد کالای در جریان ساخت ابتدای سال از لحاظ هزینه های تبدیل چقدر بوده است؟
الف) 20% ب) 40% ج) 60% د) 80%
مراحل گشايش اعتبار اسناديLC
1-تكميل فرم ثبت سفارش
2-تحويل فرم به وزارت بازرگاني(اداره كل امور بازرگاني استان)
3-اعلام كارمزد ثبت سفارش توسط وزارت بازرگاني و پرداخت آن توسط شركت به صورت حواله اي
4- تحويل كپي حواله به وزارت بازرگاني جهت دريافت شماره 8 رقمي
5-تكميل فرم گشايش اعتبار و ارائه به بانك مربوطه
6-تهيه تعهدات لازم بانكي
7-تهيه بيمه نامه
8- تهيه ساير مدارك مورد نياز بانك از قبيل : فرم گشايش، فرم بيمه نامه، فرم ثبت سفارش و فرم تعهدنامه
9-ببرسي اسناد، مدارك و صفحه گذاري بانك مربوطه گشايش اعتبار اسنادي
10-مخابرهL/C به بانك ذينفع در كشور مربوطه
ایرانیان در دوره هخامنشیان چک می کشیدند
چك از دستاوردهاي بانكداري است وقديميترين شواهدي كه از چك و بانكداري در دست است، به دوره هخامنشيان ميرسد.
به گفته دكتر «شيرين بياني»، تاريخنگار، بانكداري در دوره پيش از اسلام، بهخصوص دوره ساساني اهميت زيادي داشته است. مراكزي همچون بانكهاي امروزي وجودداشتهاند و در آنها كارهاي بانكي از قبيل قرضه، برات، چك و ... صورت ميگرفته است. قديميترين شكل بانكداري را در بينالنهرين در دوره هخامنشيان سراغ داريم كه عمدهترين مركز سكونت يهوديان بود و در آنجا يهوديان عهدهدار امور بانكداري بودند. مداركي هم از اين ناحيه به دست آمده كه كاملا حكم چك دارد. كلمه «بانك» هم در آنزمان مصطلح بود و لغت «چك» نيز از همان زمان متداول شده كه تا امروز باقي ماندهاست. در نوشتههاي دوره ساساني به زبان پهلوي لغت چك را داريم و همين واژه از ايرانبه زبانهاي ديگر جهان راه يافته است. مسلما چك در طول تاريخ روندي داشته است اماسير روند آن را نميدانيم. از ديگر امور مهم بانكي، برات است. برات چيست و از چهزماني در ايران متداول شد؟
دكتر شيرين بياني كه تخصص وي بيشتر تاريخ دوره مغولاست، توضيح ميدهد كه برات همان حواله است.
در دوره مغول، از مركز يا از مراكزايالات «برات» مينوشتند و آن را به دست ماموراني ميدادند. اين ماموران با در دستداشتن حواله مورد نظر موظف ميشدند باج يا عوارض يا وجه نقدي يا جنسي از كسي ياسازماني يا جايي بگيرند. به اين حواله برات ميگفتند.
برات همچون موارد ديگر دردوره مغول روند خطرناكي پيدا كرد. هر دولتمدار يا محصل مالياتي ميتوانست براتبنويسد. به اين ترتيب، يك نفر ممكن بود از يك دايره يا شخص به خصوص چندين براتدريافت كند و موظف شود مطالبات مختلف جنسي يا نقدي اين براتها را پاسخگو باشد.
اين مساله مثل موارد ديگر موجب اغتشاش شد تا سرانجام با اصلاحات غازانخان يابه عبارتي اصلاحات خواجه رشيدالدين فضلالله مسائل مربوط به برات را سامان داد.
دكتر بياني معتقد است اين اصلاحات را در واقع بايد اصلاحات خواجه ناميد. خواجهرشيدالدين فضلالله كه از زمان گيخاتو ارج و قربي بلندپايه نزد شاه يافته بود، درزمان سلطنت غازانخان تصدي كارهاي خطير را عهدهدار شد و سرانجام به مقام وزارترسيد. وي كه در علم و ادب و ملكداري سرآمد بود، در زمان صدارت اصلاحاتي را تنظيمكرد كه بسيار مهم بود اما به نام سلطان وقت به اصلاحات غازاني معروف شد.
يكي ازاين اصلاحات كه در امر اجتماع و اقتصاد تاثير فراواني داشت، محدود كردن استفاده ازبرات بود. وي استفاده از برات را قانونمند كرد و مشخص كرد كه كدام سازمانهاي دولتييا مالياتي اجازه صدور آن را دارند. مجازاتهاي خيلي سختي را هم براي تخلف از اينامر در نظر گرفتند. اگر كسي غير از افرادي كه مجوز داشتند ، برات صادر ميكرد، بهمرگ محكوم مي شد. مامور مالياتي ( بيتكچي ) هم كه برات غير مجاز را نوشته بود، بهقطع دست محكوم ميشد. اين مجازاتها واقعا هم اتفاق افتاده است و به گفته دكتربياني، تمام اين موارد در «جامع التواريخ» اثر بسيار مهم خواجه رشيدالدينفضلالله همداني در تاريخ مغول، ضبط است.
پس از اين اصلاحات، برات به معنيواقعي كلمه به كار رفت و محصلان مالياتي يا ديوان استيصاء يا هر جاي ديگر در مواقعجنگ يا صلح برات مينوشتند و ميفرستادند و كسي كه برات را دريافت ميكرد بايدموارد خواسته شده را ميفرستاد.
رواج پول كاغذي و برات و چك و شركتهاي تجاري مشابه با شركت هاي مضاربهاي در دوره مغول نشان ميدهد اين دوره از دورههاي رونقبازرگاني در طول تاريخ بوده است. در اين دوره، جاده مهم ابريشم كه چين را به اروپامتصل ميكرد و بسياري جنگها بر سر اين جاده شد، براي نخستين بار تحت يك حكومت واحددرآمد. به دنبال آن، دادوستدهاي اقتصادي از راه اين جاده صورت گرفت كه بسيار برايمغولان اهميت داشت. همچنين مراودات فرهنگي بسياري از اين مسير انجام شد كه همه اينعوامل در پيشبرد اقتصاد و فرهنگ موثر بود.
تبریک سال نو
يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبراليل و النهار
يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال
بازهم چرخش زمان ورود سالي جديد را نويد داد و لبخند گلها بر چهره بلبلان اميد را افزون كرد،تا پويائي طبيعت و حركت بسوي غايت قصوي را ياد آوري كند و عظمت لايزال الهي را در جان و دل آدميان بنشاندبه عبوديت خود اقرار كنند وتوشه خويش را فراهم آورند.كه" اذا رايتم الربيع فاكثروا ذكرالنشور"عزيز گرانقدر با اين اميد كه سالي پر بار و قرين توفيق الهي،براي بر گرفتن ذخيره رستاخيز كه از راه عبوديت پروردگار و خدمت به خلق خدا حاصل مي شود،داشته باشيد.
فرا رسيدن نوروز،روز نزول فرشته وحي بر خاتم پيامبران (ص)،روز غدير خم وروز ظهور حجت حق (عج) را به شما و خانواده محترم تبريك عرض مي نمائيم
باعرض معذرت از وقفه به وجود آمده در بروز رسانی وبلاگ که به خاطر عدم دسترسی به اینترنت در محل کار جدیدم در دانشگاه پیام نور قوشچی (۵۰کیلومتری ارومیه)بود که این مشکل حل شده وسعی خواهم کرد که مرتب وبلاگ را به روز نماییم .
مشخصات فردي: